Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790226-48166S9

Date of Document: 2000-05-15

ابعاد و علل مهاجرت از نوع فرار مغزها در ايران اشاره: فرار مغزها پديده اي پيچيده و چندلايه است. آنها كه كشور خود را ترك مي كنند تا در دياري ديگر ساكن شوند براي اين اقدام خود دلايل گوناگوني دارند. برخي از اين دلايل به دافعه هاي داخلي برمي گردد و برخي ديگر به جاذبه هاي خارجي مربوط مي شود. نوشته حاضر تلاش مي كند تا برخي زواياي تاريك در اين عرصه را روشن كند. گروه اقتصادي مهاجرت از نوع فرار مغزها پديده اي است كه نوعا از قرن بيستم و به دنبال شكوفايي علم و تكنولوژي در غرب ايجاد شد و حالتي است كه در آن افراد متخصص در علوم و فنون، نوابغ، نخبگان و فرهيختگان و افراد باهوش يك كشور به كشور ديگري - عمدتا از كشورهاي جهان سوم و كمتر توسعه يافته به سمت كشورهاي توسعه يافته - مهاجرت و به يك معني فرار مي كنند. در اين نوع مهاجرت عوامل كشش بيشتر از عوامل فشار در امر مهاجرت دخالت دارند. اين نوع مهاجرت از زيانبارترين نوع مهاجرت است. زيرا علاوه بر به هدر رفتن سرمايه گذاري هاي مادي و انساني در تعليم و تربيت مراحل استعمار در كشور مقصد را هم محكمتر مي كند. مسئله فرار مغزها از نظر علوم اجتماعي ضعف روابط اجتماعي و اصول حاكم بر آن از نظر علوم اقتصادي كمبود نيروي انساني و از نظر سياسي ضعف نظام و تشكيلات سياسي و از نظر علوم طبيعي نقصان بار فرهنگي آموزش مي دانند. بنابراين راه مقابله با آن نيز بايد همه جانبه و هماهنگ باشد. الف - اهميت نيروي انساني متخصص و ماهر جامعه ايران اكنون نشانه هايي از نگراني درباره مغزهاي انديشمند و متخصص كه جذب جوامع غرب شده اند از خود بروز مي دهد. حتي قشر شكاك و بدبين به تخصص نيز پذيرفته است كه توسعه جامعه بدون وجود متخصصان مردمي و ملي امري محال است. واقعيت اين است كه نيروي انساني به ويژه نيروي متخصص و ماهر، در توسعه اقتصادي - اجتماعي و فرهنگي هر جامعه نقش اساسي ايفا مي كند. وجود نيروي انساني متخصص و ماهر است كه سرمايه مادي را به كار مي گيرد. اهميت نيروي انساني تا بدان حد است، كه نظريه پردازان آن را به منزله ثروت اصلي يك جامعه دانسته اند كه توانمندي آن آهنگ و قابليت توسعه جامعه را تعيين مي كند. چرا كه كمبود يا فقدان آن موجب عقب ماندگي جامعه مي شود. حال كه جامعه ايران در جهت مرمت، بازسازي و برتر از همه، توسعه گام برمي دارد، شديدا نياز به نيروي متخصص دارد. به عبارت ديگر تا زماني كه سرمايه هاي انساني متخصص و ماهر با مايه هاي توسعه يافتگي به وجود نيايند و تا انسان هاي توسعه يافته امور روند توسعه را در دست نگيرند، توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نمي تواند به سادگي و با موفقيت مسير عادي خود را در پيش گيرد. ب - شيوه هاي جبران كمبود نيروي انساني - 1 آموزش و تربيت متخصصين مورد نياز در داخل كشور و در دانشگاههاي داخل - 2 اعزام دانشجو به خارج از كشور و تحصيل در زمينه هاي مورد نياز جامعه - 3 استخدام متخصصين خارجي - 4 جذب و حفظ متخصصين ايراني (چه در داخل و چه در خارج كشور ) آنچه به نظر معقول مي رسد، تركيب طريق اول با طريق چهارم است. يعني آموزش تخصص هاي مورد نياز در داخل كشور و با كمك متخصصان ايراني. بنابراين آنچه در اين مرحله ضرورت مي يابد، طرح برنامه جذب منطقي براي دعوت از متخصصان ايراني داخل و خارج كشور است. ج - پديده مهاجرت متخصصان جامعه شناسان و نيز اقتصاددانان، معمولا در تبيين پديده مهاجرت از عوامل دافعه داخلي و جاذبه خارجي استفاده مي كنند و معتقدند كه افراد غالبا تحت تاثير عوامل جذب كننده نقاط مهاجرپذير (مقصد ) و عوامل دفع كننده نقاط مهاجر فرست (مبدا ) اقدام به