Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790225-48157S1

Date of Document: 2000-05-14

تو قدر آب چه داني...؟ ! طرح از: ميترا تربتي سنجابي در اين روزهاي بهاري هنوز كوهنوردان و دوستداران طبيعت مي توانند در دامنه كوههاي شمال تهران زلال آبي را كه از چشمه ها و آخرين بقاياي برف زمستاني سرچشمه مي گيرد و در بستر دره ها همچون مرواريد مي غلتد تماشا كنند. مشتي از آن بنوشند و در پناه آواز جادويي و آرام بخش اش، خستگي دركنند. اما همين آب الماس گون و خوشگوار را در پايين دست دربند، پسابها و زباله ها در برمي گيرند و در بستر نهرهاي آلوده شهر، او را مي غلتانند و در پهن دشت ورامين، از آن شكرآب دامنه هاي توچال مگر جرياني قيرگون و خالي از زندگي باقي نمي ماند. اين نماد كوچكي از رفتار آدمي يا شهروند امروزي با آب است، در حالي كه اگر ما قدر آب بدانيم و همچون مردمك چشم از اين مايه زندگي مراقبت كنيم مي توانيم رشته هاي الماس گون و زندگي بخش آب را تا پهندشت ورامين با همان سلامت و سرزندگي به جاليز كشاورزان برسانيم و فرصت دهيم تا در مسير، آب همچنان مايه حيات باشد و مفرح ذات.. اما وقتي رفتار ما با آب چنان است كه در منتهي اليه دشت هاي جنوبي كلان شهر تهران همچون شرار مرگبار رهايش مي كنيم، حق است كه نگران خشكسالي باشيم. واقعيت اين است كه از گذشته هاي بسيار دور بشر بنابه تجربه، با دوره هاي قانونمند خشكسالي و ترسالي (سالهاي پربرف و باران ) دمساز بوده و بر همين قاعده، كشت و زرع خويش را سامان بخشيده است. گو اينكه به قول دكتر پرويز كردواني استاد دانشگاه تهران و كارشناس محيط زيست، طبيعت خود اين قانون مداري را بهتر مراعات مي كند چنان كه در دوره هاي خشكسالي، گياهان خودرو در مناطقي كه دچار عطش كم آبي مي شوند، به صورت تنك (به ضم ت و ن به معناي فاصله دار و دور از هم ) مي رويند و بيشتر گياهاني سر از خاك سربرمي آورند كه توان انطباق با اقليم خشكسالي را داشته باشند و اي بسا در يك دوره 3 الي 5 ساله، اين زندگي نهان و در خاك ادامه يابد تا دوره ترسالي تازه از راه اين برسد انطباق با آهنگ زيست در طبيعت در زندگي و رفتار انسان نيز از دوران كهن وجود داشته است و بر همين اعتبار مراقبت از آب، خاك و ذخاير طبيعي شكل گرفته و تداوم يافته است. پس از انقلاب صنعتي و پيدايش شهرهاي جديد و آغاز بهره برداري بي رويه از منابع و ذخاير طبيعي و آلودگي شديد محيطزيست، آن رفتار قانونمند با طبيعت و بخصوص آب، به فراموشي سپرده شد و اروپا كه پيشاهنگ انقلاب صنعتي بود، در آغاز قرن بيستم با يكي از بدترين دوره هاي آلودگي محيط زيست بويژه آلودگي شديد رودخانه ها، درياچه ها و منابع زيرزميني آب روبه رو شد و رود بزرگ و افسانه اي همچون دانوب كه آهنگ زيبا و جاودانه دانوب آب با الهام از زيبايي وجلوه هاي جادويي آن ساخته شده است، چنان دركام آلودگي فرو رفته كه كمتر نشاني از زيبايي هاي پيشين مي توان در اين رود سراغ كرد. مصيبت آلودگي محيط زيست كه پس از انقلاب صنعتي آغاز شده بود، همچون ويروس مرگبار، بسياري از مناطق جهان را در برگرفت. گزينه هاي قانونمند انسان براي تعيين محل سكونت كه با پاسداشت آب و خاك و گياه و حيات وحش همراه بود به فراموشي سپرده شد و عصر كلان شهرها آغاز گرديد. شهرهاي بزرگ، پرجمعيت، با خيابان هاي انباشته ازاتومبيل، هواي آلوده، سروصداي سرسام آور كه همچون مصرف كننده اي بزرگ و بي رحم دهان گشوده اند تا از ذخاير محدود و تجديد ناپذير طبيعت، بخصوص آب، سهمي ناعادلانه برگيرند و به بهاي اين زياده خواهي، زمين هاي وسيع كشاورزي، باغها و كشتزارها تشنه و لم يزرع بمانند روستاها كه خاستگاه اوليه فرهنگ و تمدن بشري بوده اند، خالي از سكنه و متروك شوند و متاسفانه در اين دهه هاي پاياني قرن بيستم، پديد آمدن شهرهاي بزرگ و پرجمعيت، از هر برنامه و تدبيري براي انجام آمايش سرزمين، آبخيزداري و حفظ محيطزيست پيشي گرفته است و بخصوص در كشور ما به دليل افزايش بي رويه جمعيت كه بيشتر در شهرها نمود داشته است، اين بحران جدي تر شده است. به عنوان نمونه شهر تهران عليرغم برخورداري از آب سد رودخانه مهم كرج، لار وجاجرود و چاههاي آب و تدارك براي بهره گيري از آب رودخانه شاهرود طالقان، همچنان نيازمند آب است، چرا كه گسترش شهر و افزايش جمعيت آن با امكانات كنوني آبرساني اعم از سدها، منابع و تصفيه خانه ها و همچنين شبكه هاي لوله كشي همخواني ندارد و به قول يكي از كارشناسان آب، تهران هم در سالهاي پربرف و باران و هم در سال هاي خشك براي آب رساني با مشكل روبه رو مي شود، چون در دوره ترسالي، تصفيه خانه هاي شهر جوابگوي آب بيشتر به نمي باشند هر حال، براي پيشگيري از وقوع يك فاجعه بزرگ در آينده نزديك، چاره اي جز اصلاح رفتار خود در جهت نزديك شدن به قوانين هستي و نظام طبيعت نداريم. بايد از گسترش بيشتر شهرها و پديد آمدن كلان شهرها جلوگيري شود، با عنايت بيشتر به روستا و شهرهاي كوچك، از مهاجرت ساكنان اين مناطق به شهرهاي پرجمعيت پيشگيري به عمل آيد و براي بهره برداري بهينه از منابع و ذخاير و مبارزه جدي با آلودگي آب، برنامه هاي كلان با مشاركت مردم به اجرا سپرده شود و طرح هاي آبخيزداري فارغ از دور بسته آزمون و خطا به صورت جدي پيگيري و به اجرا سپرده گردد و مهمتر از همه هر چه سريع تر زمينه براي اجراي طرح مهم و حياتي آمايش سرزميني در ايران فراهم شود. براي بحران روبه رشد آب در كلان شهر تهران و ديگر شهرهاي پرجمعيت برنامه هاي صرفه جويي، مسكن خواهد بود، اما درمان نهايي نيست. اسماعيل عباسي