Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790231-48219S1

Date of Document: 2000-05-20

پيشگيري يا ويراني،؟ كداميك درس هاي زلزله براي ازميت شهر تهران (بخش پاياني ) آيا وقت آن نرسيده كه با اجراي يك سيستم مناسب در جهت هدايت و كنترل مناسب اجراي ساختمانها در سطح كشور اقدام ؟ كنيم زلزله اخير تركيه را مي توان دنباله يك حركت تاريخي در گسل آناتولي دانست. اين گسل بخشي از گسل اصلي هيماليا - آلپ بوده و در محور شرقي - غربي تركيه واقع است و تقريبا تمامي طول كشور تركيه را طي ثبت مي كند تاريخي زلزله ها در منطقه تركيه، نشان از فعال بودن اين منطقه حتي در قرن دهم ميلادي استنادات دارد تاريخي نشان از فعاليت دائمي اين محور داشته و زلزله اخير نيز بخشي از فعاليت همين گسل است. در چند دهه اخير زلزله هايي به ترتيب در سالهاي - 1942 - 1943 - 1944 - 1957 - 1967 - 1939 درامتداد 1992 اين گسل رخ داده كه از محدوده شرقي كشور تركيه شروع و در سال 1999 در منتهي اليه غربي كشور تركيه خاتمه مي يابد. زلزله اخير شهرهاي اصلي حاشيه خليج ازميت شامل ازميت، آداپازاري، يالوا و گولكو را تحت تاثير قرار داده است. چنانكه ذكر شد در منطقه ازميت، انتظار وقوع زلزله اي ديگر خيلي دور از ذهن نبوده و به همين دليل نيز اكثر ساختمانهاي اين مناطق با اسكلت بتني و به دليل مسائل اقتصادي و پتانسيل توريستي منطقه از تراكم نسبتا بالايي در مناطق مسكوني برخوردار است. قطعا انتخاب سيستم بتني جداي از مسائل اقتصادي و با هدف جلوگيري از خطرات احتمالي زلزله هاي سنگين صورت گرفته. ليكن ذكر اين نكته نيز ضروري است كه در زلزله اخير تركيه بخش عظيمي از ساختمانهاي بتني به طور كامل تخريب شده و يا به صورت جدي صدمه ديده است و علت تعداد چشمگير تلفات نيز ناشي از همين نكته مي باشد. دلائل عمده تخريب زلزله ازميت در 23 اگوست 1999 به شرح زير است: - 1 احداث ابنيه در محلهايي كه به لحاظ بسترهاي زيرين از مقاومت كافي برخوردار نبوده و دچار روانگرايي لايه هاي زيرين بوده اند، در منطقه ADAPAZARI علت اصلي تخريب همين نكته بود. - 2 احداث ساختمانهاي بتني به شيوه غلط كه با توجه به نوع ابنيه به صورت زير قابل دسته بندي مي باشد. الف: ايراداتي به آرماتوربندي و اجراي اسكلت بتني وارد مي باشد. ميزان استفاده از فولاد در اسكلت بتني، اجراي غلط ضوابط و مقررات ملي در ساختمانهاي بتني، استفاده از ميلگرد ساده در بدترين وجه ممكن از عمده دلائل تخريب اين بخش مي باشد. ب: عدم استفاده از بتن مناسب در ابنيه بتني * مصالح بتني: همانگونه كه ذكر شد با توجه به حجم بالاي ساختمانهاي بتني در منطقه به ندرت ساختماني يافت مي شد كه از بتن مناسب بهره مند بوده باشد. به كرات تكه هاي صدف را كه حاكي از استفاده از مصالح غيردانه بندي سواحل خليج ازميت است دربتنهايي اجرا شده مي شد مشاهده نمود. * آببتن: در مواردي ديده شد كه بتن با آب نامناسب و احتمالا با آب دريا به عمل آمده است. دانه بندي * بتن: در بررسي از ساختمانهاي تخريب شده كاملا مشهود بود كه مصالح بتن از دانه بندي مناسبي برخوردار نبوده و عمدتا از مصالح رودخانه اي نيز براي اجراي بتن استفاده گرديده است. ج: اشتباه در شيوه هاي طراحي و محاسباتي در بررسيها و بازديدها به كرات به مواردي مي توان اشاره نمود كه تخريب ساختمانها، به شيوه هاي نامناسب در طراحي محاسبات سازه اي باز مي گردد. ميزان تخريب ناشي از اين مورد نيز قابل توجه مي باشند. درخاتمه ذكر اين نكته ضروري است: با توجه به زلزله خيز بودن منطقه و تمهيدات به كار رفته از سوي متخصصين كشور تركيه، به علت عدم رعايت ضوابط كنترلي در سيستم ساخت و ساز عدم هدايت سازندگان به استفاده از شيوه هاي مناسب بهره برداري از امكانات، اين زلزله در آمار غيررسمي حدود چهل هزار نفر تلفات داشته و خسارات مالي هنگفتي به كشور تركيه وارد نموده است، در صورتي كه با اجراي برنامه اي مناسب و مدون در اجراي مناسب ساختمانها با هزينه اي ناچيز مي توان از چنين خسارات جدي به يك كشور جلوگيري نمود. و از آنجا كه از وقايعي اين چنين مي بايست متنبه شد، آيا مي توان ادعا نمود كه در تهران بزرگ و در شهرهاي كشورمان كيفيت اجراي ساختمانها، بهتر از محدوده شرقي شهر استانبول؟ مي باشد آيا وقت آن نرسيده كه با اجراي يك سيستم مناسب در جهت هدايت و كنترل مناسب اجراي ساختمانها در سطح كشور اقدام ؟ نمائيم واقعا هزينه نظارت و كنترل ابنيه خيلي بيشتر از ميزان خسارات مالي و جاني ناشي از زلزله؟ مي باشد