Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790301-48227S3

Date of Document: 2000-05-21

ايجاد مراكز علمي، راهگشاي توسعه انديشه اشاره; انديشه علمي در بين طبقات گوناگون جامعه و نگرش علمي به مسائل و مشكلات تا اندازه زيادي معضلات كشور را حل دانشگاهها مي كند و بخصوص مدارس با وقت محدودي كه براي آموزش كلاسيك مقدمات علوم در اختيار دارند، قادر نيستند تفكر علمي عميقي در بسياري از طبقات جامعه ايجاد كنند. احداث مراكز علمي و انجمن هاي علمي ويژه، موزه هاي علوم و پژوهشكده ها مكمل، مفيد و اصولي براي مدارس و دانشگاهها هستند. در مقاله حاضر، ضرورت ايجاد مراكز علمي ويژه به عنوان راهكارهاي مفيد براي بروز تفكر علمي بين طبقات مردم و مخصوصا جوانان و نهايتا كمك شاياني به توسعه ملي، مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت. محمدعلي نوشاد عضو هيات علمي دانشگاه شيراز تحليل اصولي و علمي مسائل و سعي در حل علمي مشكلات و معضلات جامعه، راهي اصولي براي دستيابي به توسعه پايدار در كشور است. احداث مراكز علمي مخصوصي كه باعث تقويت ذهن هم ميهنان و بخصوص جوانان و توسعه و خلاقيتهاي ذهني آنها شود، كمك شاياني به حل مشكلات به صورت بومي خواهد بود. برنامه و گسترش نگرش علمي آموزش و پرورش و دانشگاهها در كليه نقاط دنيا به عنوان مراكزي كه مقدمات علوم را به طور معمولا نه چندان تخصصي به دانش آموزان و دانشجويان آموزش مي دهند، شناخته شده اند. اين گونه مراكز قادر به گسترش همه جانبه علم و تفكر علمي در جامعه نيستند. براي تكميل رسالت مدارس و دانشگاهها احتياج به برنامه ريزي درازمدت و پرهيز از اجراي برنامه هاي كوتاه مدت و مقطعي حس مي شود. براي اينكه كشور ما آينده اي روشن در پهنه گيتي داشته باشد، ناچاريم افرادي را تربيت كنيم كه نگرش علمي عميق داشته باشند و هميشه سعي در حل علمي مسائل كنند. در چند دهه اخير به جز كشورهاي پيشرفته سنتي، كشورهايي از قبيل ژاپن، كره، هند و امثال آنها توانسته اند بسياري از مشكلات خود را از طريق ترويج تفكر علمي حل كنند كه ما تاكنون توفيق زيادي در اين زمينه نداشته ايم. به جاي اينكه مشكلات موجود را ريشه يابي كنيم، بيشتر سعي كرده ايم كه مسائل را به صورت روبنايي با تاسيس كارخانجات، دانشگاهها و مدارس جديد حل كنيم، اولين قدمي كه بايد در اين زمينه برداريم اين است كه شرايط موجود را كاملا شناسايي و علل عقبماندگي علمي جامعه را ريشه يابي كنيم. متفكراني از گذشته تاكنون سعي كرده اند كه مشكلات را شناسايي كنند و سعي در حل آنها بنمايند، ولي شايد عيمقا در اين مورد تفكر نشده باشد. در جوامعي كه گامهاي سريعي در مسير پيشرفت برداشته اند، پژوهشگراني بوده اند كه نه تنها سعي در شناخت درد كرده اند، بلكه سعي كرده اند كه آن را درمان نمايند. اين بدان مفهوم است كه متفكراني وجود داشته اند كه خواسته اند با درك قوانين و مسائل جامعه، كوشش فراواني در جهت تغيير آن جامعه به كار برند و مثلا سعي كرده اند كه مشخص كنند كه در چند دهه آينده در مملكت و در جهان چه خواهد شد و چه كاري بايد انجام داد كه روال تغييرات مطابق دلخواه پيش براي رود علوم اجتماعي براساس محاسبات رياضي مدلسازي مي كنند و روشهاي كاملا علمي را در حل مسائل پيش مي گيرند. ما در مدارس و دانشگاههايمان اصول علمي را آموزش مي دهيم، ولي هيچ گاه به دانشجويان آموزش نمي دهيم كه چرا شناخت اين اصول علمي ارزش و اهميت دارد. اين وظيفه بخش تحصيلكرده و متفكر ما است، كه اول خودش مساله را درك كند و سپس آن را به جامعه منتقل نمايد. انديشه ورزان جامعه ما در راه برنامه ريزيهاي بلندمدت، گام