مهاجرت طبق مي كنند اين نظريه ميان مقصد و مبدا تفاوت هاي فاحشي در سطوح و بخشهاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، سياسي و ايدئولوژيكي وجود دارد كه عامل عمده اي در مهاجرت افراد به آن نقاط است. بايد توجه داشت كه كنترل نيروي انساني متخصص سطح بالا كه در داخل كشور تحصيل كرده اند، موضوعي بسيار حساس است. كنترل مهاجرت، بالقوه، نقض حقوق بشر و آزادي انتخاب محل كار فرد است و لذا به سادگي قابل اجرا نيست. د - مهاجرت متخصصان ايراني پس از انقلاب اسلامي تغيير و تحولاتي كه پس از انقلاب اسلامي در جامعه رخ داد سبب شتاب گرفتن مهاجرت متخصصان به خارج از ايران شد. علاوه بر عوامل دافعه و جاذبه عوامل ديگري كه خاص جامعه ايران انقلابي بود و در دوره هاي معيني بروز كرد، فرار مغزها را تسريع كرد. شتاب مهاجرت متخصصان از اواخر دهه 1350 تا ربع سوم دهه در 1360 چهار مرحله انجام گرفته است: مرحله اول: در آستانه انقلاب، يعني ماههاي پيش از بهمن قشر 1357 وسيعي از متخصصين مسن شاغل در نهادهاي دولتي كه تجربه مطالعاتي انقلابهاي دنيا به ويژه انقلاب شوروي را داشتند با برنامه ريزي قبلي راهي ديار فرنگ شدند و به جهت دارا بودن تجربه، مهارت و اشتهار به آساني جذب جامعه ميزبان شدند. مرحله دوم: در ماههاي اول پس از پيروزي انقلاب اسلامي به خاطر ناآراميهاي خياباني گروهي از ترس و وحشت با عجله و بدون برنامه ريزي قبلي ايران را ترك اينان كردند نيز نه به سادگي گروه اول، اما درمدت كوتاهي جذب جامعه ميزبان شدند. در پي همين گروه و در همين مرحله گروهي نيز وجود دارد كه حاصل پاكسازي هاي غير قانوني و بي رويه دوران اوليه انقلاب از دانشگاهها، موءسسات و ادارات دولتي هستند. اين پاكسازيها سبب شدت گرفتن مهاجرت متخصصان به خارج گرديد. مرحله سوم: در اين مرحله دو عامل پشت سر هم موجب شدت گرفتن مهاجرت متخصصان به خارج از كشور شد. عامل اول بسته شدن دانشگاهها و عامل دوم آغاز جنگ تحميلي است. عامل اول سبب شد تا متخصصان جواني كه در اوايل انقلاب با اشتياق فراوان به ايران برگشته بودند به كشور محل تحصيل خود بازگردند و عامل دوم موجب مهاجرت اقشار مختلف از جمله متخصصان به ويژه پزشكان كه مجبور بودند مدتي را در جبهه بگذرانند و نيز متخصصان بالقوه يعني جواناني كه به سن خدمت نظام رسيده بودند، اين عده براي گريز از خدمت نظام به طرق مختلف از كشور خارج و در كشورهاي اروپايي به تحصيل پرداختند. نكته مهم آن است كه اگر برنامه ريزي صحيح و براساس اصول علمي و به دور از تعصب صورت گيرد به احتمال زياد موفق به جذب بخش وسيعي از افراد پاكسازي شده و نيز دو گروه مذكور خواهيم شد. چرا كه آنان نه به ميل خود بلكه تحت فشار سياسي، جو حاكم بر كشور ( جنگ، بمباران شهرها، سربازگيري و عواملي نظير آن ) مجبور به مهاجرت گرديدند. اكنون اين عوامل از بين رفته و با برنامه ريزي صحيح مي توان آنان را به مملكت برخي بازگرداند از آمارها، كل مهاجران ايراني در سالهاي 601357 را دو ميليون نفر تخمين مي زنند. مقصد مهاجرت اين افراد (كه 90 درصد آنها راهي اروپا و آمريكا شدند ) سطح درآمد، طبقه و تحصيلات آنان را كم وبيش روشن مي سازد. اين در حالي است كه در همين زمان ايران ميزبان /2 5ميليون پناهنده از افغانستان (و بعدها عراق و آسياي ميانه ) شدكه 95 درصد آنان تخصص نداشته و به كار غيرمولد اشتغال داشتند. نشريه مهاجرين كه در اسكانديناوي منتشر مي شود در تحقيقي پيرامون ايرانيان مهاجر آنها را به پنج گروه تقسيم مي كند كه عبارتند از: مغزهاي علمي ( پزشكان، استادان دانشگاهها، روشنفكران و.. )،، بازرگانان صاحبان مشاغل مهم در رژيم سابق، سياسيون و افراد عادي ( شامل خانواده هاي هر كدام از چهار گروه مذكور ). طبق