Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790227-48175S2

Date of Document: 2000-05-16

چرا وسواس؟ داريد * چرا با لباسهاي مدرسه ات وارد آشپزخانه؟ شدي * خانم! باز امروز فراموش كردي گرد بالاي در اطاق را بگيري! * آقا! شما چطور متوجه نمي شويد خط پشت كت مرا كاملا صاف ندوختند. بيماري كهنه وسواس همچون خوره اي است كه ريشه سلامت نفس را در طول سالهاي زندگي از بين مي برد و گاه انسان را به تنديسي از خشونت راي تبديل مي كند. به عقيده روانكاوان وسواس غريزه اي واخورده و ناخودآگاه است و در آن فكر، ميل يا عقيده اي خاص كه اغلب وهم آميز و اشتباه است آدمي را در بند خودمي گيرد; آنچنان كه حتي اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وا مي دارد كه حتي رفتاري را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد. بيمار با وجود اعتقاد به بيهودگي عمل، خود را مجبور به انجام آن يافته و نمي تواند از قيد آن رهايي يابد. شخص عمل بي حاصل و بيهوده اي را تكرار و در آن مداومت مي نمايد تكرار در عمل آنچنان است كه گويي نيرويي از درون او را مجبور مي كند كه عملي را انجام داده و مكرر نمايد. سازمان بهداشت جهاني وسواس را در زمره چهار بيماري معلول كننده قرار داده است و فرد مبتلا براساس اين تعريف فردي معلول روحي دانسته مي شود. دكتر سيد اكبر بيان زاده متخصص توان بخشي رواني در ] گفت وگو با گروه گزارش خبرگزاري جمهوري [اسلامي در ارتباط با علائم وسواس معتقد است: هر گاه افكار تكرار شونده و يا رفتارهاي تكرار شونده بدون ضرورت و علت منطقي و يا وجه مورد قبول فرهنگي در فردي بروز كند و تحت كنترل فرد هم نباشد، چنين فردي مبتلا به بيماري وسواس است. به گفته وي بيماري وسواس با دغدغه ذهني كاملا متفاوت است و در نوع بيماري افكار خاصي دائما تكرار مي شود كه اين افكار جنبه پويايي ندارد. اين عضو هيات علمي دانشگاه تهران افزود: در صورتي كه بيماري وسواس مورد معالجه قرار نگيرد سبب تخريب عملكرد تواناييها، وظايف فردي، اجتماعي، شغلي، تحصيلي، تفريحي و معنوي و مذهبي بيمار خواهد شد. دكتر بيان زاده تاكيد كرد: وسواس از بيماريهايي است كه اگر گريبانگير فردي شود تنها با معالجات پزشكي قابل درمان خواهد بود. اولين علائم وسواس در كودكان دو ساله ديده مي شود. طفل توجه زيادي به يكسان نگاه داشتن رفتار و حفظ آداب دارد. گاهي وسواس فردي بزرگسال نشات گرفته ازمنع هاي شديد دوران كودكي، نوجواني وحتي جواني است مته به خشخاش گذاردن هاي والدين و ايرادگيريهاي مربيان، فشار مدرسه، توقعات فوق العاده، به رخ كشيدن عيبها، طعنه زدن و آبرو ريختن در حضور جمع كودكان را وادار مي كند كه دائما خود را در حضور ديگران جمع وجور كنند تا در زير رگبار ملامت بزرگترها شرمگين نشوند. مطالعات علمي و تحقيقي انجام شده دركشورهاي در حال توسعه نشان داده است كه رشد رواني - اجتماعي كودكان شديدا تحت تاثير رفتار والدين و ارتباط فرزندان با والدين و معلمين خود است. در طبقه بندي سازمان بهداشت جهاني رفتار درست والدين، تجربه هاي دوران كودكي و كاهش اختلافات خانوادگي منجر به بهبود رشد رواني كودك مي شود براساس اعلام اين سازمان درك و تشخيص فشارهاي روحي كه كودكان در خارج از خانه تجربه مي كنند از وظايف