Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790229-48196S6

Date of Document: 2000-05-18

احمد رضا درويش: ما با جهان فاصله زيادي داريم در كشور ما به شيوه اي سنتي، سياستمداران به هنرمندان مشكوك بوده اند و همواره بين جريانهاي روشنفكري اين دو طيف فاصله اي وجود داشته است. احمدرضا درويش، كارگردان سينما در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا)، با بيان اين مطلب درباره ارتباط هنر با سياست افزود: سياستمداران هميشه با پيكان تيز نقد از طرف هنرمندان روبه رو بوده اند و هنرمندان نيز با اين انديشه كه سياستمداران در جايگاه قدرت هستند، با آنها ارتباط برقرار نمي كردند. وي عالم هنرمند و سياستمدار را عالمي متفاوت از يكديگر دانست و خاطرنشان كرد: البته جهان به سويي مي رود كه فرهنگ و هنر، تاثير روزافزون تري بر زندگي بشر دارند و سياستمداران ناگزير پي برده اند كه با حذف فرهنگ و هنر نمي توانند به حياتشان ادامه دهند. احمدرضا درويش گفت: جامعه بشري به سمتي مي رود كه نخبگان فرهنگي و هنري در آن، امكان حضور بيشتري پيدا مي كنند. كارگردان سينما، مجموعه تعارض هاي موجود در عرصه فرهنگ و هنر را ناشي از خلاءهاي جديد فرهنگي دانست و يادآور شد: ما نسبت به آنچه كه در تاريخ بوده و آنچه كه در جهان اطراف مي گذرد، فاصله زيادي داريم. وي اظهار داشت: جامعه اي كه از چشمه هاي فرهنگي خود، بهره مند نشود، قطعا فرصت هاي زيادي را از دست خواهد داد و اين در مورد سينماي ما هم صدق مي كند. احمدرضا درويش افزود: كشورهايي كه موءلفه هاي فرهنگي و اجتماعي خود را معطوف به درون خود كرده، توانسته اند خلاءهاي خود را كشف كنند و خود را در منظر چشمان تيزبين نقد قرار دهند. وي افزود: براي اين كه به شرايط مطلوب فرهنگي و هنري در جهان برسيم، ابتدا بايد از درون خود شروع كنيم و نقد و تحليل ما منطبق بر واقعيت ما باشد. وي نخبگان فرهنگ و هنر را جزو بهترين تحليلگران جامعه دانست و گفت: مقاومتهاي زيادي به صورت سنتي با نقد اين نخبگان صورت مي گيرد، چون اساسا مقابله با نقد به صورت ريشه اي در ايران وجود دارد. درويش گفت: جغرافياي اثر هنري محدود نيست، چرا كه دست مايه اثر هنري، انسان است و هرچه با زاويه جديد و نو همراه باشد، ارتباط عميق تري را با طيف وسيع تري برقرار مي كند. وي قرار دادن هنر، در ظرف زمان، مكان و جغرافيا را اولين درگيري اثري هنري دانست و گفت: عرصه فرهنگ و هنر به علت ارتباط با مجموع علوم قديم و جديد، در بخش عبور از دوره گذرا به ميدان آزمون و خطا احتياج دارد. اگر ادوار مختلفي را براي رسيدن به سينماي مطلوب در ايران ترسيم كنيم، متوجه مي شويم سينما در دوره هاي مخلتف كشور، زمان زيادي را به خود اختصاص داده است. درويش با اشاره به اينكه فاصله زيادي تا ايده آلها و سينماي مطلوب داريم و شايد هيچ وقت نتوانيم بگوييم به مطلوب رسيده ايم افزود: هنر سينما را نمي توان جدا ازتغيير و تحولات اجتماعي بررسي كرد. اين هنر موءثر در عناصر فرهنگي، همچون مقوله هاي ديگر هنري در حال پيدا كردن هويت اجتماعي اش مي باشد. درويش، يك فيلمساز را در درجه اول، يك شهروند تاثير گرفته از پديده هاي جامعه دانست و افزود: سينما در درجه اول با تاثير از فيلمساز و سپس با امكاناتش شكل مي گيرد. وي تصريح كرد: فيلم، مخاطب، فيلمساز سه ركن اصلي محصولي به نام اثر هنري هستند كه هر يك از اينها كم رنگ شود، مانع يك اثر هنري مي شود. اين كارگردان معاصر سينما، همچنين درباره جايگاه مخاطب در يك اثر هنري خاطرنشان كرد: مخاطبان درون كشور با يك سينماي خنثي و بي عار نسبت به واقعيت و حقيقت جامعه روبه رو هستند كه نه واقعيت را با زبان سينما به تصوير كشيده است و نه حقيقت را - به عنوان آنچه كه مي بايست باشد و نيست - بيان كرده است. احمدرضا درويش افزود: براي هنرمند فيلمساز، مردم هميشه وجود دارند، حتي زماني كه فيلم نمي سازد. وي خاطرنشان كرد: زماني كه فيلم مي سازم، آن را از دريچه پرده سينما نمي بينم، بلكه نماينده اي مختار از جانب مخاطبان هستم. كارگردان سينما، دلايل فاصله بين اثر هنري و مخاطب را در دو بخش عنوان كرد و گفت: دلايل بيروني به سياستگذاريها و تلقي هاي سياستگذاران فرهنگي برمي گردد. آنها روش هايي را براي فرهنگ و هنر اعمال مي كنند كه شايد مناسب سخت افزار هنر باشد، ولي در بخش فرهنگي و نرم افزاري، دچار ابهام هستيم. وي دلايل دروني را وابسته به مجموعه شكل گيري درون حرفه فيلمسازان دانست و گفت: سطح معلومات، اطلاعات، مجموعه فرازونشيبهاي صنعت سينمايي كشور در نحوه كيفيت حضور عناصر فيلمساز موءثر است. درويش در پايان گفت: سينماي ايران، يك ارگان تعريف نشده است كه مجموعه آدمهاي مختلفي آن را در طول سال به حركت درمي آورند.