Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790225-48154S2

Date of Document: 2000-05-14

پيام مديريت خودشناسي مديران خودشناسي مبناي همه اديان و مكاتب است; زيرا اگر انسان خود را بشناسد، به حقايق طبيعت و اسرار خلقت نيز آگاهي خواهد يافت. اين موضوع، بويژه براي مديران بسيار حائز اهميت است. حضرت امام رضا ( ع ) در باب خويشتن شناسي بيان زيبايي دارد: خودشناسي ارزنده ترين مرحله خرد است. حضرت علي ( ع ) در اين باره سخنان ارزنده اي دارند كه از آن جمله است: * كمال معرفت و نهايت درجه اين است كه آدمي خود را بشناسد. * در معرفت آدمي، همين بس كه خود را بشناسد و در ناداني اش همين بس كه خود را نشناسد. * هر كس نفس خود را بشناسد، ديگران را بهتر مي شناسد و هر كس نسبت به نفس خود جاهل باشد، نسبت به ديگران هم جاهل است. * هر كه خود را پيشواي مردم كند، بايد پيش از آموزش ديگران به آموزش خويش بپردازد... * درد تو از توست، ولي تو بدان بصيرت نداري; درمان تو نيز در درون توست، ليكن تو بدان آگاهي نداري. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه خودشناسي مديران، آثار مهمي در پي دارد: * مديران از استعدادهاي بالقوه خود آگاهي مي يابند و مي توانند آنها را تقويت كنند. * كار رهبري دشوار است. لذا تسلط بر خويشتن براي رهبر ضرورتي اساسي دارد. * آگاهي از خود، درك ديگران را آسانتر مي كند، حتي موجب درك چگونگي تفاوتهاي افراد مي شود. * مديران براثر درك خويشتن، پيچيدگيهاي فكري و ادراكي بيشتري كسب مي كنند. * درك از خود و ديگران، براي كاهش تنشهاي موجود در روابط انساني موءثر است. * خويشتن شناسي، بهبود روابط و افزايش حس همدردي با ديگران را موجب مي شود. * مديران با خودآگاهي، مي توانند به رشد شخصيت خود كمك كنند; هم چنان كه يكي از انديشمندان مي گويد: صداقت واقعي انسان با خود، بهترين تلاش براي رشد شخصيت است. مقاومت در برابر تغيير مقاومت در برابر تغيير اجتنابناپذير است. مديران شايسته اين مقاومتها رابه درستي درك مي كنند و براي كاهش آن، گامهاي مناسب برمي دارند. يكي از صاحبنظران، ابتدا دلايل مقاومت كاركنان در مقابل تغيير را به انواع مختلف زير طبقه بندي كرده و براي مقابله باهر يك از اين مقاومتها، پيشنهاداتي به شرح مندرج در مقابل آن، توصيه نموده است: ترس از ناشناخته ها: (روش مقابله ) ارائه اطلاعات و دلگرميهاي لازم. نياز به امنيت: توضيح و تبيين اهداف و روشهاي تغيير. احساس عدم نياز به تغيير: بيان مسائل مربوط به تغيير و فرصتهاي نهفته در آن. تهديد و منافع شخصي: مشاركت و درگيري ذهني و عاطفي افراد در فرايند تغيير. تفسيرهاي مغاير و متضاد: انتشار اطلاعات باارزش و تسهيل مشاركت گروهي. زمان بندي ضعيف: به تاخير انداختن تغيير، تلاش براي جلب منابع حمايتي و آغاز تغيير در فرصت مناسب. فقدان منابع: فراهم كردن منابع مورد نياز.