Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790229-48210S1

Date of Document: 2000-05-18

كمبودهاي فوتبال ايران در عرصه آسيا و جهان هدف هاي فوتبال در باشگاهها فراموش شده است گروه ورزشي: احساسي كه همگان نسبت به فوتبال پيدا كرده اند چندان مثبت و اميدواركننده نيست..؟ چرا پس از بازيهاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا و نتايجي كه تيم ملي در مقابل بحرين و سوريه به دست آورد، توقع و انتظار مردم از تيم ملي فروكش نكرد و با وجود صعود ايران به مرحله نهايي بازي ها، كمتر علاقمندي اين صعود را تاييد و تعريف كرد. در حالي كه تيم ملي بحرين را با سه گل شكست داد و از سد سوريه هم گذشت. اين خواسته حسي علاقمندان اتفاقا منطقي و به جا بود، آنها از نوع بازي تيم ملي چيز ديگري را طلب مي كردند كه خارج از قاعده و قدرت بازيكنان نيز نبود. دلايل زيادي براي اين نزول و يا عقبنشيني فوتبال وجود داشت كه براي فوتبال ما قابل پيش بيني نبود. مثلا براي اولين بار با مشكل و معضلي روبه رو شديم بنام عدم تناسب و توازن بازي بين بازيكنان ايران در خارج و داخل. زمينه ايجاد اين توازن قبلا وجود نداشت و طبيعي است كه مربيان براي هماهنگي آن برنامه اي نداشتند، كنار گذاشتن هفت بازيكن سرشناس نيز مزيد بر علت شد و دلايل ديگر كه هيچكدام قابل توجيه و اثبات نبود. اما در حال حاضر هدف و يا استراتژي فوتبال ملي ما؟ چيست الف - بازيهاي نهايي جام ملت هاي آسيا در لبنان. ب - بازيهاي مقدماتي جام جهاني (كره - ژاپن ). حركت از نقطه اي بايد آغاز شود كه بتوانيم در اين دو عرصه به موفقيت برسيم. بهانه اي نيز در كار نيست، تمام امكانات و اختيارات در خدمت مربيان تيم ملي است و در اين فاصله بايد هم به دانش بازيكنان بيفزاييم و هم در امر هماهنگي تيمي تمام مشكلات گذشته را مرتفع گردانيم. بايد آگاه باشيم كه با افول و نزول ستاره هاي پا به سن گذاشته به كار تيمي بيشتر تكيه كنيم. شرايط فوتبال ما حكم مي كند كه توجه خود را بيشتر به برايند گروهي معطوف كنيم تا فردي و به نظر مي رسد كه مربيان تيم ملي به اين مهم رسيده اند. هرچند در فوتبال جهان حتي در پيشرفته ترين و علمي ترين نوع آن همه چيز به خلاقيت و ابتكار بازيكنان ختم مي شود و كلا فوتبال قائم به ارزش و داشته بازيكنان است و اكثر اين بازيكنان كه در تاريخ لقب نابغه يا قهرمان گرفته اند از دل كوچه ها و زمين هاي خاكي بيرون آمده اند. آنچه در فوتبال امروز ما كمتر مورد توجه قرار مي گيرد، بازسازي و تكميل نمودن داشته هاي بازيكنان است. بايد بازيكنان را در شرايطي قرار دهيم كه خود نياز به فوتبال روز را حس كنند و به آموختن علم جديد شوق و ذوق نشان شايد دهند بگويند كه باشگاهها بايد اين شرايط را براي بازيكنان ايجاد كنند، اما باشگاههاي ما با كدام امكانات و تسهيلات قادرند اين فضا را به وجود آورند. تيم هاي باشگاهي ما در فوتبال امروز چه آموخته اند و چه به بازيكنان؟ مي دهند تيم هاي ما هنوز در اجراي تاكتيك هاي باب شده و منسوخ شده درمانده اند. تيم هاي ما و شايد هم مربيان ما هيچكدام در باشگاههاي خود ابداع گر و مبتكر نيستند و آن اندازه اعتماد به نفس ندارند كه بتوانند روي تاكتيكي وارداتي تغيير كوچكي بدهند. درواقع بازيكنان ما در باشگاهها چيزي نمي آموزند كه در تيم ملي آن را به اجرا درآورند. كوتاهترين راه براي دستيابي به نتيجه قابل قبول مجهز كردن باشگاهها به مربيان كارآزموده و علم آموخته فوتبال است اين پيشنهاد به منزله كنار گذاشتن مربيان داخلي و يا طرد آنها نيست، ما بايد فرهنگ آموختن را در آنها بارور كنيم، ما بايد آنها را توجيه كنيم كه فوتبال نياز به نوآوري و تحول دارد و فوتبال در حال تكامل است و بايد با آن همراه بود. با رشته اي كه در پنج قاره جهان بازي مي شود و تمام رسانه هاي گوناگون را در اختيار گرفته است نمي توان با دانش گذشته پيش رفت و در سكون و بي حركتي قرارش داد. اگر واقع بينانه به مسائل جاري فوتبال نگاه كنيم و ارزش اين رشته را در ارتباط با مسائل جامعه خوب ارزيابي كنيم به اين نقطه مي رسيم كه علم فوتبال انكارناپذير است و بايد معلومات خود را با آن تطبيق نمائيم. فوتبال باشگاههاي ما، فوتبال نوجوانان، جوانان و بزرگسالان ما براي ادامه روند موفقيت هايش بايد خود را به دانش روز جهان آراسته كند و اين هدف جز با فروتني در مقابل استادان اين رشته امكان پذير نخواهد بود، ما بيشتر نيازمند مدرسين و تكنيسين هايي هستيم كه كليت فوتبال ما را به سمت امروز جهان سوق دهند.