Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790302-48244S1

Date of Document: 2000-05-22

خودگرايي وآرامش سياسي كار كرد دمكراسي و امنيت دموكراسي و امنيت ملي (بخش آخر ) سهراب عسكري فامنين امنيت ملي امنيت ملي عنصر جدايي ناپذير سياسي يك كشور است و چون چتري است كه حيات سياسي، اقتصادي، اجتماعي كشور را پوشش مي دهد. تا زماني كه امنيت ملي در يك كشور وجود دارد واحد سياسي دچار هيچ نوع گزندي نمي گردد اما با فقدان يا ضعف آن آفت هاي زيادي متوجه حيات سياسي و زندگي اقتصادي كشور شده، روند امورات را مختل مي نمايد. در مفهوم كلي، امنيت، احساس آزادي از ترس و يا احساس ايمني دربرداشت مي باشد كهن و اوليه امنيت در برابر تهديدات نظامي ديگران بود. امنيت در نگاه اول و در ساده ترين اعتبار آن به معناي اطمينان نسبت به سلامت جان، مايملك و حريم زندگي است. اما با ورود زندگي بشري به عرصه هاي نوين سياسي، اقتصادي، لزوم برقراري تبادلات بين ملل، تحول در مفاهيم دموكراسي و حكومت و... دامنه مفهوم امنيت ملي گسترده شده است و بنابراين با نگاه به آن از زواياي متفاوت مي توان نقش مهم آن را در حيات يك كشور دريافت. امنيت براي يك كشور عبارت است از داشتن يا به دست آوردن اطمينان نسبت به سلامت موجوديت و مايملك، نسبت به اعتبار و موقعيت و نسبت به همه آنچه كه زير چتر منافع ملي قرار مي گيرد. ( ) 7 امنيت هنگامي ارزش پيدا مي كند كه تهديدي وجود داشته باشد. براي هر نوع تهديدي نوع ويژه اي از امنيت لازم است. مقابله با تهديدهاي اقتصادي تدابير مهم و راهبردي را مي طلبد، مبارزه با تهديدهاي نظامي آمادگي دفاعي و آرايش مداوم انديشه، ابزار و اهداف نظامي را نياز دارد. دفع تهديدهاي فرهنگي نياز به ارائه فرهنگي غني و قوي، تعيين چارچوبهاي اساسي و... دارد، تهديدهاي مربوط به افراد هم بايد از سوي حكومت مورد بررسي قرار گرفته و راهكارهاي عملي جهت ايجاد امنيت ارائه شود و.. بين وجود تهديد و ايجاد امنيت مربوط به آن بايد تناسب وجود داشته باشد. براي مقابله با تهديدهاي فرهنگي نيروي نظامي كارايي ندارد و يا نمي توان تهديدهاي نظامي را با استراتژيهاي اقتصادي دفع كرد. كارايي هر عامل يا عنصر ايمن ساز در ارتباط با نوع تهديد است. با توجه به منشا تهديدها مي توان امنيت ملي را به دو بعد داخلي و خارجي تقسيم يكي كرد از معيارهاي سنجش اعتبار سياسي هر كشور در دنيا برخورداري آن كشور از زيرساختهاي مناسب امنيتي مي باشد. تغيير نقش آفريني مسائل نظامي - سياسي به نقش آفريني مسائل اقتصادي - سياسي يا به تعبير بهتر تغيير ژئوپوليتيك به ژئواكونوميك، گسترش ارتباطات، جريان سرمايه ها از كشوري به كشور ديگر، بلوك بندي اقتصادي و همگرايي هاي منطقه اي را تشويق كرد. براي ابراز وجود و نقش آفريني در مسائل اقتصادي، سياسي منطقه اي و جهاني از چند گزينه بايد استفاده اساسي گردد تا ديگران به اعتبار سياسي و توانايي ها و قابليت هاي هر كشوري اعتراف نموده و در بازيها او را نقش بدهند. يكي از گزينه هاي بسيار مهم امنيت داخلي است. با بيان مطالب بالا مي توان گفت نياز به امنيت داخلي اولويت اصلي هر كشوري است. امنيت داخلي بستر مناسب را جهت جذب سرمايه گذاريهاي خارجي، فعاليت سرمايه هاي داخلي و مشاركت اقتصادي فراهم امنيت مي آورد ملي در بعد