Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790302-48240S2

Date of Document: 2000-05-22

همكاري دانشگاه و صنعت; شرط اوليه ارتقاي شاخص هاي تحقيق و توسعه به بهانه برگزاري پنجمين كنگره همكاريهاي دولت، دانشگاه و صنعت اشاره; با آنكه امروزه كمتر ترديدي درباره نقش تحقيق و توسعه در پيشرفت كشورها و نيز ضرورت توجه ملي به آن ابراز مي شود، لكن در مواردي به نظر مي رسد هنوز هم مسئولان مربوط اعتقاد عملي و راسخي به امر تحقيق ندارند. شايد اين مساله ناشي از آن باشد كه غالبا آنان در فهم زبان تحقيق و پژوهش مشكل دارند و پژوهشگران ما هم علاقه اي به كاربردي كردن و اخذ نتايج واقعي از تحقيقات خود بروز نمي دهند، لذا دو سيستم اجرايي و پژوهشي كشور كماكان راه جداگانه خود را مي پيمايند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با مقايسه شاخصهاي تحقيق و توسعه در كشورهاي گوناگون، بويژه كشورهاي صنعتي با يكديگر و درنظر گرفتن شرايط و موقعيت ايران، به درك مشكلات خاص كشور ما به موضوع بپردازد و پيشنهادهايي در زمينه ارتقاي سطح تحقيق و توسعه كشور و نيز نقش دولت در تقويت رابطه بخشهاي دانشگاهي و صنعتي عرضه كند. با آنكه از زمان جنگ دوم جهاني تاكنون، تحقيق و توسعه منبع اصلي رشد و دگرگوني جوامع صنعتي تشخيص داده شده است اما هنوز هم فقط حدود 30 كشور بر دانش و فن آوري جهان چيرگي دارند و تقريبا همه كشورهاي درحال توسعه از نارساييهاي نظام فن آورانه بين المللي زيان مي بينند، تا جايي كه در بسياري از اين كشورها يا اصلا موءسسه تحقيق و توسعه اي وجود ندارد يا اگر هم وجود داشته باشد، بسيار كوچك و فاقد كارايي است. تغيير اين وضعيت نيازمند يك سياست گذاري كلان در زمينه هاي علم و فن آوري اين كشورهاست و اجراي اين سياست گذاري پيش نيازهاي خاصي مي طلبد. اين مقاله در پي آن است كه با بهره گيري از اطلاعات آماري مربوط به تحقيق و توسعه در كشورهاي مختلف، مروري داشته باشد بر در R&Dساختار اين كشورها و سپس با استفاده ازيافته هاي اين مقايسه، پيشنهاداتي جهت اصلاح ساختار تحقيق و توسعه ايران عرضه كند. معرفي شاخصها در مرجع مورد استفاده (كتاب آماري سال 1998 يونسكو ) شاخصهاي متعددي درباره فرهنگ، ارتباطات، آموزش و تحقيقات مطرح شده و داده هاي مربوط به هر شاخص براي كشورهاي متعددي آمده است لكن ما در اين مقاله شاخصهاي ويژه اي را مورد توجه قرار داده ايم كه درباره آنها دانستن مفاهيم و تعاريف ذيل ضروري است: - 1 شمار دانشمندان مهندسان و تكنسين هاي شاغل R&Dدر: منظور افراد دانشمند و مهندسان (Engineers & Scientist) و نيز تكنسين (Technician) است كه در R&Dبخش اشتغال دارند. در مورد كشورهايي كه اين آمار مستقيما در دسترس نبوده است يونسكو آن را برمبناي شمار افرادي كه سطوح 6 و 7 آموزش را براي دانشمندان و مهندسان و سطح 5 آموزشي را براي تكنسين ها گذرانده اند، تخمين زده است (درباره سطوح آموزش به تعاريف مربوط مراجعه شود ). همچنين تعداد افراد پاره وقت به تعداد معادل تمام وقت تبديل شده است. - 2 تحقيق و توسعه: به طور كلي تحقيق و توسعه بهره فعاليت سيستماتيك و خلاق كه به منظور افزايش دانش بشري