چنداني برنداشته اند و بيشتر برنامه ها مقطعي و كوتاه مدت بوده است. ترويج علم به معناي بالا آوردن سطح دانش عامه مردم است. در زماني كه مردم هند با فقر دست و پنجه نرم مي كردند به فكر تاسيس مراكز علمي و تحقيقاتي بودند. در ايران نيز در سه دهه گذشته كوشش فراواني در اين زمينه شده است، ولي معمولا اين كوشش ها عقيم مانده و در لابلاي بروكراسي اداري و بررسي هاي سطحي گم شده و به فراموشي سپرده شده است. در بسياري از موارد هر وقت پيشنهاد تاسيس يك مركز علمي داده شده، چون در بررسي موضوعي، مشخص شده كه اين مركز نمي تواند در زماني كوتاه خودكفا شود و گرداندن آن احتياج به صرف هزينه دارد، سنگهاي بزرگي جلوي آن انداخته شده است. تا زماني كه در جامعه اين تفكر وجود دارد كه مدارس، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي مصرف كننده اند و از نظر اقتصادي صرفه اي ندارند، راه به جايي نخواهيم برد. سابقه و تحقيقات علمي در ايران از سه دهه قبل كوششهايي در راه گسترش تحقيقات علمي و بارورتر كردن آن به عمل آمده و مثلا مركز پژوهش فيزيك نظري نتيجه همين نگرش است، ولي با وجود بيست و پنج سال سابقه فعاليت آن، هنوز اين مركز پيشرفت چشم گيري نداشته است. پس از انقلاب سعي شد كه بودجه در خور توجهي به آن مركز اختصاص يابد ولي پيشنهادهاي مربوط در سازمان برنامه و بودجه به دست فراموشي سپرده شد. جامعه ما علم را پذيرفته است، ولي تا زماني كه تفكر علمي در تمام اركان جامعه ريشه ندوانيده باشد، حاضر نيست در راه ترويج علم هزينه نمايد. علاقه مندان علم و فرهنگ اين مرز و بوم بايد سعي كنند كه اين باور عمومي به وجود آيد كه /1 1اختصاص درصد از درآمد ناخالص كشور به امر پژوهش كه پيشنهاد دولت است، حداقل هزينه اي است كه در راه گسترش تحقيقات بايد پرداخت. بايد فعاليتهاي دامنه داري در راه ايجاد باور علمي در فكر و انديشه هموطنان صورت گيرد. يكي از راههاي گسترش انديشه علمي ايجاد موزه هاي علمي، پژوهشكده ها و مراكز علمي آموزشي ويژه است. تاسيس مراكز علمي ويژه با مشاركت مردم در كشورهايي كه محدوديتهاي نظام رسمي آموزشي خود را پذيرفته اند به تاسيس و تقويت نظامهاي ديگر آموزشي در كنار نظامهاي رسمي آموزشي خود پرداخته و به نتايج زير دست يافته اند: الف - امكان آموزش مهارتهاي گوناگون غيركلاسيك براي جوانان. ب - شكوفايي ابتكارات و خلاقيتهاي فردي. ج - ايجاد زمينه تحول در نظامهاي رسمي آموزشي. اين مراكز علمي، موءسساتي هستند كه بايد در كنار آموزشهاي كلاسيك براي گسترش تفكر علمي، دقت در پديده هاي جهان هستي و علوم، برخورد اصولي با پديده ها و آموزش شيوه كشف علتها به مخاطبان خود گامهاي بلندي بردارند. چنين مراكزي در كشورهاي پيشرفته با اقبال عمومي مواجه شده اند، ولي در كشورهاي درحال توسعه، از جمله كشور ما، توجه زيادي به آن نشده است. اولين شرط توسعه، وجود نيروي انساني خلاق و پژوهشگر است. يكي از فاكتورهاي اساسي كه در ارزشيابي وضعيت پيشرفت علمي جوامع مورد بررسي قرار مي گيرد نسبت شمار پژوهشگر به عده كل جمعيت جامعه است. در كشور ما در اين باره نسبت بسيار كمي وجود دارد و بايد فعاليت گسترده اي در راه افزايش شمار محقق صورت گيرد. همچنين بايد در راه بالا بردن كيفيت آموزش علوم، قدمهاي اساسي برداشته شود. يكي از پارامترهاي مهم ديگر در راه توسعه علمي، تقسيم اعتبارات دولتي به صورت نامساوي و اختصاص بودجه هاي بيشتر به مراكزي است كه استعداد تحقيقاتي فراتر دارند. از چند سال قبل شوراي پژوهشهاي علمي كشور در راه فراگيرتر شدن تحقيقات در كشور، بودجه هايي به اجراي طرحهاي ملي تحقيقات اختصاص داده است، ولي