والدين است. اين سازمان توصيه مي كند كه براي بهبود بهداشت رواني كودكان بايد بهداشت رواني خانواده ها، معلمين و تمامي كساني كه با كودكان سرو كار دارند مورد توجه قرار گيرد. در علم روانپزشكي بيماري وسواس از پيچيده ترين بيماريهايي است كه از اضطراب نشات گرفته و به دو شاخه وسواس فكري و وسواس عملي تقسيم مي شود. عده اي از روانشناسان مي گويند: بيمار براي رفع اضطراب دروني خود كه ناشي از تضاد و تعارض هاي شخصيتي و رواني است به يك سري اعمال تكراري براي كاهش اضطرابهاي دروني مي پردازد و در واقع رفتار او پوششي براي رفع اضطراب است كه در اين مورد بيمار خود اطلاعي ندارد. بر اين اساس بيمار وسواسي به علت خصوصيات خاصي كه دارد ترجيح مي دهد كه به كارها رسيدگي كند و تمام وقت خود را صرف آن اموري كند كه از نظر ديگران بيهوده است. افرادي كه در خانواده هايي زندگي مي كنند كه پدر و يا مادر آنان مبتلا به بيماري وسواس هستند درصد ابتلايشان به اين بيماري بيش از ديگران است. فرزند يكي از بيماران وسواسي طي مصاحبه اي اظهار داشت: من از اوان كودكي با حالتهاي شديد وسواسي روبه رو شدم و رشد و زندگي در كنار روءيت مداوم اين حالات هرگز فرصتي به من نمي داد تا درصدد تميز آن با رفتارهاي عادي و معمولي برآمده و حتي نام عيب يا بيماري بر آن بگذارم. آن چه مي ديدم را باور مي كردم و به من ياد داده بودند كه به آن معتقد باشم و حتي رفتارهاي عادي ديگران به دليل تناقض با رفتارهاي خانواده خود در نظرم ناپسند بود. * از چه زماني متوجه شديد كه اين رفتارها نامعقول و ؟ غيرمنطقي اند * از زماني كه توانستم با همسالان خود بدون ترس از هويدا ساختن اسرار زندگي، به درد دل بنشينم; زيرا حتي مجال فكر كردن به درستي و يا غلط بودن آن چه مي ديدم به من داده نشده بود و اگر در فشارهاي شديد روحي و جسمي ناشي از اين بيماري از سوي بزرگترها قرار مي گرفتم تغيير آنان در نظرم بي معني بود و تنها به چگونه سازش كردن مي انديشيديم. * تصور مي كنيد اعضاي يك خانواده تا چه حدي مي توانند به بهبود يك بيمار مبتلا به وسواس كمك؟ كنند * به اعتقاد من قبول اين بيماري از سوي خود بيمار بزرگترين گام در جهت بهبودي اوست. وقتي شخص پذيرفت كه مبتلا به بيماري وسواس است اقدام به معالجه وي درمراحل بعدي به كمك اطرافيانش بسيار آسان تر است. * چه عاملي باعث شد كه خود شما به اين بيماري مبتلا ؟ نشويد * آگاهي دادن اطرافيانم. اين بزرگترين عامل بود. خصوصا برادر بزرگترم به محض آن كه با رفتارهاي وسواسي از سوي من مواجه شد، درصدد از بين بردن آن برآمد و در اين راه از بيان ديدگاههاي مذهبي و برشمردن اثر وسوسه هاي شيطاني استفاده كرد او درحقيقت مرا به مبارزه اي بزرگ و دروني دعوت كرد. من نيز اين حالات را در درون خود با برعكس عمل كردن سركوب مي كردم. اما با اين وجودگاهي اوقات و به ندرت تحت فشارهاي ناشي از وسواس فكري قرار مي گيرم. * كارشناسان در ارتباط با موروثي و يا تقليدي بودن حالات وسواس كه نهايتا منجر به يك بيماري حاد مي شود مي گويند: يادگيري، وراثت و احساس گناه هر كدام به نوعي در ايجاد حالات اين بيماري نقشهاي موءثري دارند براي مقابله با آن مي توان از دو طريق استفاده كرد: - 1 ايجاد افكار متضاد: فرد خود را مجبور مي كند كه براي