تحقيقي كه بوسيله يكي از كارشناسان موءسسه كارآموزي و تحقيق سازمان ملل متحد به عمل آمده، شمار مهندسين ايراني، چيني و كره اي كه در رشته هاي جديد فارغ التحصيل شده و در امريكا به سر مي برند از عمده همكارانشان در كشورهاي اصلي بيشتر است. هـ - عوامل مهم در مهاجرت متخصصان - 1 عوامل اقتصادي نابرابري دستمزدها، درآمدها و امكانات نسبي تحصيل درآمد بيشتر، سبب گريز نيروي انساني ماهر از كشورهاي توسعه نيافته و جذب آنان به كشورهاي پيشرفته صنعتي مي گردد. - 2 عوامل اجتماعي همانطور كه بين دستمزدها و درآمدهاي مبدا و مقصد تفاوتهاي فاحشي وجود دارد، به همان نسبت نيز نابرابري هاي زيادي در امكانات اجتماعي، از جمله امكانات رفاهي، بهداشتي و تفريحي وجود دارد كه سبب جذب نيروهاي متخصص مي گردد. - 3 عوامل فرهنگي و علمي تفاوتهاي نظام آموزشي، امكانات پژوهشي و تحقيقي و مطالعات علمي و نيز تسهيلات فراوان در دسترسي به ابزار، تكنيك و كتب علمي، خود مي توانند موجب جذب متخصصاني كه اشتياق بسيار به پژوهشهاي علمي دارند، گردند. - 4 عوامل سياسي در مواقع كودتاي نظامي، دگرگونيهاي ريشه اي و انقلابهاي اجتماعي كه جو سياسي بطور ناگهاني تغيير مي يابد و قشري از جامعه مطرود و قشر ديگري مقبول مي گردد، مهاجرت وسيع و با شتاب آغاز مي شود. همچون انقلابهاي شوروي ( ) 1917 ايران ( ) 1357 و كودتاهاي عراق ( 1963 1958 و). - 5 عوامل ايدئولوژيك اگر چه در دوران عادي عامل ايدئولوژيك نمي تواند از اهميت بسياري برخوردار باشد، اما در دوره هاي بحراني همچون عوامل سياسي، تبديل به عامل مهمي مي شود. به عنوان مثال ايدئولوژي كمونيستي سبب گريز دانشمندان و انديشمندان (ساخاروف و سولژنيتسين ) به غرب شد. بايد توجه داشت كه نقش اين عوامل هميشه يكسان نبوده، بلكه در موارد متعدد و در مقاطع زماني خاص هر يك از آنها اهميت پيدا كرده و موجب تسريع مهاجرت ها مي شوند. نتيجه گيري در اين برهه از زمان آنچه بيش از هر چيز اهميت پيدا مي كند، وجود متخصصان در زمينه هاي متعدد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ايدئولوژيكي چرا است كه اكنون ايران در مراحل اجراي برنامه توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود متوجه كمبودهاي نيروي متخصص شده و مساله فرار مغزها را به طور جدي دنبال مي كند. اگر چه دفتر تسهيلات جذب و امكاناتي را براي بازگرداندن افراد متخصص به ميهن طرح ريزي كرده، اما اولا اعطاي امتيازهاي ويژه به متخصصان خارج از كشور موجب نارضايتي متخصصين داخلي مي شود كه ضررش كمتر از فرار مغزها نيست. ثانيا چنين برنامه اي در بطن خود داراي نشانه هاي تبعيض است. ثالثا اگر اين برنامه براي بازگرداندن متخصصين كارايي داشت، تا به حال بايد بخش وسيعي از آنان به ايران بازمي گشتند. در حالي كه واقعيت غير از اين است. واقعيت آن است كه عوامل و انگيزه هايي كه متخصصان را بعد از انقلاب اسلامي به خارج گسيل داشته، تنها عوامل و انگيزه هاي مادي يا شغلي نبوده، بلكه عوامل ديگري نظير عوامل اجتماعي، سياسي، ايدئولوژيك و فرهنگي نيز بوده، كه در برنامه جذب نسبت به اين عوامل توجه لازم مبذول نشده است. لذا ابتدا بايستي اطلاعات و آمار قابل اطميناني درباره تخصص هاي مورد نياز در بخشها و زمينه هاي مختلف و نيز متخصصان موجود و مشغول به كار، با تفكيك تخصص ها و مهارت ها جمع آوري و طبقه بندي شود. آنگاه با ديدي روشن و با توجه به رابطه متعادل عرضه و تقاضاي نيروي انساني جزئيات برنامه جذب را طراحي كرد. تا زماني كه دولت موفق به جذب و حفظ متخصصان داخلي نشود و تا زماني كه هر يك از متخصصان در زمينه تخصصي خود مشغول بكار نشوند، جذب متخصصان خارج از كشور كار چندان آساني نخواهد بود. دكتر سيد محمد عباس زادگان