Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790227-48178S2

Date of Document: 2000-05-16

انگيزه پيشرفت در فرهنگهاي گوناگون بهمن ابراهيمي در اين كره خاكي انسانهايي زندگي مي كنند كه ترجيح مي دهند فعاليتهايي را انجام دهند كه مستلزم مبارزه جويي بيشتر و تلاش فراوان امور باشد خيلي آسان آنها را ارضا نمي كند، پيشرفت در كار و حرفه از اولين اهداف بزرگ آنها مي باشد، تمايل دارند در موقعيتهايي كار كنند كه كنترل بيشتري بر فعاليت خود داشته باشند و بتوانند عملكرد خودرا با عملكرد ديگران مقايسه كنند. براي آنها كيفيت عملكرد و چگونگي انجام آن بسيار مهم است و در مقابل ناكاميها و موانع موجود زود دلسرد نمي شوند و با پشتكار زياد تلاش در به سامان رساندن كار دارند. به لحاظ اهميت اين گونه فعاليتها بررسي هاي علمي فراواني در سطح فرهنگهاي مختلف انجام شده در پاسخ به اين سئوال كه چرا برخي از مردم نياز بيشتري را براي پيشرفت احساس مي كنند وعده اي ديگر؟ كمتر مك للند ودانشجويانش ( ) 1953 درمطالعات خود به اين نتيجه رسيدند كه با در نظر گرفتن تفاوتها در تجارب دوران كودكي در فرهنگ امريكايي مرداني كه در انگيزه پيشرفت نمرات بالا داشتند، محصول خانواده هايي بودند كه در آن مادران برخوردي گرم و تشويق آميز داشتند و پدران كمتر از روشهاي مستبدانه استفاده مي كردند. مرداني كه نمرات پائيني در انگيزه پيشرفت داشتند، در دوران كودكي تحت تسلط پدران و مادران سختگير و مستبد بوده اند، اين مطالعات در برزيل توسط روزن ( ) 1962 و در تركيه جامعه اي كه پدران تمايل بيشتري به استفاده از شيوه استبدادي دارند توسط برادبرن ( ) 1963 به نتايج يكسان رسيدند. برادبرن در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه افرادي كه تا حدي مستقل از پدران خويش رشد كرده اند، نمرات بالايي در انگيزه پيشرفت به دست آورده اند. باندورا و والترز ( ) 1963 عقيده دارند كه كودكان از راه مشاهده رفتار والدين و تقليد از آن رفتارهاي زيادي را بنابراين مي آموزند مي توان نتيجه گرفت كه والدين داراي انگيزه پيشرفت در حد قابل ملاحظه به احتمال زياد فرزنداني اين چنين تربيت خواهند كرد. الكس پيشنهاد مي دهد كه انتظاراتي كه والدين از فرزندان خويش دارند نيز در رشد انگيزش پيشرفت آنها از اهميت زيادي برخوردار اين مي باشد گونه والدين، فرزنداني مستقل و با مهارتهاي شناختي واجتماعي خوب را به جامعه خود ارائه مي دهند. براي اين والدين دفاع از حقوق خود و حل از مساله انتظارات مهم به شمار مي آيد. در اين خانواده ها ترس از شكست معني ندارد و از آن به عنوان يك واقعيت هر چند تلخ و سرچشمه تجربه ياد مي شود. در فضاي گرم اين خانواده ها پديده اي رشد پيدا مي كند كه از ريشه هاي انگيزه پيشرفت و كمال طلبي محسوب مي گردد; عزت نفس يا احساس كفايت و شايستگي كه كودكان وجوانان را به سوي تلاش بيشتر و پديده ضروري و مهم خلاقيت رهنمون مي سازد. آلبرت پپي تون روانشناس امريكايي ( ) 1967 شواهد محكمي يافته كه لااقل در امريكا و فرانسه افراد باعزت نفس بالا بيش از افراد داراي عزت نفس كم، رقابت و تلاش مي كنند. مونرو ( ) 1975 مي گويد كه در جوامع مدرن شهري و صنعتي همانند امريكا و شوروي (سابق )،، آلمان ژاپن و... رقابت فردي مورد تشويق قرار مي گيرد. اين پژوهشگر به اين مطلب اشاره مي كند كه اين چهار كشور حتي در بازيهاي المپيك در كسب مدال طلا نيز به شكلي نامتناسب با جمعيت خود، غلبه داشته اند. به عنوان مثال آلمان شرقي با جمعيتي معادل نصف فرانسه (در) 1972 ده برابر بيشتر مدال طلا برنده شده است. گرچه اين يافته ها را نمي توان به عنوان تنها عوامل تعيين كننده براي انگيزه پيشرفت و كمال طلبي مورد ملاحظه قرار داد ولي در شناخت هر چه بيشتر رشد و تحول اين انگيزه موءثر مي باشد. با توجه به فرضيه ماكس وبر ( ) 1904 مبني بر نقش پروتستانيسم در روحيه سرمايه داري كشورهاي اروپاي قرن 17 تا 19 مك للند ( ) 1971 مبحثي عمومي راپرداخت كرد كه در آن عامل كليدي در تزريق انگيزه پيشرفت در ميان اكثريت اعضاي يك جامعه وجود يك باور مذهبي يا ايدئولوژيك مي باشد. بر طبق نظر مك للند يك ايدئولوژي فرد گرايانه كه به عزت نفس بالا اهميت مي دهد، مي تواند يك پشتيبان روانشناختي براي ايجاد سطوح بالاي انگيزش پيشرفت، محسوب گردد.