از بين بردن حالات وسواسي از افكار و اعمال متضاد استفاده كند. مثلا در رابطه با شستشو سعي مي كند به تدريج تعداد دفعات آن را به حداقل ممكن برساند. - 2 اشباع كردن: شخص وسواسي خود را مجبور مي كند به جاي مثلا ده بار شستشو عمل شستشو را به تعدادي بيش از اين رقم رسانده تا آنجا كه از اين عمل زده و يا به اصطلاح اشباع شود. بررسي هاي علمي در برخي از محافل تحقيقاتي نشان داده اند كه پنجاه الي شصت درصد از مبتلايان به حالات وسواسي در سنين پانزده - بيست سالگي قرار دارند و تدريجا بر دامنه اين حالات افزوده مي گردد. اوج اين ابتلا تا سن 25 سالگي است و پس از آن سنين ركود يكي پس از ديگري طي مي شود و مي توان گفت كه از سن 35 سالگي به بعد ابتلا به بيماري وسواس در افراد كمتر به چشم مي خورد. ما در سنين چهل و پنجاه سالگي نيز افرادي را مي شناسيم كه به اين بيماري دچار شدند اما تعداد آنان بسيار اندك و ناچيز است. براساس آمار، ابتلا به اين بيماري در سنين پايين بيشتر، ميانسالي كمتر و در پيري تقريبا بسيار اندك است و ما به ندرت به پيراني برمي خوريم كه در سنين كهولت وسواس گرفته باشند. * خانم... عادت دارد روزي چند بار از پنچره اتاقش موزائيك هاي حياط را بشمارد. * آقاي دكتر... عادت دارد دائما يقه خود را منظم كند و روزي چندبار به موهايش دست بكشد. * آقاي.. روزي پنج بار نماز احتياط مي خواند. فرد وسواسي مدام در بي تصميمي و دو دل بودن است گاه دست به چيزي مي زند و برايش اين ترديد پديد مي آيد كه نجس شده است يا خير; اگر چه آن شي ء حوله يا پرده خشك و آويزان اطاق باشد; لذا براي نجات از اين ترديد شروع به آب كشيدن آن مي كند. گاه ترديد در كارهايش آن چنان شديد است كه جدا نمي تواند از بين دو مساله يكي را برگزيند و يا در دو سوي قطب يك امر به يكسو متمايل شود. شير آب را مي بندد برايش ترديد حاصل مي شود كه آيا آن را بسته است يا؟ خير در را مي بندد و به شك مي افتد. مواظب است كه چهره و قيافه اش منظم باشد. سرش را چنان شانه مي كند كه يك تار آن پس و پيش نشود. وسواسي ها اغلب افسرده حالند و دوست دارند دور از جمع و در انزوا زندگي كنند. آنقدر به خود سرگرمند و درباره خود مي انديشند كه تمام لحظات آنها اشغال مي شود و ديگر حالي براي خوش و بش كردن با ديگران براي آنان باقي نمي ماند. دكتر سيداكبر بيان زاده در اين زمينه معتقد است: برخي از بيماريهاي رواني سبب ايجاد معلوليت در امور فردي و اجتماعي بيمار مي شود. به عنوان مثال اگر يك دانشجو يا يك محصل به اين بيماري مبتلا شود به علت اين كه ذهن بيمار كاملا مشغول شده است ديگر آن تمركز قبلي براي يادگيري امور تحصيلي را نخواهد داشت به گفته اين روانپزشك در موارد حاد، بيماري وسواس سبب فلج شدن امور فردي، اجتماعي و ساير افعال فرد مبتلا خواهد شد. وي افزود: بيماري وسواس داراي دو نوع فكري وعملي است كه در بعد عملي براي فرد نمونه هاي متعددي دارد. به گفته وي مهم ترين نمود عملي اين بيماري شستشوي بي مورد و افراطي است كه بيمار بر خلاف منطق عرف و مذهب اقدام به آبكشي هاي بسيار زياد طولاني و خسته كننده مي كند. در بسياري از اين مواردشستشو سبب آسيب و زيان جدي به بيمار مي شود به طوري كه عضوي از بدن اكثر اين افراد با آبكشي هاي بيش از حد در معرض