Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790228-48185S1

Date of Document: 2000-05-17

تكرار يك حس در شكل هاي گوناگون گفتگو با پرستو فروهر، نقاش اشاره: پرستو فروهر متولد 1341 در تهران است. رشته نقاشي را در دانشكده هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران زير نظر استاد روئين پاكباز به اتمام رساند. پس از آن به سبب علاقه به رشته اش و ادامه تحصيلات تكميلي به آلمان عزيمت كرد و فوق ليسانس خود را در آلمان گرفت. او نمايشگاههاي انفرادي و گروهي متعددي در داخل و خارج از كشور همراه با ايده هاي خاص خود داشته و همچنان كار خود را ادامه مي دهد. به بهانه برگزاري نمايشگاه نقاشي هاي وي در گالري گلستان، طوبي سامعي گفتگويي با او انجام داده است كه فشرده آن رامي خوانيد. * خانم فروهر قبل از اينكه به نمايشگاه و آثار ارائه شده بپردازيم كمي از، سبك كار خود در هنر نقاشي؟ بگوييد يكي از مزاياي شاگردي روئين پاكباز براي من ايجاد توجه خاص به نقاشي قديم ايران بود. ولي اين توجه صرفا پرداختن به ظرافت كاري هاي آن نيست، بلكه ساختار اساسي نقاشي قديم ايران مورد توجه است و اساسا اينكه آيا مي توان اين شيوه ها را به شكلي نو به كار؟ برد اين تجربه باعث شد كه بعدها در كار خودم نيز از آنهااستفاده كنم. فضاسازي در نقاشي ايران از پائين به بالا است پرسپكتيو به شكلي كه در نقاشي هاي غربي از رنسانس به بعد متداول شد وجود ندارد. در نقاشي هاي ايران قديم همزماني در نشان دادن اتفاقات مختلف وجود دارد. پالت رنگي بسيار متنوع و غني است و در عين حال خصوصيات خاص خود را دارد. حس شاعرانه وجود دارد كه انتقال آن از راه كليشه هايي است كه تكرار مي شوند. همه اينها را در دوره تحصيل آموختم و به آلمان با بردم دور شدن از ايران اين عناصر تصويري برايم بيشتر جذاب در شد دوره آخر تحصيل در ايران، بيشتر روي موضوعات پرتره و طبيعت بي جان كار كردم و به نوعي سعي مي كردم برخورد شخصي ام را با محيط اطراف پيدا بعد كنم از اينكه به آلمان رفتم با فاصله اي نه چندان دور، به عناصري از فرهنگ و سنت تصويري كه در نقاشي ايراني است بازگشتم و در يك دوره باعناصر تصويري كه بيشتر با سنت عزاداري ما سرو كاردارد مشغول شدم، مثل پارچه هاي عزا با حاشيه هاي مخصوص مذهبي دست حضرت ابوالفضل و... بعد از آن توجه خاصي به فضاي كلي نمايشگاه ها پيدا براي كردم من تنها نقاشي در يك قاب و يك تابلو اهميت ندارد، بلكه بايد در فضاي كلي كه نقاشي در آن قرار مي گيرد تاثيرگذار باشد. در ابتدا با اضافه كردن عناصري در اطراف نقاشي هايم اين تاثير را بوجود آوردم و سپس كم كم نقاشي در بسياري از كارها برايم از چارچوب تابلو خارج شد. البته همچنان نقاشي به صورت تابلو هم به نمايش مي گذارم كه نمونه اش آثار ارائه شده در نمايشگاه گالري گلستان است. * تاكنون چند نمايشگاه در داخل و خارج از كشور داشته ايد و نوع كارها در اين نمايشگاهها چگونه بوده؟ است اولين نمايشگاهم در ايران و قبل از سفر به آلمان بوده نمايشگاه است گروهي با موضوع شاهنامه و هنرمند امروز اين كار با تشويق استادم روئين پاكباز شكل گرفت و در آن برخورد جديدي با شاهنامه و ديد اساطيري آن مطرح بود. بعد از مدتي در آلمان، نمايشگاهي ترتيب دادم كه در آن همراه با نشان دادن تابلوها، روي كف زمين هم خطوطي به فارسي نوشته بودم. در اين شيوه خطاطي خط از نظر مفهوم مورد نظرم نبود بلكه فقط ريتم و شكلي كه بوجود آورده بود جذاب مي نمود. ريتم خط به صورت فرشي در تمام سطح زمين خودش را پهن كرده بود. * برخورد بيننده خارجي با اين خط چگونه بود و مفهوم را چگونه درك؟ كرد براي بيننده خارجي هم مشخص است كه اين نوعي خط است. زباني كه راه ارتباط گيري آن با بيننده بسته است ولي جذابيت آنجاست كه بين خط به عنوان مفهوم و خط به عنوان نقش و نگار فاصله اي بوجود مي آيد. با خط چيزي نوشته نمي شود ولي در عين حال مي دانيم كه خط يك عنصر ارتباطي است و پديد آوردن اين فاصله مورد نظر من بوده است. در نمايشگاه هاي بعدي يك گروه 12 نفره با هم دوره اي دانشگاهي در آلمان تشكيل داديم و سالن مخصوص براي نمايشگاهمان داشتيم. از بقيه هنرمندان دعوت مي كرديم كه در آنجا كار كنند و كارهايشان را به نمايش بگذارند و خودمان در شهرهاي ديگر در پروژه هاي ديگر مشغول مي شديم. مثلا: صحنه آرايي هايي به مناسبت هاي متفاوت را در شهرهاي هامبورگ و برلين و... انجام مي داديم. در يك مورد، خانه اي بود كه بايد خراب مي شد. اين خانه ازطرف شهرداري به مدت يكسال در اختيار گروه ما قرار گرفت، و هر كدام از افراد گروه در آن يك يا 2 اتاق براي نمايش كارهايمان داشتيم. كار من در آنجا برگرفته از نقاشي ايران در دوران قاجاريه بود. موضوع نشان دادن زنهاي حرمسرا با چهره و پوشش مخصوص خود و استفاده از سمبلهاي كليشه اي براي بوجود آوردن فضاي سنتي ايران همراه با بافتي قديمي، در شهري غريبه در قلب اروپا بود كه براي من جذابيت داشت و براي بينندگان كه از اين فضا ديدن مي كردند اصلا اين سوءال پيش مي آمد كه آيا اين نقاشي ها روي كف و ديوارها از اول در اين خانه بوده يا توسط من كشيده شده؟ است نمايشگاه ديگرم در ايران حدود 4 سال پيش در گالري سيحون بوده كه در آن هم به سبك كامپيوتري و با موضوع ديو و فرشته كار كرده بودم و مورد استقبال قرار گرفت. در همين سال 2000 هم سه نمايشگاه داشته ام. نمايشگاهي دو نفره در سالن هنري يك بانك - دو نمايشگاه ديگر كه همچنان ادامه دارند و يكي نمايشگاه گروهي است به دعوت خانه فرهنگ هاي جهان در برلين كه از برخي از هنرمنداني كه در آلمان زندگي مي كنند ولي آلماني نيستند دعوت شد تا در موضوع هنر به عنوان وطن در جهاني كه مفهوم وطن در آن هر چه بيشتر تهي مي شود كار كنند. نمايشگاه ديگر در يك گالري در فرانكفورت به صورت انفرادي كه در آن كار فرش را روي چوب انجام داده ام. * كار اخيرتان در گالري گلستان سبكي خاص دارد، نقاشي ها كامپيوتري است، لطفا راجع به اين نوع كار توضيح بفرماييد. من كار با كامپيوتر را سالهاست كه انجام مي دهم ولي در اين شيوه از 5 سال پيش تاكنون كار مي كنم. يعني با كامپيوتر هم در سبك نقاشي قديم ايران. اين كارها در برنامه فري هند انجام مي شود و طراحي مستقيم با ماوس است و سپس چاپ مي كنيم. در اين نوع كار جذابيت براي من دقت سردي است كه در آن ها به نوعي محسوس است. نقش و نگارها بدون ذره اي تفاوت كنار هم تكرار مي شوند وشكل ظريف مينياتور را مي گيرند، بدون اينكه حس ظريف مينياتور تكرار شود. اين شيوه كار را در گالري سيحون براي اولين بار در ايران به نمايش گذاشتم با موضوع ديو و فرشته، كه در آن دو سري ديو و فرشته شكلي يكسان داشتند و فقط با تفاوت رنگ سياه و سفيد از هم تميز داده مي شدند و اين دومين سري كار كامپيوتري من است كه در ايران نمايش داده مي شود. * در مورد موضوع كار و اينكه چگونه ايده گرفتيد و چطور خواستيد اين حس را به نمايش بگذاريد لطفا توضيح بفرماييد. در اين نوع كار جذابيت در نگاه اول نقش و نگارهاي مختلف و