Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790224-48141S1

Date of Document: 2000-05-13

در جلسه شاكيان جديد با قاضي عليپوريان تشريح شد اتهامات تازه فرمانده سابق گروه ضربت كميته منطقه 12 اسماعيل افتخاري معروف به اسماعيل تيغ زن فرمانده سابق گروه ضربت منطقه 12 به قتل اعمال منافي عفت سرقت ايجاد رعب و جعل عنوان شخصيت ها و نهادهاي امنيتي متهم است چهار چهره متفاوت از اسماعيل تيغ زن معروف به مرد هزار چهره گروه حوادث: شاكيان اسماعيل افتخاري معروف به اسماعيل تيغ زن فرمانده سابق گروه ضربت كميته منطقه 12 با توجه به چاپ تصاوير مختلف اين مرد از اقصي نقاط كشور به شعبه مجتمع 16 قضائي امام خميني مراجعه و خواهان اشد مجازات براي او شدند. اسماعيل افتخاري با سوءاستفاده از موقعيت خود به عنوان رئيس گروه ضربت كميته، و همچنين جعل عناوين ارگانهاي مختلف دست به شرارت و اعمال جنايتكارانه زيادي زده است. اين مرد كه به اسماعيل تيغ زن معروف است براي رسيدن به اهداف شوم خود وارد كميته شده و خود را نيرويي انقلابي معرفي كرده اما زماني كه قرارمي شود مدارك خود را براي عضويت رسمي ارائه دهد براي فاش نشدن سابقه اش گفت مايل است عضو افتخاري كميته انقلاب اسلامي باشد. وي پس از مدتي توانست به عنوان رئيس گروه ضربت كميته 12 دست يابد و از موقعيت بهتري براي شرارتهايش برخوردار شود. تاكنون دو جلسه دادگاه رسيدگي به جنايات اسماعيل افتخاري در شعبه 16 دادگاه جنايي به رياست قاضي عليپوريان تشكيل شده است. در دو جلسه گذشته دادگاه برخي اقدامات جنايتكارانه فرمانده سابق گروه ضربت كميته منطقه 12 شامل قتل، سرقت، اعمال منافي عفت، ايجاد رعب و وحشت، جعل عناوين شخصيت ها، سوءاستفاده از عنوان نهادهاي دولتي چون وزارت اطلاعات و خروج ميراث فرهنگي از كشور مورد بررسي قرار گرفته است. اخيرا و بدنبال چاپ تصاوير اسماعيل تيغ زن در جرايد افراد زيادي براي شكايت از وي به دادگاه جنايي مراجعه كرده اند. روز پنجشنبه 22 ارديبهشت ماه برخي ازاين شاكيان موضوع شكايت و چگونگي آشنايي خود را با اسماعيل افتخاري با قاضي عليپوريان در ميان گذاشتند. محمد حسن. ا. ساله 54 گفت: اسماعيل را از قبل از انقلاب مي شناختم او در امامزاده حسن ساندويچ فروشي داشت و معروف به اسماعيل تيغ كش بود، بنابه شهادت افرادي كه در دادگاه حضور دارند افتخاري قبل از انقلاب قمارباز و باج گير بود. وي همچنين گفت: چند ماه از انقلاب گذشته بود كه در ساعت الي 12 يك نيمه شب افتخاري با كليه مامورين به منزلم آمد. خودم را به همراه همسرم بازداشت كرده و دو كتاب خطي و يك جلد قرآن قديمي را با كمي از اشياء عتيقه از منزلم خارج كرد. آنها بعد از چند ساعت به علت بي گناهي من و همسرم را آزاد كردند. پس از آن عليه وي به كميته منطقه كه 12 در آن موقع سرپرستي آن را فردي به نام هرندي بر عهده داشت شكايت كردم و شكايت من پس از 11 روز جهت رسيدگي به دست خود افتخاري رسيد. به همين دليل دوباره توسط افتخاري بازداشت شديم. افتخاري با آزار، اذيت و شكنجه مجبورم كرد همسرم را با 4 فرزند در دفتر اسناد رسمي 16 طلاق تهران مطلقه كنم و نام هيچ يك از فرزندانم را در طلاق نبردم. وي در پاسخ خبرنگاران كه چرا اين كار را كردي گفت: با تهديد اسماعيل اين كار را كردم به خاطر شكايتي كه عليه او انجام داده بودم افتخاري مجبورم كرد اين كار را انجام دهم. مدت 9 سال از همسرم بي خبر ماندم. محمد حسن سپس ادامه داد در سال 62 مبلغ 8 ميليون و 650 هزار تومان پول همراه داشتم كه افتخاري به اتهام مزاحمت مرا بازداشت كرد و پولهايم را گرفت و 53 روز مرا در يك زيرزمين حبس كرد. وي گفت: پس از 50 روز كه از بازداشت بيرون آمدم و از او پولهايم را طلب كردم، گفت: پولهايت به عنوان قرار وثيقه تا روز دادگاه در پرونده به حساب دولت مي باشد. و امروز كه 16 سال مي گذرد منتظر حكم برائتم مي باشم و هنوز نمي دانم به چه جرمي و اتهامي بازداشت شدم. پس از گذشت چند سال مجددا او را در رستوران شبهاي تهران واقع در جاده قديم شميران ديدم او همراه با 4 پاسدار وارد رستوران شد و محمد علي رمضاني پاس كياني را بازداشت كرد و برد. حميد يكي از فرزندان محمدعلي پس از 3 روز دوندگي و با /1 5پرداخت ميليون تومان توانست پدرش را آزاد كند. محمد حسن افزود: من هر موقع افتخاري را مي ديدم هميشه مسلح و با لباس فرم پس بود از گذشت چند سال افتخاري مرا ديد