انجام مي شود اطلاق مي گردد. اين دانش مي تواند شامل دانش انساني، فرهنگي و اجتماعي و استفاده از اين دانش در كاربردهاي جديد باشد. تحقيقات پايه اي، كاربردي و توسعه تجربي انواع R&D محسوب مي شوند. - 3 بخشهاي اشتغال: در جداول مربوط فعاليتهاي تحقيق و توسعه به سه بخش كلي تقسيم شده است: - بخش توليدي كه موءسسات صنعتي و تجاري داخلي و خارجي را شامل مي شود كه به توليد و توزيع كالا و خدمات براي فروش مي پردازد و خود شامل بخش متمركز ( مستقيما در ارتباط با توليد ) و غيرمتمركز است. - بخش آموزش عالي كه با موءسسات آموزشي در سطح سوم و نيز موءسسات تحقيقاتي و آزمايشگاهها مرتبط است. - بخش خدمات عمومي كه شامل موءسسات دولتي يا عمومي گوناگون است كه سرويس دهنده عام به شمار مي روند. - 4 هزينه هاي R&D:مجموع هزينه هاي جاري و سرمايه اي انجام شده براي فعاليتهاي R&D - 5 منابع مالي: اين منابع در جدول مربوط به دسته هاي زير تقسيم شده اند: - منابع دولتي شامل هزينه هاي انجام شده توسط دولت مركزي، ايالتي و غيره. - فعاليتهاي مولد و منابع ويژه شامل هزينه هاي تخصيص يافته بخشهاي توليدي و صندوقهاي مربوط به پيشرفت فني اقتصادي. - منابع خارجي كه از خارج كشور براي R&Dفعاليتهاي ملي هزينه شده اند. - ساير منابع كه نمي توان آنها را به صورت دسته هاي قبلي تقسيم كرد. شاخص هاي اصلي تحقيق و توسعه در ايران - 1 متاسفانه با وجود گسترش كمي آموزش عالي در كشور ظرف چند سال گذشته، هنوز هم با كمبود نسبي دانشمندان و مهندسان R&D مواجه اين هستيم امر از سويي محتاج اصلاح هرم دانشجويي كشور است. به نحوي كه شمار دانشجويان تحصيلات تكميلي بويژه دوره دكترا افزايش يابد و از سوي ديگر نيازمند اهرمهايي است كه اين افراد را به سمت فعاليتهاي پژوهشي و تحقيقاتي سوق دهد. يعني نفس تربيت اين افراد بدون اينكه زمينه هاي مناسب براي جذب آنها در R&D فراهم شود، كافي نيست و كمبودهاي مورد بحث را جبران نمي كند. به علاوه بايد به مساله كيفيت در تربيت محققان نيز توجه داشت، به نحوي كه واقعا پژوهشگر تربيت شود و نه فقط فارغ التحصيل، به اين منظور بهتر است، بخشي از دوره تحصيل دانشجويان دوره دكتراي پژوهشي در مراكز خاص صنعتي، تحقيقاتي و آزمايشگاهي سپري شود و حتي المقدور مسائل واقعي جامعه و مشكلات صنعت مطالعه شود. همچنين تخصيص فرصتهاي مطالعاتي در اين مراكز مفيد است. - 2 بحث اصلاح هرم نيروي انساني تحصيل كرده در كشور ما منحصر به تربيت دانشجويان تحصيلات تكميلي نيست بلكه تربيت تكنسينها نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. البته با توجه به دسترسي آسان و سهولت جذب فارغ التحصيلان كارشناسي، به نظر مي رسد كه مي توان پستهاي تكنسيني مراكز تحقيقاتي را به افرادي با مدرك كارشناسي واگذار كرد كه علاقه پژوهشي چشمگيري داشته باشند. توجه داريم كه با توجه به جو نامناسب فرهنگي در قياس با مقاطع كمتر از كارشناسي، سالها طول مي كشد تا ما بتوانيم نيروهاي با استعدادي را در مقاطع مربوط جذب و آنها را تربيت نماييم تا در مراكز مشغول R&D شوند و نقش تكنسين را به خوبي ايفا نمايند. لذا استفاده از فارغ التحصيلان كارشناسي به اين