Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790228-48187S3

Date of Document: 2000-05-17

عوامل ديگر وسواس چرا وسواس؟ داريم (بخش پاياني ) حب ذات از عوامل ديگر وسواس است. بيمار از توجه افراطي به خود گاه دچار اين ناراحتي ها مي گردد و فراموشي خدا اصل آن برخورد است سرسري با تعاليم پروردگار و رهيابي شياطين به دل آدمي از طريق وسوسه ها. واما: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت دادن او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگي در يك منطقه خوش آب و هوا بر تخفيف اضطراب و درمان بيماري اثري آرامش بخش خواهد داشت. ايجاد اشتغال و سرگرمي بيمار را وادار مي كند كه نسبت به برخي از امور افراطي بي اعتماد گردد. فرد وسواسي را بايد از دنياي اعتزال و تنهايي بيرون كشيد و او را به سوي حيات جمعي كشاند. وقت را بايد براي بيمار تنگ كرد تا فرصتي براي تكرارهاي بيهوده نداشته باشد. درواقع بايد بيمار را وادار كرد تا به سيم آخر بزند و ببيند كه هيچ اتفاقي نمي افتد. در بررسيهاي علمي حالات و صفات وسواس در زن و مرد يكسان و به يك اندازه نشان داده مي شود ولي اين كه در مردان آن را كمتر مي يابيم بدان خاطر است كه اولا مشغوليت كاري مردان در محيط خارج از خانه اجازه نمود به حالات وسواسي شان نمي دهد. ثانيا نوع كارشان به گونه اي است كه ارتباط كمتري باطهارت، نجاست و امور وسوسه انگيز دارند. ثالثا ارتباط آنان با جمع خود عاملي تخفيف دهنده و حتي درمان كننده است. بر خلاف آنان زنان اغلب با خانه و تنهايي و نهايتا معاشرت محدود انس داشته و يا گاه در انزوا به سر مي برند و همين خود از عوامل دامن زننده وسواس است. دوران بارداري هجوم افكار وسواسي را بيشتر مي كند به ويژه كه حساسيت ها و رقت عاطفي بر اين امر دامن مي زند. * وسواس ناشي از يك نوع ويروس بر اساس آخرين تحقيقات به عمل آمده در انگليس حيوانات خانگي نيز مي توانند باعث افسردگي رواني شوند. يك گروه از دانشمندان انگليسي مي گويند كه درصدد تحقيق در مورد اين فرضيه هستند كه ويروس بيماري موسوم به بورنا كه در حيوانات يافت مي شود يكي از علل بروز افسردگي رواني انسانها و نيز از جمله عوامل بالا بودن ميزان خودكشي در مناطق روستايي است. به نوشته گاردين اين بيماري كه براي آن نشانه هاي ديگري از جمله وسواس بيش از حد (نظير آب كشيدن دست بيش از شش بار در هر نوبت ) نيز برشمرده اند، نخستين بار در آلمان در حدود يك قرن پيش شناسايي شد. در آن هنگام محققان به اين نكته توجه كردند كه حيوانات مبتلا به بيماري در هنگام راه رفتن تلوتلو مي خورند و نمي توانند تعادل خود را به خوبي حفظ كنند. به اعتقاد محققان ويروس حامل اين بيماري به سلولهاي معيني در مغز حمله ور مي شوند و در كار آنها اختلال ايجاد مي كنند. اين سلولها مسئول كنترل حركات و نيز تنظيم عواطف و احساسات به شمار مي آيند. وسواس با عادت آغاز مي شود. حركتي غيرمعمول و غيرعادي تكرار مي شود و تكرار آن چون تزريق زهري تدريجي در طول ماهها و سالها انسان را بيمار مي كند تا آنجا كه بيماري با روح و جسم فرد عجين گشته و به صورت حقيقتي غيرقابل تفكيك با ساختار وجودي انسان درمي آيد. اين حساسيت ها هرگز در آغاز چيز وحشتناكي نيست. مثلا مي تواند از خط كشي دفتر مشق آغاز شود. وقتي كه كودك صفحه جديد را به اميد كشيدن يك خط كاملا صاف ده بار پاره مي كند. آگاهي بزرگترين عامل جلوگيري از ابتلا به اين بيماري است و بعد از آن به وجود آوردن قاطعيت مبارزه در فرد. شايد بتوان چنين تعبير كرد كه وسواس نخست از گام اول بي تفاوتي و بي خيال بودن نسبت به سرنوشت خود واطرافيان به وجودمي آيد. اين بي تفاوتي مي تواند از جانب اطرافيان نسبت به فرد وسواسي نيز بيماري را ادامه دار و لاعلاج كند. فديا نوراللهيان