و با من طرح دوستي ريخت و از من آدرس منزلم را خواست، من امتناع كردم ولي خودش آدرس دقيق منزلم را گفت. يك هفته بعد افتخاري به همراه 4 نفر پاسدار به منزلم آمد با همديگر كمي مشاجره لفظي كرديم سپس او خارج شد و پاسدار ديگري آمد و با لحن مسخره آميزي گفت: حاج حسن باشد به هم مي رسيم. آن شب مي خواستم به همراه همسر دوم به عروسي برويم به دنبال كليد منزل گشتم اما پيدا نكردم، همسرم گفت من كليد دارم بيا برويم. حدود ساعت 11 شب به منزل برگشتيم همسرم براي كاري به آشپزخانه كه در زيرزمين بود رفت و با زدن كبريت ناگهان منزل ما مبدل به ويرانه شد. وي با نشان دادن آلبوم از نماي خانه سوخته اش شروع به گريه كرد. وي ادامه داد: پس از آتش سوزي همسرم را كه باردار بود به بيمارستان سوانح سوختگي توحيد بردم وي به مدت 5 شبانه روز در حالت كما بسر برد اما با تلاش پزشكان و پرسنل بيمارستان از مرگ حتمي نجات پيدا كرد. او سپس يك آلبوم عكس از سوختگي زنش به دادگاه ارائه كرد. محمد حسن گفت من در /12/71 27تاريخ شكايتي به دادستاني كردم اما وي در همان روز دستور جلب مرا گرفت. شاكي افزود: من براي گرفتن پول به دادگاه نيامده ام شكايت من عليه اسماعيل افتخاري اول بخاطر كساني است كه شكنجه شده اند و دوم بخاطر سوختگي همسرم كه هنوز پس از 9 سال بايد دوا درمان كند. محمود. ه يكي ديگر از شاكيان در طرح شكايت خود گفت: من از دوران قبل از انقلاب با اسماعيل تيغ زن آشنا بودم و از آنجا كه جوان بودم چند بار با او قماربازي كردم، آن موقع من يك سيلي به او زدم، پس از انقلاب و حضور در كميته مرا به اتهام قماربازي به كميته مي برد و برايم پرونده سازي مي كرد. يكبار هم به اتهام قمه كشي دست و پايم را بست و با چشماني بسته مرا به بيابانهاي اطراف بهشت زهرا برد و در آنجا مورد شكنجه قرار داد، سپس مرا روانه زندان كرد، وي همچنين من را يكسال به خارج از شهر تهران تبعيد كرد. ديگر شاكيان اين دو پرونده دو خواهر بودند و شكايت خود را مبني بر قتل برادر 35 ساله شان توسط افتخاري عنوان كردند. آنان اظهار داشتند كه 18 سال برادرمان عباس پريان در محله امامزاده حسن داراي كارخانه و شهرت و اعتبار بود، اسماعيل افتخاري از كلانتري به مغازه برادرمان مراجعه مي كرد و از او باج مي گرفت و هر وقت كه برادرمان به منزل مراجعه مي كرد دست و پاهايش زخمي يا باند پيچي شده بود و چون تنها پسر خانواده بود به مادرمان حرفي نمي زد و نمي گفت چه اتفاقي افتاده است تا اينكه در سال 62 هنگام عيد برادرمان در مغازه مشغول به كار بود اسماعيل افتخاري با لخت كردن سيم برق او را به قتل رسانيد. ولي ما نتوانستيم دليل و مدركي بياوريم كه او مجرم است تا اينكه چندي پيش عكس او را در روزنامه ها ديديم و به دادگاه آمديم. خانم رمضاني كه شوهرش مرحوم شده بود ديگر شاكي اين پرونده در دادگاه گفت: اسماعيل افتخاري همسرم را بارها مورد آزار و اذيت و شكنجه قرار داده است. وي گفت: شوهرم قبل از انقلاب در كافه و رستوران كار مي كرد و ما در همانجا زندگي مي كرديم شوهرم تصادف كرد و پايش مجروح شد و مدتي هم در گچ بود. اسماعيل افتخاري به منزلمان آمد و گفت هر كمكي از من بخواهي برايت انجام مي دهم. وي گفت تو مغازه داري و پيشنهاد كرد نصف مغازه را به فردي كه تهراني نام داشت بفروشد. شوهرم اين كار را كرد و گفت فردا مي آيم محضر و پول را مي دهم ما هر دو رفتيم و منتظر مانديم ولي خبري از او نشد. در آن موقع شوهرم 200 هزار تومان بدهكار بود وي پس از مدتي به منزلمان آمد و مقداري پول روي ميز گذاشت و رفت و پس از آن بارها به دكان مي آمد و شوهرم را به بهانه هاي مختلف با خود مي برد. بار اول او را به مدت 12 روز به اوين برد و آنقدر وي را شكنجه داده بود كه بيني اش شكسته شد و گوشت اضافي آورده پس بود از 12 روز كه برگشت دوباره اسماعيل افتخاري آمد سراغ شوهرم را گرفت چون شوهرم نبود به همين خاطر او مرا به همراه فرزندانم به زندان اوين برد پس از مدتي شوهرم خودش را معرفي و ما را آزاد كرد، پس از آن او بارها شوهرم را به بهانه مرخصي از زندان بيرون مي آورد و از او چك مي گرفت و يا او را به مغازه مي برد و مي گفت فلان چيز را بخر وقتي شوهرم امتناع مي كرد او را با شلاق و كابل شكنجه مي كرد با اين كار او يك پرونده قطوري براي شوهرم درست كرد، وي گفت: افتخاري در مجموع به خاطر اتهام هاي واهي مدت 10 سال همسرم را زنداني كرد.