Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790229-48203S1

Date of Document: 2000-05-18

بازيكناني كه در پست خود بي رقيباند روي كين و ديويد بكهام، مردان بي جانشين! در ايرلند او نام بزرگي است. بعد از انتقال به ناتينگهام فارست و درخشش در اين تيم نه چندان مطرح مورد توجه يونايتد قرار گرفت و با توافق سربابي چارلتون و سرالكس فرگوسن به اولدترافورد آمد. در بدو امر حتي خوش بين ترين هواداران منچستر نيز فكر نمي كردند كه او به اين سرعت در تركيب تيم جا بيفتد و بعد از بكهام سرشناس ترين و محبوبترين چهره يونايتدي ها باشد. بعد از معروفيت در انگلستان و حتي در اروپا سال گذشته او نغمه جدايي سرداد و درخواست افزايش حقوق هفتگي اش را نمود و بعد از كشمكش هاي فراوان و با تلاشهاي وكيل خود و با تمايل سربابي چارلتون حقوق او به هفته اي پنجاه هزار پوند ارتقاء پيدا كرد، البته در اين بين باشگاههاي اينترميلان و يوونتوس ايتاليا نيز خواستار به خدمت گرفتن كاپيتان كين بودند. اما اگر از حق نگذريم جنجالي ترين و محبوبترين چهره يونايتدي ها در اين 3 سال اخير بدون شك ديويدبكهام پسر شرق لندني بوده است. مردي كه با نامزد شدن براي دريافت جايزه بهترين مرد سال فوتبال اروپا معروفيت و ارزشش دو چندان شد. هر كجا كه بكهام به آنجا مي رود خبرنگاران نيز حضور دارند او به گرفتن عكس و دادن امضاء به علاقه مندانش عادت كرده است، اما اين كار براي روي كين جلوه تازه و نويي دارد. انتقاد ديويد بكهام از سر الكس فرگوسن و ترك كردن زمين تمرين منچستر يونايتد از سوي او براي مواظبت از فرزند يك ساله اش به نام بروكلين به اختلاف او و باشگاه دامن زد و باعث شد او در بازي مقابل شاگردان ديويد اولري در الندرود غايب بزرگ ميدان لقب بگيرد و تنها به تماشاي بازي از روي سكوي تماشاگران اكتفا كند، اما منچستر يونايتد اين بازي را نيز با پيروزي به پايان رساند و سرالكس فرگوسن نشان داد حتي با حذف بزرگترين نام تيم خود باز هم حريفان را خرد خواهد كرد. فرگوسن به دنياي فوتبال ثابت كرد كه در فوتبال مدرن و متحول شده امروز بازيكن سالاري و تك محوري معني نخواهد داشت و تيم منچستر يونايتد تنها با نام ديويد بكهام نمي چرخد. فوتبال امروز خانواده اي از،، همكاري اتحاد، شعور، حميت و دوستي است، همين و بس. * اين بار مجله مچ سراغ كاپيتان كين و ديويد بكهام رفته است. * در دوران كودكي الگوي تو چه كسي بوده است و؟ چرا روي كين: در كودكي و در دوران جواني برايان رابسون و گلن هادل مردان مورد علاقه من بوده اند. واضح است كه اين دو بازيكن داراي شخصيت متفاوت و سبك خاصي از بازي بودند و به همين دليل مورد علاقه من قرار در گرفته اند مورد گلن هادل بايد بگويم او استعداد و مهارت خاصي در بازي فوتبال داشت البته اين صحبت من به اين معنا نيست كه برايان رابسون داراي چنين بعد بازيگري نبود. رابسون از لحاظ شخصيتي مرد مورد علاقه من بود. او هر گاه تصميم به شكست حريفان مي گرفت كمتر كسي توانايي مهار كردن او را داشت. اراده و تصميم او در ارائه بازي هاي زيبا وصف ناپذير است. ديويد بكهام: الگوي من برايان رابسون بود. من هميشه از اين باشگاه حمايت كرده ام وسعي دارم دينم را به اين باشگاه ادا كنم و در طول اين سالها، هميشه آرزوي پوشيدن پيراهن شماره 7 يونايتدي ها را داشتم پيراهني كه به تن برايان رابسون ومردان بزرگي نظير او بوده است. زماني كه پسر بچه كوچكي بيش نبوده ام، باز هم برايان رابسون مورد علاقه ام بوده است. * در دوران جواني طرفدار و دوستدار چه باشگاه يا تيمي ؟ بودي روي كين: مانند اكثر بچه ها من هم هر روز، هر هفته و هر ماه تغيير مي كردم و همه چيز نيز با رشد من دچار تحول مي شد، اما اگر قرار باشد نام يك باشگاه را بگويم مسلما تاتنهام خواهد بود. زيرا اين باشگاه عليرغم نام بزرگش طرفداران كمي داشته است و هميشه به طور واضحي حق آنها ناديده گرفته مي شد. بكهام: زماني كه به گذشته باز مي گردم و خاطراتم را مرور مي كنم، مي بينم در تمام طول مدت عمرم تاكنون تنها و تنها منچستر يونايتد تيم مورد علاقه من بوده است. پدرم يكي از بزرگترين هواداران منچستر يونايتد بود و من نيز راه او را ادامه خواهم داد. * زمان زيادي از بازي تو براي كب رامبلرز نمي گذرد، درست مي گويم؟ روي كين: البته تلفظ درست آن كاورامبلرز است ولي بعضي اوقات مردم هم مثل شما به اشتباه كب رامبلرز مي گفتند و اين باعث خنده من مي شد. وقتي به گذشته باز مي گردم احساس مي كنم چند هفته پيش بود كه براي آنها بازي مي كردم. انگار نه انگار كه نه ( ) 9 سال از آن زمان گذشته است. نه سال بيشتر نداشتم كه فوتبال را از تيم آماتور راك ماونت شروع كردم و بعد به كاو رامبلرز آمدم. از اينكه 8 ماه براي كاو رامبلرز بازي كردم احساس خوشحالي مي كنم زيرا ما در ليگ ايرلند مشغول بازي بوديم و من از آن دوران تجربيات فراواني كسب كردم. * اما چه كساني در اين بين تاثير بسزايي در موفقيتهاي تو؟ داشتند كين: افراد زيادي در اين بين بودند، در ابتدا برادرم، مادرم و پدرم در طول اين سالها مرا تشويق به ورزش كردن و به خصوص فوتبال بازي كردن مي كردند و بعد از آنها مدير برنامه هايم تيمي ماتي اما، در اين بين افراد ديگري نيز تاثير مثبتي داشتند، از جمله مدير سابق برنامه هايم جين سوليوان بود كه متاسفانه او درگذشت و تمام كساني كه در كاو رامبلرز بودند. برايان كلاوف نيز در ناتينگهام فارست باعث آمدن من به انگلستان شد و اساسا او اين انتقال مهم را براي من انجام داد. اما بزرگترين و مهمترين تاثير را بر روي فوتبال من سرالكس فرگوسن و برايان كيد گذاشتند. زماني كه من به منچستر آمدم كيد را مردي باتجربه و زيرك در ديدم لباس يك مربي او دومين فرد تاثيرگذار بود، اما در پايان هر روز توصيه هاي سرالكس چيز ديگري بود. تفكرات و انديشه سرالكس و قدرت مديريت او شكست ناپذير بود و يكي از دلايلي كه در منچستر يونايتد ماندم اين بعد شخصيتي او بود. * اما بكهام تو با سبك و روشي متفاوت از بازي، بابي چارلتون توانستي موفقيتهاي او را تكرار؟ كني بكهام: بله درست است و اين شروع همه چيز بود، من يازده ساله بودم كه ما به فينال جام قهرماني باشگاههاي اروپا رسيديم و باز هم حريف در بارسلون و در نيوكمپ به پيشوازمان آمد، اما ما هم با بزرگترين نامها و ستارگانمان از جمله مارك هيوز و گري لينكر به استقبال آنها رفتيم و جز به پيروزي به چيز ديگري راضي نبوديم و همين طور هم شد و آن دوران تجربيات گرانبهايي را به من آموخت كه با هيچ قيمتي به دست نخواهد آمد. اما اين بار مصمم بودم تا در اين پيروزي نقش عمده اي را ايفا كنم، زيرا در آن زمان من تنها يك تماشاچي و نيمكت نشين ساده بودم و اين يكي از دلايل اصلي بازگشت من به نيوكمپ در سال گذشته براي تكرارموفقيتهايمان بود. * اما نقطه اوج و شكوفايي شخصيتي تو چگونه نمايان؟ شد بكهام: بارزترين شاخه آن قهرماني در 3 جام معتبر بود كه درنوع خود بهترين لحظه زندگي ام را رقم زد. اما اين بار شور و اشتياقم فراوانتر از دفعه قبل بود، زيرا به عنوان يك بازيكن ثابت و يك مهره كار آمد به اين موفقيت دست پيدا كرده بودم وتمام اين پيروزيها تنها در عشق به فوتبال بود. زيرا فوتبال را با تمام وجودم دوست دارم و با تمام وجود و توانم در زمين حاضر مي شوم. اما هدف كنوني من تكرار موفقيتهاي بزرگتر، آن هم در سالهاي متمادي و نمايش زيباييهاي فوتبال آن هم همراه تيمي خوب از بازيكنان آماده است، اما اين را فراموش نكنيد كه منچستر يونايتد باشگاه و تيم بسيار بزرگي است. * اما روي نظرت درباره بازي درجام جهاني؟ چيست كين: بسيار عالي است. بازي براي تيم ملي انتهاي به اوج رسيدن و موفقيت براي يك بازيكن است. خوشبختانه در هشت يا نه سالي كه در ايرلند بودم توانستم به عنوان يك عضو موءثر براي تيم ملي كشور حاضرشوم و اين بهترين لحظه زندگي ام بوده است اما متاسفانه سال 1994 خاتمه تمام اين موفقيتها تاكنون بود و از آن زمان تا حالا نتوانستم در هيچ تورنمنت عمده ديگري و از جمله جام جهاني حاضر شويم. اما بازي در جام جهاني، سخت تمرين كردن، تلاش و كوشش چيزهايي هستند كه من عاشق آنها هستم و هيچ گاه از آنها خسته و دلزده نمي شوم. شش هفته متمادي در اردو بوديم و براي آماده شدن وحضور موءثر درجام جهاني 1994 امريكا تلاش مي كرديم و شرايط آمادگي ما در آن موقع مثال زدني و شگفت انگيز بود. ممارست در تمرينات و همدلي همه بازيكنان باعث شد ما يك يا دو نتيجه بزرگ را رقم بزنيم و از جمله آن نتايج شكست تيم ملي ايتاليا با نتيجه 1 بر صفر در جام جهاني 94 امريكا بود. در آن برهه زماني تمام مردم درباره آن بازي صحبت مي كردند براي اينكه پيروزي در مقابل يكي از پرافتخارترين تيمهاي دنيا لحظه بزرگ و باشكوهي بود. * آيا هيچگاه آرزو كرده اي كه روزي فوتبال به دور از مسائل جنجالي و شلوغي هاي بي مورد انجام؟ شود بكهام: بارها اين كار را انجام داده ام. نه من بلكه هر بازيكني مي خواهد هميشه محبوب باشد و من هم از اين قاعده مستثناء نبودم. هميشه دوست داشتم حرفه اي باشم وحرفه اي نيز عمل كنم. براي مثال زماني كه با مسئولان تيم و كليه بازيكنان در حال سفر به كشورهاي مختلف براي شركت در تورنمنتهاي گوناگون هستيم در شرايط متفاوتي نيزقرار مي گيريم و من سعي كرده ام با فراگيري نكات ارزنده اين سفرها تجربيات خود را افزايش دهم و اين بهترين كاري خواهد بود كه يك بازيكن مي تواند انجام دهد، زيرا مجرب شدن به يك بازيكن اجازه مي دهد كه تا در شرايط دشوار از خودش عكس العملهاي بچگانه بروز ندهد. بديهي است كه در اين چند سال با مشكلاتي نيز روبه رو بوده ام و اوج آن بروز آن مشكل در جام جهاني 98 فرانسه و در بازي مقابل آرژانتين بود، از آن زمان تاكنون ناسزا و حرفهاي ناشايست زيادي را شنيده ام. اما از آن به بعد آموختم كه چگونه با اين گونه بدرفتاري ها و مشكلات روبه رو شوم و خوشبختانه در اين زمينه موفق نيز بوده ام و باز هم به فوتبال عشق مي ورزم. * چه مقدار برايت مشكل بوده است تا به مسائلي كه در باشگاه منچستر يونايتد و به بازيكنان آن مي گذرد عادت ؟ كني كين: به اين فكر نمي كنم كه آيا مردم درك و فهم بالايي از مسائل كه در اين باشگاه مي گذرد دارند يا خير!! خارج از زمين فوتبال مردم اصلا متوجه نيستند كه چه انتظاراتي از ما دارند و دائما منتظر مصاحبه هاي جديد و گفته هاي نو از سوي ما هستند. در اين دو يا سه سال اخير اكثر بازيكنان از مصاحبه و گفتگو نفرت داشتند و شايد اين مسئله هم اكنون وجود داشته باشد، اما اگر عاقلانه و منصفانه بيانديشيم مي بينيم كه اين راهي است كه خودمان انتخاب كرده ايم و حتي بخشي از شغلمان را نيز احاطه كرده است. مخصوصا براي من كه كاپيتان يك تيم نيز هستم. بايد با واقعيات كنار آمد و اين هم يكي از مسائل مهم در راه موفقيت يك بازيكن است. بعضي اوقات كه شماخبرنگاران به اينجا مي آييد شايد حال و حوصله مصاحبه را نداشته باشيد، اما بديهي است كه شغلتان ايجاب مي كند به وظايفتان عمل كنيد و ما هم به مانند شما موظف به انجام چنين اصولي هستيم، زيرا هر روز هزاران خواننده و دوستدار فوتبال انتظار ديدن مطالب جديدي از شما را در مجلات دارند. * آيا كاپيتان يك تيم شدن باعث شده است كه در كسوت يك بازيكن بعد شخصيتي تو دچار دگرگوني؟ شود كين: فكر مي كنم كاپيتان شدن تا حدودي بر روي بازي من نيز تاثير گذاشته است. اما فكر مي كنم وقتي با مشكلاتي در بازي مواجه مي شوم و چهره قاطع و مصممي از خود نشان مي دهم روحيه ام نيز تغيير مي كند. كاپيتاني و لفظ اين واژه (كاپيتان ) تنها در شش يا هفت حرف خلاصه نمي شود، زماني كه رهبري يك تيم بزرگ را در داخل زمين برعهده مي گيريد بايد توانايي رويارويي و آمادگي مواجه شدن با هر گونه معضلي را داشته باشيد. ديگر نبايد از يك تكل بچگانه و يا از يك حركت خشن برآشفته شويد و اين يكي از ابعاد مهم كاپيتان بودن و پيوند دنياي بيرون و درون زمين فوتبال است. * آيا تمرينات خاصي براي افزايش مهارت خود در فوتبال انجام؟ مي دهيد بكهام: نه به هيچ وجه، تنها تمرينات معمولي هر روزه. من هم در كنار ديگر بازيكنان مي ايستم و شوت زدن و پاسهاي عمقي و حركات نفوذي را تمرين مي كنم تا اينكه هر روز بهتر از روز قبل شوم. اما زدن ضربات ايستگاهي، كرنرها و پاسهاي طولي و عرضي عمده ترين بخش تمرين من است زيرا مهمترين قسمت بازي من و نقطه قوت من نيز در اين گونه حركات است. كين: فكر مي كنم شما به يك معجزه يا شعبده نياز داريد تا من را بازيكني كامل و بي نقص در همه سطوح ببينيد، براي اينكه نه من و نه هيچ بازيكن ديگر عاري از كمبود و نقص نيست. اما در كسوت يك بازيكن شما مي خواهيد كه هر روز مطالب جديد و تكنيكهاي فراواني را فرا بگيريد و اين بسيار عالي است. اما براي موفقيت در اين زمينه عمده ترين نقش را خود شما ايفا مي كنيد، ولي به عنوان يك بازيكن هميشه مي خواهيد، تواناييها و استعدادهاي خود را در تمام بازيها به ديگران نشان دهيد و ثابت كنيد كه فردي كامل هستيد. * يك هافبك خوب بايد داراي چه شاخصهايي؟ باشد كين: البته اين پست با ديگر پستها متفاوت است. اگر شما از بكهام و گيگز اين مورد را سوءال كنيد مسلما تواناييهاي آنها با من متفاوت خواهد بود زيرا پست بازيمان نيز فرق مي كند اما مهمترين چيز براي تمام بازيكنان پيروزي و موفقيت است. در مدت اين چند ساله با انواع روحيات، رفتارها و افراد آشنا شده ام، با بازيكنان مختلفي در دسته دو يا دسته سه و حتي در مسابقات جام جهاني نيز بازي كرده ام اما مهمترين مشخصه اي كه يك هافبك و يك فوتباليست بايد حائز آن باشد، احترام به حريف مقابل است. شما به احترام متقابل نيازمنديد، زيرا اگر احترام متقابلي در بازي وجود نداشته باشد فكر مي كنم آن بازي يك ديدار سرد و خشن خواهد بود. * به عنوان يك بازيكن باتجربه و آبديده، چه نصيحت و توصيه اي براي جوانان علاقه مند به فوتبال؟ داري بكهام: فكر مي كنم جدي بودن و مصمم بودن در تمرين از اركان اصلي موفقيت در زمين است. اما مهمتر از آن، اين است كه براي بازي فوتبال بايد تمام وجودت عاشق اين توپ گرد باشد تا از بازي لذت ببري. براي نوجوانان 15 و 16 ساله كمي مشكل است كه به فوتبال علاقه بورزند و آن را از ته قلب دوست بدارند، اما زماني كه وارد 23 يا 24 سالگي مي شوند مطمئنا اگر علاقه به فوتبال داشته باشند، با آن زندگي خواهند كرد و از بازي كردن آن نيز لذت مي برند. كين: سعي كنند كه هيچ گاه دچار مسائل حاشيه اي فوتبال نشوند، البته اين در زمان حرفه اي شدن است. بعضي اوقات مي شنويد كه بازيكن به علت مشكلات روحي از صحنه فوتبال كناره گيري مي كند و اين تنها و فقط به خاطر نداشتن هدفي مشخص و عزم و اراده قوي است، اما اگر با تصميم قاطع و با عشق و علاقه همان طور كه بكي (بكهام ) هم به آن اشاره كرد به فوتبال روي بياورند متوجه مي شوند كه چه وظيفه مهمي را برعهده گرفته اند و با شور و اشتياق بيشتري تلاش مي كنند. اما اين را هم بدانيد زماني كه عضو باشگاهي مي شويد وظايفي به عهده شما گذاشته مي شود كه بايد به درستي انجامشان دهيد، گاهي اوقات مي بينيم بازيكنان جوان به دليل بروز مشكلي در تيم، هم تيميها و باشگاه را رها كرده و سريعا از زير بار مشكلات شانه خالي مي كنند. من 18 يا 19 سال بيشتر نداشتم كه به انگلستان آمدم اما عهد و پيماني كه در آن زمان با خودم بستم هنوز پابرجا و در سر جاي خود باقي است و آن احساس مسئوليت و وظيفه شناسي فاكتور است بعدي استفاده از موقعيتهايي است كه به سراغتان مي آيد، شانس فقط يكبار به انسان روي مي كند، پس سعي كنيد همان يك بار و آن هم دو دستي آن را بگيريد، زيرا ديگر به سراغتان نمي آيد. * اما به عنوان آخرين سوءال بهترين پند و اندرزي كه در اين مدت شنيده ايد چه بوده؟ است بكهام: تمرين، تمرين و باز هم تمرين، اين كلمه اي بود كه پدرم بارها به من گوشزد مي كرد. او به همراه مادرم در تمام اين دوران همراه من بوده اند و در تمام بازي هاي من حضور داشتند و يكي از دلايلي كه من به اين سطح از موفقيت رسيده ام تلاشهاي شبانه روزي اين دو بوده است و هميشه مديون محبتهاي پدر و مادرم خواهم بود. كين: خيلي خوش شانس بودم كه در اين مدت با مديران با تجربه اي روبه رو بوده ام و نصيحتهايشان را نيز با دل و جان فراگرفته ام، اما عده اي به اين پندها توجهي نمي كنند و بعدها به ضررشان به خواهدبود ياد دارم زماني كه ايرلند را ترك كردم آقاي اسكات يكي از مديران به من گفت: اگر به خوبي بازي كني و عضو موءثري براي تيمت به شمار بيايي مسلما هواداران نيز تو را مورد تشويق قرار مي دهند و از تو يك غول بزرگ مي سازند، اما مواظب باش كه با يك اشاره و ضربه شست از سوي تماشاگران به پايين پرت نشوي. او به واقع راست مي گفت و اين درست بود، در تمام مدت بازيگري و دوران محبوبيت و معروفيت عده اي تو را مورد تشويق قرار مي دهند ولي عده اي از مسئولان و مراجع نيز به دنبال خراب كردن و نابود كردن بازيكنان هستند مخصوصا كه بازيكنان باشگاه بزرگي مانند منچستريونايتد باشيد و اين يكي از ابعاد عمده ورزش حرفه اي است. اما در پايان اين را بگويم كه هميشه در ورزش و در زندگي سعي كنيد سر خود را بالا نگاه داريد و آنچه را مي خواهيد و به دنبالش هستيد ثابت كنيد، زيرا در اين صورت يك مرد كامل و يك فوتباليست حرفه اي خواهيد بود و پاداش سالها تلاش خود را خواهيد گرفت. مترجم: مسيح /فرزانه منبع: مجله مچ