Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790226-48162S2

Date of Document: 2000-05-15

نقد جديد در ادبيات ايران در دهه - 30 40 دو تلاش مهم و پاياي ادبي در ايران صورت گرفت. اين تلاشها، به صورت چاپ دو كتاب مستقل در نقد ادبي بود كه هر يك ارزش و مزاياي خاصي اين داشتند حركت به عنوان نخستين حركت جدي و بنيادي، سرآغازي بود بر تاليف و ترجمه كتابهاي اساسي تر كه در دهه بعد خود را نشان نخستين داد تلاش از سوي دكتر لطفعلي صورتگر مدرس دانشكده ادبيات صورت گرفت. پس از تلاش صورتگر، تاليف مهم ديگري در ميانه همين دهه منتشر گرديد كه از اقبال و معروفيت بيشتري برخوردار گرديد. اين كتاب، اثر ارزشمند دكتر عبدالحسين زرين كوب تحت عنوان نقد ادبي بود. دكتر زرين كوب نيز معلم دانشگاه و پژوهشگري آشنا به ادبيات سنتي ايران و ماخذ ادب و فرهنگ عربي بود. احاطه وي به ميراثهاي فرهنگي ايران و اسلام، هنگامي كه با آشنايي گسترده يا برخي مباني تفكر ادبي در غرب كامل گرديد، موجب شد تا تلاش دقيقتر و اساسي تري در زمينه نقد ادبي صورت گيرد. ادبيات نوين ايران در دهه هاي پيش، از ادبيات فرانسه تاثير بيشتري گرفته بود و لذا تاليف كتاب سخن سنجي با ديدگاههاي متاثر از نقد كلاسيك انگلستان، نمي توانست جنبه كاربردي سريعي در آن فضا بيابد. دكتر زرين كوب، به دليل آشنايي با ادبيات فرانسه، اين نقيصه را جبران كرد. وي علاوه بر انعكاس و طرح مبادي اساسي نقد ادبي از قديمترين دوران - عصر يونان - تا دوره هاي متاخر، اشارات و ملاحظات مهمي نيز درباره گذشته نقد ادبي در فرهنگ اسلامي داشت. وي ويژگيهاي كلي تفكر ادبي در تمدن اسلامي را به نحو درخشاني در كتاب خود منعكس كرد و در كنار آن به طرح ريشه هاي نقد در ادبيات كلاسيك ايران پرداخت. وي با عطف نظر نسبت به قدمت و قدرت ادبيات شاعرانه در ايران، موفق شد طرحي كلي از تفاوت نگرش كلاسيك ايران به نقد و ادب، با دوره هاي جديدتر ارائه كند. ايشان همچنين تلاشهاي محققان سنت گرا و برخي نظريه هاي خاص آنان را در زمينه نقد و تصحيح متون را در فصلي تحت عنوان ايران بين نوجويي و سنتگرايي منعكس انعكاس نمود اين مسائل در بيداري و وفاق مابين اديبان سنت گرا و نوجويان ادبي تاثير قاطعي داشت و موجب شد تا ايده هاي بسياري براي طرح مسائل جدي نقد ادبي در اذهان مختلف شكل گيرد و راه سنجيده اي در زمينه نقد ادبي در ايران گشوده شود. مسئله جالبتر در مورد نقد ادبي دكتر زرين كوب به نثر و شيوه روايت او از ديدگاههاي متفاوت ادبي مربوط است. نثر خاص وي كه با برخي آرايه ها و گزينه هاي سبكي ويژه، كاملا قابل تمايز از ديگران است، به سرعت خواننده را جلب و ذهن و ضمير وي را جذب مي كند. زرين كوب بدون اين پيش فرض كه خواننده چه چيزهايي را مي داند يا نمي داند، به ارائه منظومه اي جذاب و پركشش همت مي گمارد. نتيجه آنكه خواننده اگر متوسط باشد، همه متن را منظومه اي بديع خواهديافت و اگر از خواص اهل ادب باشد، يك دوره كامل در موضوع بحث را به بياني شيواتر مرور مي كند و درضمن چند نكته بديع و بي سابقه را نيز به ذهن خواهد سپرد. استاد زرين كوب، هنگامي نقد ادبي خود را منتشر كرد كه هنوز تصور علوم بلاغي قديم بر اذهان اهل ادب چيره بود. تا اين زمان، داستان نويسان و مترجمان بزرگي همچون هدايت و جمالزاده و ميرزا حبيب اصفهاني و چوبك و علوي ظهور كرده بودند، اما انديشه ادبيات مساوي است با شعر، همچنان بر اذهان حكومت مي كرد. شعر نيز صرفا با معيارهاي بيان و معاني و بديع كلاسيك سنجيده مي شد و سنجيدارهاي ادب شاعرانه از عهد حدائق السحر و دقائق الشعر و المعجم في معايير اشعار العجم فراتر نرفته بود. تنها نگاهي به آثار بلاغي رضاقليخان هدايت و حتي هنجار گفتار مرحوم ميرزا نصرالله خان تقوي (اخوي ) مي تواند حدود پيشرفت و درواقع عدم آن را در اين زمينه به وضوح نشان دهد. سالها بعد با تلاشهاي نوگرايانه، ازجمله آثار و مقالات مرحوم دكتر پرويز ناتل خانلري و سپس استاد محمدرضا شفيعي كدكني بر اين سيطره كهن گرايانه رقم ديگري كشيده با شد اين حال دگرگوني مفهوم ادبيات به نحوي كه رابطه آن با شعر به عموم و خصوص من وجه بدل شود، كار سترگي بود كه با نقد ادبي دكتر زرين كوب آغاز شد.