Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790229-48207S1

Date of Document: 2000-05-18

يادگار ساسانيان فرو مي ريزد! ديدار از قلعه باستاني بياذه نائين گروه شهرستانها: در ده فرسنگي جنوب شرقي منطقه كويري خوروبيابانك دشت، بياذه كه به غلط آن را بياضه نيز نوشته اند، دامن گسترده است. ناصرخسرو قبادياني كه در سال 444 هجري بر سر راه خود به خراسان از بياذه گذشته بود اين منطقه را پياده ( payadah) ناميده است. مقدسي در احسن التقاسيم و ابن حوقل بغدادي در صورت الارض خود از پياذه با نام هاي پياذق و بيادق و نيز بيدق ياد كرده اند. ناصر خسرو مجموع آبادي هاي اين ناحيه را دوازده پاره ذكر كرده و خاطر نشان ساخته كه بياذه مركزيت اين آبادي ها را داشته و يكي از پايگاه هاي فرقه اسماعيليه بوده است. قلعه بياذه ( بيابانك ) نائين، يكي از كهن ترين و مستحكم ترين قلعه هاي منطقه و حتي در رديف حصارها و دژهاي مهم و شكست ناپذير ايران قرار دارد. دور تا دور قلعه بياذه را خندقي به عمق هفت تا سيزده متر در برگرفته قلعه است همچنين داراي امكانات و تجهيزات مختلفي است كه برخي از آنها عبارتند از: كانال داخل خندق، چاه هاي متعدد براي آبگيري در داخل قلعه، آسياب دستي، سه گود يا ميدانگاه، محل تجمع، اتاقك هاو راهروهاي پيچ در پيچ در پنج طبقه كه در گذشته بيش از 2500 تن از جمعيت روستا را در خود جاي مي داده است. اين قلعه با تكيه بر افراد مجرب و با ايمان در طول تاريخ خود بارها و بارها در برابر هجوم اشرار و راهزنان و گروه هاي ياغي ايستادگي و مقاومت كرده و دشمنان را مايوس ساخته است. ازجمله قلعه بياذه از سال 1327 ه -. ق - به مدت دو سال در برابر قشون نايب حسين كاشي ايستادگي كرد و از جان ومال و ناموس روستائيان دفاع به عمل آورد. نقل قول هاي تاريخي درباره تاريخ پيدايش قلعه بياذه بسيار گوناگون و متنوع است. برخي ها گفته اند كه اين قلعه در زمان ساسانيان ساخته يا مرمت شده است. سبك بناي قلعه كه مانند دژهاي دوران ساساني است نشان مي دهد طراحي و احداث آن به دست افراد متخصص و كارشناسان مسائل نظامي و امنيتي صورت گرفته است. در جنگ نامه امامزاده ابومحمد ابراهيم كه در روستاي بياذه مدفون است آمده كه امامزاده در سال هاي 200 تا 215 ه -. ق درحالي كه جراحاتي برداشته بوده به قلعه مراجعه و از ساكنان آن تقاضاي ياري و پناهندگي مي كند. كه از آن زمان بيش از 1200 سال مي گذرد. در قرن پنجم، در زمان حسن صباح، اين قلعه يكي از مراكز اسماعيليه در حاشيه كوير بوده است كه در آن حكومت مي كرده اند. در اين روستا زيتونكاري نيز وجود داشته كه به علت ناسازگاري آب و هواي كويري با زيتون، فقط يك درخت بسيار كهن حدود هزار ساله هم اكنون در جلوي صحن ورودي آستانه حضرت امامزاده (ع ) درروستا باقي مانده است. اين اثر باستاني نيز مانند نگيني سبز در دل سپيدكوير مي درخشد و موجب حيرت هر بيننده اي مي شود. درنظام گذشته جهانگردان خارجي براي بازديد از بناي قلعه و درخت زيتون و ساير آثار باستاني روستا ( امامزاده، مسجد جامع، حسينيه، بازار زرگرها و... ) به اين روستا مسافرت مي كردند. در جمهوري اسلامي نيز جهانگردان وايرانگردان و همچنين استادان و دانشجويان دانشگاههاي تهران، شهيد بهشتي اصفهان و اغلب براي شهرستانها، بازديد از اين آثار باستاني سرازير شده اند. بر اثر گذشت ساليان دراز و عدم رسيدگي مردم در دو سه دهه اخير و به علت بي توجهي مسئولان گذشته، آثار باستاني روستا يك به يك روبه ويراني مي رود. از جمله همين قلعه است كه متاسفانه در سال 1367 به علت جاده سازي داخل روستا، قسمت جنوبي خندق اطراف آن از خاك انباشته شد و در دهه اخير بر اثر بارندگي و سيل، قسمتهايي از قلعه در حال تخريب و يكي از برجهاي چهارگانه آن (برج قسمت جنوب غربي ) شكافي عميق برداشته است. مراتب به اطلاع مسئولان استان و شهرستان رسيده ولي متاسفانه تاكنون نسبت به مهار و ترميم آن اقدامي صورت نگرفته لذا است پيرو مكاتبات مكرر اهالي و شوراي اسلامي روستا كه سالهاست در اين زمينه با سازمان محترم ميراث فرهنگي استان اصفهان و تهران داشته اند، اميدواريم مسئولان محترم نسبت به بازسازي و احياي اين بناي خشتي بسيار ارزشمند و باستاني و شناسنامه اي منطقه و ايران اقدامات لازم را مبذول دارند و برنامه ريزي فرمايند تا ان شاءالله در آينده نزديك هم در مورد تامين اعتبار وبودجه مرمت آن اقدام شود و هم جزو آثار ملي كشور قرار گيرد. لازم است در سالهاي بعد، ديگر آثار باستاني و قديمي روستا (امامزاده و مسجد جامع ) نيز مرمت ودر فهرست آثار ملي ايران ثبت و ضبط شود. اگر يك حركت جدي وانقلابي براي تامين اعتبار، حفاظت، مرمت و نگهداري از اين بناهاي تاريخي صورت نگيرد، اين قلعه در آينده نه چندان دور به تلي از خاك مبدل خواهد شد.