ساييدگي، رفتگي پوست و حتي ايجاد جراحت و زخم قرار مي گيرد. وي با استناد به مطالعات صورت داده بر روي بيماران خود مي گويد: به نظر وسواس مي رسد شستشو در ميان بيماران زن دو برابر نسبت به مردان بيشتر و نوعي از وسواس با عنوان وسواس فكري در ميان بيماران مرد نسبت به موارد مشابه در زنان دو چندان است. به گفته دكتر بيان زاده روانشناسان براي معالجه اين بيماران از روش توام رفتار درماني و درمان دارويي استفاده اين مي كنند روانپزشك مي گويد: بيماري وسواس در صورتي كه بيمار به طور مداوم تحت معالجات دارويي و درمان هاي روانشناختي قرار گيرد معالجه و بهبود مي يابد. پژوهشهاي محققان دانشگاه هاپكينز در آمريكا در مورد بيماري وسواس نشان مي دهد افرادي كه به اين بيماري دچار هستند در آنها نگراني به حدي است كه سبب اختلال در زندگي روزانه مي شود. به گزارش سازمان نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا در حال حاضر بيش از ده ميليون نفر در آمريكا از عارضه ترس و اضطراب شديد در رنج هستند. اضطراب كه سرمنشا بيماري وسواس مي باشد به شكل هاي مختلف در انسان بروز مي كند: نكند دستها را درست پاك نكرده است... ترس حتي گاهي از كشتن كودك خود و يا هل دادن و سقوط همسر و ديگر كسان او را آزار مي دهد. گاهي اوقات دقت و نظم افراطي در كارها به صورت رفتارهاي وسواسي بروز مي كند: * مدادها بايد همه به ترتيب قد باشند. لبه سيني بايد با لبه فرش ميزان باشد. نوك قلم با لبه ميز تماس داشته باشد. مدادهابايد به صورت شمال و جنوب درآيد. دانشجوي جوان رشته حقوق هنگام روشن كردن چراغ اين فكر ترسناك به ذهنش مي رسيد كه پدرش خواهد مرد و براي گريز از اين فكر مجبور بود كليد برق را دوباره لمس كند تا بدين گونه فكر مزاحم از ذهنش خارج شود. مرد جواني از آن بابت نگران بود كه پس از ترك منزل مبادا سيگار روشن را در جايي گذاشته باشد كه باعث آتش سوزي و از بين رفتن خانه شود. مادر چهل ساله اي دچار اين فكر بود كه دخترش پس از ترك منزل آسيب خواهد ديد مخصوصا با اين تصوير ذهني كه دخترش خونين و در هم شكسته در كنار جوي خيابان افتاده است. در رابطه با اعتقاد، به دو گروه از بيماران برمي خوريم: - 1 بيماراني كه به علت ضعف در عقيده و ايمان و يا اعراض از مذهب به اين بيماري دچار شده و امر خدا را كوچك شمرده اند كه در اين تيپ از افراد وسواس فكري زيادتر است. چون به جايي وصل نيستند نمي توانند شك و ترديد خود را سامان بخشند. - 2 بيماراني كه به علت علاقه مندي افراطي به مذهب و آميخته بودن اين علاقه با جهل و وهم دچار اين بيماري مي شوند و چنين افرادي هم به وسواس فكري دچار مي شوند و هم به وسواس عملي كه نوع دوم در آنان زيادتر است. اگر وسواس را نوعي وسوسه و بدان گونه كه مفسرين بدان اشاره كرده اند آن را نوعي حديث نفس و يا حديث با نفس بدانيم در مي يابيم كه ناشي از عدم اطمينان در افراد است و نشان مي دهد كه آدمي در خود اعتمادي را احساس نخواهد كرد و چون منشا اعتماد ناشي از شناخت علمي و قطعي خدا است بايد تا حدود زيادي به اين فكر توجه كرد كه اين امر به زمينه هاي اعتقادي بيمار برمي گردد و اين نكته خود راهنمايي مهم براي بيماران و درمانگران در طريق پيشگيري و يا درمان اين بيماري خواهد بود. ادامه دارد