داخلي فضاي سالم جهت موجوديت و تاثيرگذاري تفكرات عموي در ساختار سياسي را آماده مي كند و امنيت داخلي بستر مناسب براي تعامل انديشه هاي سياسي در چارچوب قوانين كشوري را فراهم مي آورد. هدف امنيتي در اينجا (در يك كشور دموكراتيك ) عبارت از حفظ مشروعيت سياسي و هويت فرهنگي از طريق وارد كردن توده ها به فرايند سياستگذاري است كه ضمنا بر اين فرض متكي است كه نظام هاي مشاركتي يكي از عوامل مهم انسجام سياسي و اجتماعي به حساب مي آيند. ( ) 8 صيانت از حقوق شهروندان به وسيله حكومت تحقق رواني و مادي ايمني است كه جزو اهداف اوليه آن حكومت مي باشد. همان گونه كه پيشتر اشاره گرديد تناسبي بين تهديد ونوع امنيتي كه براي آن تهديد انديشيده مي شود بايد برقرار باشد. تهديدهايي كه براي دموكراسي در يك جامعه وجود دارند عبارتنداز: عدم پايبندي مسئولان ارشد و دولتمردان به قانون، عدم ايجاد شرايط برابر براي شهروندان جهت دستيابي به مناصب، عدم وجود آزادي بيان و انديشه، عدم صيانت از حقوق و آراء شهروندان و دخالت ندادن آنها در تعيين سرنوشت كشورشان و.... بنابراين امنيت ملي و آرامش فضاي سياسي جامعه باعث خواهد گرديد: - 1 شهروندان به ايمن بودن حقوق خود اطمينان داشته باشند. در اين شرايط همگان در مقابل قانون برابر خواهند بود، همگان حق برابر جهت دستيابي به مناصب و مشاغل و فرصتهاي اقتصادي خواهند داشت و همگان خواهند توانست از طريق مطبوعات و ساير وسايل و ابزار در چارچوب قانون اظهارنظر نموده، خواستار اصلاح نواقص گردند و البته آرا و حقوق خود را از هر گزندي به دور خواهند يافت. - 2 جامعه از وضع موجود به سوي كسب وضع مطلوب حركت خواهد كرد. هر روز و هر لحظه در زندگي نوع بشر تحولي تازه صورت مي گيرد. كرانه اين تحولات از امور بهداشتي، صنعتي، شهرنشيني، كشاورزي و... گرفته تا تسخير كيهان را دربرمي گيرد. روند كلي اين تحولات كسب وضع مطلوب و شرايط بهتر است. بنابراين در سايه امنيت ملي هر كشوري خواهد توانست خود را در بهره گيري از اين تحولات سهيم سازد. - 3 آرامش جامع و كارآيي بهترين انديشه: در فضاي اطمينان بخش جامعه تعامل انديشه ها امري است عادي. شهروندان با استفاده از اين ويژگي انديشه اي را جهت هدايت جامعه برخواهند گزيد كه از تمام فرصتها و قابليت ها جهت تعالي جامعه استفاده مي كند. فضاي پرتلاطم و شلوغ دست افراد فرصت طلب را جهت كسب منافع نامشروع بازمي گذارد. آنها با استفاده از اين موقعيت ايجاد شده حداكثر ضرر را به جامعه خواهند زد و چه بسا ممكن است انجام برنامه هاي كلان در بخشهايي چون اقتصاد، فرهنگ و.. را دچار وقفه بكنند. درصورتي كه جامعه آرام و قانونمند هرگونه فرصتي را از برابر چشمان افراد سودجو دور كرده و زمينه آنرا از بين تنها مي برد انديشه اي مجال فعاليت خواهد داشت كه مورد قبول همگان يا اكثريت باشد. - 4 در نهايت بايد گفت كه امنيت ملي ثبات دموكراسي در جامعه را در پي خواهد داشت و پايه هاي آنرا تحكيم خواهد بخشيد. آلايش ها و آفت هاي آنرا خواهد زدود و اين امر با توجه به موارد پيش گفته حركت به سوي تحصيل منافع ملي است. همه پديده ها و عناصري كه در حفظ بقا و بهتر زيستن يك ملت نقش آفرين مي باشند، منافع ملي آن ملت يا كشور خوانده مي شوند. اين پديده ها و عناصر دربرگيرنده موجوديت ملي يك كشور