منظور مناسب به نظر مي رسد، لكن به هر حال تكميل و ارتقاء نسبت تكنسين به دانشمند در مراكز پژوهشي كشور ضروري است. - 3 شايد بتوان يكي از بزرگترين و در عين حال ساده ترين مشكلات پژوهشگران ما را كمبود پرسنل خدماتي موءثر دانست. به نحوي كه گاهي ديده مي شود، محققان خود بايد تمام مراحل اداري و خدماتي و تداركاتي و.. طرح ها را به انجام رسانند (هر چند كه گاهي اوقات پرسنل خدماتي هم وجود دارند، اما كار خود را به خوبي انجام نمي دهند كه اين امر نيازمند مباحث مديريتي است و از موضوع اين مقاله خارج است ) لكن اگر سيستمي فراهم شود كه مراحل تهيه پيشنهاد تحقيق، بازاريابي، تايپ، نامه نگاري، مسائل مالي و غيره مربوط به پژوهشها توسط كاركنان اداري و خدماتي انجام شود، قطعا درصد بزرگي از وقت و فكر محققان آزاد خواهد شد. نبايد سيستم به گونه اي عمل كند كه ذهن محقق مثلا نگران تعطيل مركز و ماندن پشت در يا گم شدن تجهيزات و غيره باشد. - 4 دستيابي به رقمي كه ما به عنوان حداقل آستانه اي براي از R&Dسهم توليد ناخالص ملي تعيين كرده ايم (يعني 1 درصد ) مستلزم دو برابر شدن هزينه هاي مربوط است. اين امر چندان آسان نيست، بويژه آنكه هدف جذب مفيد بودجه مربوط است و نه فقط هزينه كردن آنها. البته درباره نحوه تامين اين بودجه در قسمتهاي بعدي بحث خواهيم كرد، اما آنچه قطعي است ضرورت سرمايه گذاري در زمينه تحقيق و توسعه بسيار بيشتر از چيزي است كه هم اكنون انجام مي شود. - 5 بهره گيري از استعدادهاي كليه طبقات جامعه يكي از موضوعات ضروري است و مورد تاكيد قانون اساسي ما نيز قرار دارد كه از جمله طبقه زنان هستند. خوشبختانه طي چند سال اخير، درباب مشاركت زنان پيشرفتهاي زيادي حاصل شده و حضور آنان در دانشگاهها افزايش يافته است، لكن كمتر به عنوان پژوهشگر در مراكز تحقيقاتي ديده مي شوند. - 6 در كشور ما اكثر دانشمندان در دانشگاهها تمركز دارند در حالي كه در كشورهاي صنعتي درصد بالايي از آنان به كار تحقيق در توليدي R&Dمراكز مي پردازند. طبيعي است كه ما هم احتياج داريم كه بتدريج مراكز بزرگي از تحقيقات را در كنار صنايع خود داشته باشيم و به نظر مي رسد كه در طول زمان و با اشباع دانشگاهها اين امر اتفاق بيفتد. اما در حال حاضر چاره اي نداريم، جزآنكه به تاكيد همزمان از پژوهشگران دانشگاهي در دو بعد تدريس، و تحقيق بپردازيم تا ظرفيت تحقيقاتي لازم در صنعت شكل بگيرد. لذا با وجود تاكيدي كه در زمينه تحقيقات پايه اي وجود دارد، به نظر مي رسد تحقيقات كاربردي اولويت بالاتري داشته باشند. زيرا وقت و توان پژوهشگران ما محدود است و طبعا حل مشكلات موجود در توليد بايد در اولويت بالاتر قرار گيرد. البته شرايط اجتماعي و فرهنگي ما فعلا به گونه اي است كه خارج از دانشگاهها براي جذب و استخدام فارغ التحصيلان مدارج بالا بويژه دكتري معمولا مشكلاتي وجود دارد كه اميد است به تدريج برطرف گردد. - 7 به همين ترتيب محل صرف شدن نيز R&Dهزينه هاي جاي تامل دارد و بايد ببينيم كه چه بخشي از آن را صرف دانشگاهها و چه بخشي را صرف تحقيقات در ساير بخشها مي كنيم. تصميم گيري درباره اين موضوع نيازمند تجزيه و تحليل روي موضوعات متعددي