Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790228-48190S1

Date of Document: 2000-05-17

لباس شخصي ها ناشناس نبودند دكتر رهامي وكيل دانشجويان در گفت وگو با همشهري شهود حادثه مي گويند رامين نظري (برادر سردار نظري متهم رديف ) 1 هدايت و رهبري بخشي از نيروهاي انتظامي و لباس شخصي هارا در حمله به كوي و ضرب و شتم دانشجويان بر عهده داشته است گروه حوادث: دكتر رهامي وكيل دانشجويان در پايان جلسه دادگاه در مورد چگونگي روند دادگاه و اظهارات متهمان به خبرنگار ما گفت: اكثر متهمين در بازرسي ناجا و تحقيقات دادسراي نظامي صريحا به اعمال خود اعتراف كرده اند اما امروز پس از گذشت چند ماه سعي داشتند كه اعترافاتشان را تكذيب كنند و براي اينكه بتوانند خودشان را تبرئه كنند ارگانهاي رسمي كشور مثل بازرسي ناجا و دادسراي نظامي را زير سئوال بردند. متهمان در اين جلسه دادگاه اظهار كردند كه اقرارها در جو رعب و ارعاب گرفته شده است يعني ما براي نجات خودمان جاي مهمتري را خراب كنيم و آنان را متهم كنيم. البته طبق قوانين حقوقي هيچ وقت انكار پس از اقرار قابل پذيرش نيست، يعني وقتي كسي اعتراف كرد پس گرفتن موضوع قابل پذيرش نيست. همچنين بيشتر متهمين نقش فرماندهان خود را در ورود به كوي و ضرب و شتم دانشجويان در بازرسي ناجا و دادسرا اعتراف كردند ولي اكنون كه در فشار قرار گرفته اند مي خواهند اعترافاتشان را پس بگيرند و به همين خاطر دچار تناقض گويي شده اند. متهمين مي گفتند كه خودسر وارد كوي دانشگاه شدند، ولي در پاسخ به سئوال قاضي اول اسم فرمانده را مي آوردند و تناقض گويي مي كردند. دكتر رهامي همچنين افزود آنچه در اين جلسه مشخص شد و بسيار مهم بود اينكه سربازاني كه مدعي بودند گروگان گرفته شده اند صريحا گفتند كه گروگانگيري كار دانشجويان نبوده بلكه لباس شخصي ها اين كار را كردند و دانشجويان سعي داشتند آنان را از دست لباس شخصي ها آزاد كنند. حتي وقتي مدير كوي آقاي كوهي براي آزاد كردن گروگانها رفته بود گروگانگيران چاقويي به زير گلوي كوهي قرار دادند و گفتند اگر دانشجويان جلو بيايند او را مي كشند، يعني آنان كوهي را نمي شناختند. بنابراين برخلاف تبليغاتي كه عليه دانشجويان در صداوسيما به راه افتاده بود مشخص شد گروگانگيري كار دانشجويان نبوده است. دكتر رهامي گفت: در ارتباط با همكاري لباس شخصي ها با نيروي انتظامي اگر در اظهارات متهمين دقت قضايي مي شد اين نكته بخوبي روشن بود خصوصا آنجا كه متهمين مي گفتند لباس شخصي ها دانشجويان را دستگير مي كردند و به ما (نيروي انتظامي ) تحويل مي دادند. بنابراين مشخص شد لباس شخصي ها ناشناس نبودند و با نيروهاي رسمي كه در منطقه حضور داشتند همكاري مي كردند چرا كه بخش زيادي از آنان از نيروي انتظامي بودند. كما اينكه سروان رامين نظري نيز گفته كه با لباس شخصي در محل حضور داشته است. اگر غير اين باشد معني ندارد كه لباس شخصي غريبه دانشجويان را دستگير كند و نيروهاي انتظامي دستگيرشدگان را از غريبه ها تحويل بگيرند و به بازداشتگاه ببرند. به نظر من، اعترافات صريح متهمين و اقراري كه در پرونده موجود است در ارتباط با اثبات اتهامات وارده مبني بر ورود به كوي و ضرب و شتم دانشجويان، تخريب كوي و لغو دستور وزير كشور در مورد عدم ورود به كوي دانشگاه محل بحث و شك و شبهه نيست. دكتر رهامي در مورد اظهارات سروان رامين نظري گفت: او مي گويد من جانباز قطع نخاعي هستم وقدرت تسلط بر خود را ندارم. سئوال اينست كسي كه قدرت تسلط بر خودش را نداشته است به چه مجوزي براي خاموشي به قول خودش آشوب ملي فرا خوانده شده است. رامين نظري مي گويد: من مربي آموزشي نيرو هستم و هيچ مسئوليتي در حادثه كوي نداشته ام پس چگونه ايشان مجهز به اسلحه و دستبند بوده؟ است وي خودش در اين جلسه گفت: من فقط يك نفر دانشجو را دستبند زده ام، اما يكي از دانشجويان كه نظري ارشد نام دارد مي گويند توسط همين رامين نظري دستگير شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته و همين رامين نظري اسلحه را كنار گوش او گذاشته است، شهود ديگري هستند كه مي گويند رامين نظري (برادر سردار نظري ) هدايت و رهبري بخشي از نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها را نيز برعهده داشته است و اينكه مي گويد من حكم رسمي براي جانشيني نداشتم نه تنها چيزي از مسئوليت او كم نمي كند بلكه مسئوليت وي را سنگين تر مي كند و نشان مي دهد بدون ابلاغ و حكم رسمي در عمليات حمله به كوي و ضرب و شتم دانشجويان شركت داشته و اين عذر بدتر از گناه است. اگر دقت مي كرديد سروان رامين نظري در جلسه دادگاه توام با عصبانيت و با پرخاشگري صحبت مي كرد و خطاب او به دادگاه پرخاشگرانه و توام با فرياد بود. وي در جلسه رسمي دادگاه نمي توانست چند دقيقه خودش را كنترل كند و پاسخ رئيس دادگاه را به آرامي بدهد چگونه او را براي كنترل اغتشاش و حفظ و جان و مال مردم ماموريت داده اند. دكتر رهامي افزود: اشكالي كه من در جلسه اوليه اعلام كردم اين بود كه براي حفظ آرامش پايتختي با 12 ميليون نفر جمعيت، سفارتخانه ها و اتباع خارجي و مراكز حساس اقتصادي و سياسي، چرا جوانان كم سن و سال و كم تجربه و نوعا با معلوليت جسمي و بعضا عصبي را مامور؟ كرده اند اگر امنيت پايتخت و حل بحرانهاي اجتماعي و سياسي به افراد باتجربه و مديراني كه سن و سالي از آنان گذشته سپرده مي شد قطعا اين چنين بحراني پيش نمي آمد.