پرتنوع هستند ولي اتفاق مفهومي كه در آن وجود دارد با آنچه در زمينه تابلو مي بينيم اختلاف اساسي دارد. در نقاشي هاي قديم ايراني هم به نوعي همينطور بوده است. يعني صحنه جنگ با صحنه بزم هر دو در يك حال و هواي حسي نمايش داده مي شدند. احساسات لحظه اي انسانها نشان داده نمي شود. درهيچ كجاي نقاشي ايراني خشم، درد و... به صورت مجزا و فردي ديده نمي شود. فقط نشانه اي از آن به نمايش در مي آيد و حس واقعي منتقل نمي شود. براي من هم اين جالب بود. موضوع سري كارهاي جديد من خودكشي زنان است. براي من اين تقابل داراي اهميت بود كه بيننده حقيقتي تلخ مثل خودكشي را مي بيند و از كنار آن مي گذرد. سالهاست كه من در ايران زندگي ولي نمي كنم اين دوري، آزادي انتخاب يكي از كل مجموعه را به من داده است. من از فرهنگ تصويري ايران، مينياتور و بافت نقش و نگار را بيرون كشيدم و انتخاب كردم و در آن كار مي كنم ولي با موضوعاتي كه خودم انتخاب مي كنم. ولي چيز ديگري به نام واقعيت عيني هم در اين دوري وجود از دارد همان ابتدا كه رفتم اخبار هفتگي ايران از طريق مادر و پدرم و به وسيله فاكس برايم فرستاده مي شد. در اين گزارشات تايپ شده شايد هر هفته خبر خودكشي بخصوص زني به دستم مي رسيد. من اين اخبار را مي گرفتم. خبر خودكشي را مي خواندم و چون هيچ تصوير عيني نداشتم و خبر را به طور غيرمستقيم دريافت كرده بودم، شايد به نوعي تصويرگري خبري انجام داده ام. يعني سعي كردم تمام چيزهاي بصري زيباي درون ذهنم را با خبري كه دريافت كرده بودم تلفيق كنم. اين ايده از آنجا برايم پيدا شد كه از يك طرف تمام زيبايي كه از نقش و نگارها در فرهنگ خودم حس مي كنم، مي خواهم داشته باشم و از طرف ديگر خبر خودكشي كه گاهي هر هفته با فاصله به دستم مي رسيد و واقعيتي بود كه حس مي شد را نشان اين دهم هر دو بر هم منطبق شد وايده ام شكل گرفت. * خانم فروهر در تمام تابلوها موضوع مشترك و زمينه يكسان بود. يعني در همگي يك زن - يك خانه - يك حس تكرار شده بود، از اين سري كاري چه هدفي را دنبال مي كرديد و آيا اين تكرار بيننده را خسته؟ نمي كند خوب اصلا هدف من سري كاري بود و اين سري كاري براي من جالب از است نظر من كار با هر وسيله اي كه انجام شود، تا حدودي هم محدوده كار توسط آن ابزار تعيين مي گردد و سپردن خود به دست وسيله براي من بسيار جالب و جذاب است. كار با كامپيوتر براي من به نوعي با اين سري كاري توام است. در ضمن اين تكرار در نقاشي هاي قديمي ايران هم وجود دارد. يعني يك حس كه در شكل هاي مختلف تكرار شده است اما تفاوت اساسي را در اين برندارد تكرار براي بيننده به نوعي هم بي تفاوتي بوجود مي آورد. اهميت براي من در اينجاست: كه بيننده با ديدن صحنه هاي تكرار شده اين موضوع، بي تفاوت از كنار آن رد مي شود ولي بالاخره برمي گردد و روي موضوع تامل مي كند. اين براي من موضوع اصلي است. بوجود آوردن اين حس دوگانه در بيننده به اين منتهي مي شود كه هر كس در نهايت برداشت و حس شخصي خود را در برابر موضوعي مثل خودكشي كه در محاصره اين همه رنگ و نقش و نگار اتفاق مي افتد در ذهن خواهد داشت و بنابراين من تعيين كننده جواب نخواهم بود. * آيا فكر مي كنيد نقاشي كامپيوتري مي تواند همچون نقاشي كلاسيك تاثيرگذار باشد و آن اثر را به بيننده القا؟ كند * لزوما فكر نمي كنم نقاشي حتما بايد حس بخصوص را بدهد. نقاشي به هر نوع بايد آن آزادي را داشته باشد كه گسترش پيدا كند و در هر زمينه اي عميق فقط شود در اين صورت است كه بيان فردي مي شود.