است، از سرزمين و مرزها گرفته تا اقتصاد و سياست و عوامل فرهنگي موءثر در پديدار آمدن و دوام يافتن و نيرومندتر شدن آن ملت و هويت ملي اش و نقش آفريني هاي داخلي، منطقه اي و جهاني اش همه و همه در مفهوم منافع ملي يك ملت جاي دارند. ( ) 9 نتيجه از دموكراسي تاكنون تعاريف گوناگوني ارائه شده است. بعضي از تعاريف برداشتهاي شخص افراد از مفهوم دموكراسي بوده و آنها با توجه به كمبودها و نقصان موجود در ساختار سياسي جامعه اظهارنظر كرده اند. به زعم آنها تعاريف ارائه شده جنبه هاي فراموش شده دموكراسي را بيشتر مد نظر داشته اند مثل آزادي بيان و آزادي انديشه. انتقاداتي به دموكراسي صورت گرفته و افرادي صاحب انديشه در اين مورد سخن گفته اند. آلن دوبنوا معتقد است كه ماهيت دموكراسي عوض شده است. در ابتداي كار دموكراسي وسيله اي بود براي اين كه مردم از راه تعيين نمايندگان خود در امور عمومي شركت كنند. همين دموكراسي امروز وسيله اي شده است براي نمايندگان تا قدرت فردي خود را ازطريق آراء مردم مشروعيت بخشند. ( ) 10 اما با تمام اين موارد دموكراسي ارزش خود را داراست و در حال حاضر قابل قبول ترين انديشه و تفكر سياسي جهت اعاده حقوق ملت و حفظ و نگهداري آن و عمل به خواسته هاي برحق شهروندان مي باشد. ژان ژاك روسو براي دموكراسي ارزشي بس بالا قائل شده و آنرا صفاتي براي فرشتگان و خدايان ناميده است. آنجا كه مي گويد: اگر در دنيا ملتي از خدايان و فرشتگان تشكيل مي يافت حكومت دموكراسي را انتخاب مي نمود. حكومت به اين كاملي و خوبي به درد آدميزاد نمي خورد. ( ) 11 حاكميت دموكراسي جنبه هاي بسيار مثبت و ملموسي دارد. دموكراسي محتملترين شكل حكومت است كه در دراز مدت به خط مشي خردمندانه اي مي انجامد. به طور اخص دموكراسي بر اين عقيده مبتني است كه اين مردم عادي كه با همداستاني در مورد امور مشترك خود عمل مي كنند هرگاه شرايط دموكراسي به نحوي معقول فراهم باشد خواهند توانست در درازمدت براي تامين منافع اجتماعي تصميمات هدايت كننده اي بگيرند. دموكراسي در ميان تمام نظامهاي حكومتي رفتار صحيح با اعضا و بخشهاي اجتماع را فراهم مي آورد و به هر كس حق او را مي دهد. دموكراسي باعث حل جدالها و منازعات به صورت آشتي جويانه مي شود. تلقي عملي از دموكراسي پذيرش نظر و ديدگاه اكثريت است. در سايه اين پذيرش بسياري از منازعات فروكش مي كند. دموكراسي باعث ايجاد حس وفاداري بين شهروندان مي شود. شهروندان در جامعه دموكراتيك بيش از ساير جوامع به صداقت و صميميت روي مي آورند. دموكراسي حس مشاركت و مسئوليت پذيري در افراد را تقويت مي نمايد. شهروندان در حكومت دموكراتيك رغبت بيشتري به مشاركت دارند. آنها خود را حافظ منافع همديگر و قانون مي دانند. حاكميت دموكراسي قانونمندي، قانون مداري، حفظ ارزشهاي اجتماعي، حرمت انديشه هاي ارزشمند، تعالي انديشه و تثبيت جامعه مدني را به دنبال خواهد داشت. پاورقي ها: ( ) 7 دكتر مجتهدزاده. منبع پيش گفته. صص 156155 - 8 چهره متغير امنيت ملي. رابرت ماندل. ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردي. 154153 13790 صص - 9 دكتر مجتهدزاده. منبع پيش گفته. ص 155 - 10 بحران دموكراسي - آلن دوبنوا - ترجمه دكتر نادرزاده - اطلاعات سياسي - اقتصادي - شماره - 7675 ص 24 - 11 ژان ژاك روسو. همان ص 83