تقسيم اعتبارات به صورت نادرستي صورت گرفته و سهم دانشگاهها، به عنوان اصلي ترين متولي تحقيقات، از اين بابت بسيار كم بوده است، با وجودي كه استعدادهاي بالقوه خوبي در بسياري از دانشگاهها وجود دارد. از اين گذشته در تصويب اين طرحها روابط بيش از ضوابط حاكم بوده است. بايد امكانات برتر و پيشرفته تر آموزشي و تحقيقاتي بيشتر به كساني اختصاص يابد كه علاقه مندي و استعداد بيشتري در اين مورد هدف دارند مهم توسعه علمي، يك حركت گسترده و جنبش عمومي را طلب مي كند و ايجاد مراكز علمي ويژه براي پرورش ذهنيت علمي و خلاق با مشاركت مردمي نخستين گام در اين زمينه است. برنامه ريزي هاي مقطعي دولتي سبب عدم مشاركت واقعي مردم در اجراي امور شده است. برنامه ها و مفاهيم جديدي به منظور مشاركت مردمي گسترده تر لازم است. در بسياري از شهرهاي بزرگ و كوچك احتياج به فرهنگسراها و خانه هاي فرهنگ حس شوراهاي مي شود شهرها، علاوه بر همت در توسعه خدمات عمراني و رفاهي، بايد برنامه گسترده اي در توسعه امور فرهنگي شهرها تدوين و به مرحله اجرادرآورند. همچنين استفاده از امكانات مردمي در اين زمينه حائز اهميت زيادي است. در صورت تقويت اين باور در مردم كه بايد مشاركت فعال در امور علمي و فرهنگي داشته باشند، مي توان اميدواري زيادي در جهت پرورش روحيه علمي در جامعه داشت. تغيير سريع مديران و مسئولان اجرايي قطعا باعث ركود در كارهاي بلند مدت و روي آوردن به كارهاي مقطعي است. مراكز ويژه علمي نيز بايد با مشاركت فعال مردمي تاسيس شوند. اين گونه مراكز بايد در تمام سطح كشور و به صورتي غيرمتمركز به منظور استفاده از امكانات هر منطقه تاسيس گردند. البته تخصيص بودجه هاي دولتي لازم به اين گونه مراكز، كمك شاياني در جهت برنامه هاي بلندمدت اين مراكز خواهد بود. چون كارشناسان و متخصصاني كه در اين مورد مي توانند به خدمت گرفته شوند محدود هستند. ادارات مركزي اين مراكز مي تواند اهداف كلي و اصلي اين مراكز علمي را در جهت نيل به اهداف ملي ترسيم كنند كه نهايتا به وسيله خود اين مراكز علمي به اجرا درآيند. اين مراكز علمي در ابتداي كار بايد با مشاركت دولت تاسيس شوند و در برنامه اي درازمدت به تدريج كارها به مردم واگذار گردند. مسلما اين مراكز علمي در كنار نظام آموزشي كلاسيك دبيرستاني و دانشگاهي براي بروز تفكر علمي و روشمند كردن تجزيه و تحليل مسائل نقشي موءثر خواهند داشت. طراحي و تدوين برنامه هاي آموزشي مراكز علمي ويژه، ارتباط با موءسساتي كه علاقه مندي براي اجراي طرحهاي ترويج علم تهيه دارند، طرحهاي پژوهشي و ارجاع آنها به مراكز علمي ويژه، تشويق برنامه ريزان مملكتي در جهت حمايت از برنامه هاي ترويج علم، فعاليت موءثر در جهت انتشار نشريات علمي و تشويق از فعالان در زمينه پژوهشهاي علمي و اختصاص جوائزي به آنها را مي توان از وظايف ادارات مركزي مراكز علمي دانست. نتيجه گيري توسعه ملي كشور نيازمند توسعه علمي و تفكر علمي در ميان طبقات جامعه است. آموزش و پرورش عهده دار آموزش مقدمات و كليات علوم و آموزش عالي نيز با وجود محدوديتهاي خود فقط موفق به گسترش علم در ميان درصد بسيار محدودي از طبقات مردم است و ايجاد مراكز علمي ويژه با رسالتي عمومي تر قدمي موءثر در گسترش علم و نگرش علمي جامعه خواهد بود. گسترش علم و نگرش علمي نيز به نوبه خود تاثيري بسزا در توسعه ملي كشور خواهد داشت. بعضي از نهادهاي دولتي ازقبيل شهرداري ها مي توانند پشتيبان موءثري براي اين گونه مراكز باشند. لازم است براي هدايت صحيح اين مراكز در جهت اهداف توسعه ملي ادارات مركزي لازم در مراكز استانها در جهت خط دادن به اين مراكز تاسيس گردند.