است. براي مثال، بايد ديد بهره وري تحقيقات در هر بخش چقدر است و صرف بودجه در كدام يك پاسخ بهتري مي دهد و يا معلوم شود بودجه هاي صرف شده در دانشگاهها به چه ميزان صرف تحقيقات بنيادي و چه ميزان صرف تحقيقات كاربردي مي شود و برنامه و سياستهاي كلي كشور چه راهكاري را پيشنهاد مي دهد. - 8 بحث مقايسه بودجه سرانه بودجه تحقيقاتي به ازاي هر محقق در دانشگاهها با ساير مراكز تحقيقاتي نيز هر چند كه به علت فقدان آمار مربوط براي ايران مبناي عددي پيدا نكرده، لكن بايد مورد اشاره قرار گيرد، زيرا به نظر مي رسد در كشور ما و ساير كشورهاي جهان سوم بي توجهي به سطح دستمزد محققين دانشگاهي به نحو شگفت آوري خسارت بار است و با صرف بودجه هاي بسيار كمتري نسبت به اين خسارات مي توان جلوي آن را تا حد زيادي گرفت. مساله فرار مغزها كه بخصوص در چند سال اخير دوباره در كشورمان اوج گرفته است، عمدتا ناشي از عدم وجود دورنماي شغلي بهتر و شرايط كافي كار نظير محيط كار مناسب، جايگاه قانوني، تشكلهاي صنفي و سياستهاي حمايتي براي افراد تحصيل كرده است. دراين زمينه تاكيد مي كنيم كه علاوه بر مسائل مالي و حمايتي فوق، بايد سعي شود تا دانشمندان و مهندسان احساس كنند كه از نظر اجتماعي مفيد هستند و وفاداري آنها در قياس با كل جامعه تقويت شود و نه اينكه احساس بيهودگي وظيفه نيز بر فقر مادي آنان افزوده ضمن شود اينكه حداقل امكاناتي نظير دسترسي به شبكه اينترنت، كتابخانه، مقالات، آزمايشگاه و غيره نيز كه وسايل اوليه تحقيق هستند، فراهم گردد. - 9 با توجه به ارقام ارائه شده به منابع تامين R&Dهزينه هاي در ايران و ساير كشورها به نظر مي رسد كه سهم اين هزينه ها در GNP بايد حداقل دو برابر شود، لكن مساله آنجاست كه بيش از 90 درصد اين هزينه ها از طريق دولت تامين مي شود، در حالي كه در كشورهاي صنعتي، اين رقم كمتر به است عبارت ديگر اگر ما بخواهيم الگوي آن كشورها رامدنظر قرار دهيم، دولت اكنون سهم خود را در هزينه هاي تحقيق و توسعه مي پردازد و بعد از اين دولت فقط بايد زمينه هاي افزايش سهم بخش خصوصي را فراهم كند. اما نكته در اينجاست كه اصولا قسمت عمده از اقتصاد و توليد ما دولتي است و لذا ما نمي توانيم توقع داشته باشيم كه بخش خصوصي با سهم نسبتا كوچكي كه از اقتصاد دارد سهم بزرگي از را R&Dهزينه هاي بپذيرد. پس در اينجا دو مطلب پيش مي آيد. نخست ضرورت واگذاري بخشهاي زيادي از اقتصاد ملي به بخش خصوصي و دوم تلاش در جهت افزايش سهم اين بخش در هزينه هاي R&D و شايد بتوان اصولا همين امر را از پيش شرطهاي خصوصي سازي دانست. مطلب ديگر، توجه به سرمايه گذاري مشترك با مراكز تحقيقات خارجي در اين زمينه است كه كشورهاي جهان سوم اغلب در اين بخش سهم بيشتري در قياس با ايران داشته اند. - 10 آخرين پيشنهاد مربوط به ابزارهاي تحقيقات است كه دسترسي آسان به كتاب و مقالات و رايانه و شبكه ها و غيره شرط اساسي آن چنانكه است اشاره شد، سهم كتب علمي منتشر شده در كشور ما مطلوب نيست و كتب فعلي هم اغلب با تيراژ محدود و بخصوص به صورت ترجمه اي منتشر مي شود كه مي توان با ابزارهاي حمايتي و تشويقي به بالا بردن كميت و كيفيت كتب منتشر شده پرداخت.