Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790224-48138S2

Date of Document: 2000-05-13

بهداشت رواني نوجوانان نگاهي به نقش والدين درسلامت رواني فرزندان طبيعي است كه دوران زندگي براي بسياري از افراد پرمخاطره باشد و مشكلات و سختي هايي در مراحل مختلف آن خود را نشان دهند. در اين بحث ما قصد داريم يكي از روش هايي را كه در كاهش و پيشگيري از آسيبهاي رواني در برابر مشكلات مطرح است را مورد بررسي قرار دهيم. اختلالات رفتاري در جوامع انساني بسيار مشهود است و بسياري از افراد در زندگي امكان ابتلا به ناراحتي هاي رواني را دارند. به عبارتي كمتر كسي در برابر بيماري هاي رواني مصونيت دارد. بنابر اين ما انسان هاهمان طور كه به سلامت جسم خود اهميت مي دهيم، لازم است به سلامت و بهداشت فكر و روان خود نيز توجه نماييم كه بي شك تن و روان به يكديگر وابسته اند و شادابي يكي در گرو سلامت ديگري لذا است بهداشت رواني مي كوشد تا با اصلي ترين هدف خود يعني پيشگيري از وقوع ناراحتي ها، سلامت افراد را تضمين كند. نقش والدين در سلامت رواني: پايه هاي رشد رواني و رفتار اجتماعي كودكان و احساس ايمني و ارضاي عاطفي آنان در سال هاي نخستين كودكي پايه ريزي مي گردد. زيرا گرمي و محبت موجود در محيط خانواده، در تقويت حس اعتماد به نفس و پرورش قواي مثبت وسازنده كودكان و نوجوانان بسيار حائز اهميت است. در يك خانواده عادي، والدين ضمن همبستگي و احترام متقابل نسبت به يكديگر، در برخورد با فرزندان، روشي يكسان و هماهنگ در پيش مي گيرند و در نتيجه فرزندان احساس مي كنند كه رابطه والدين با يكديگر و با آنان صميمي و ناگسستني است. زيرا كودك و نوجوان بايد والدين خود را منبع شادي، ايمني و ارضاي خاطرجسمي و رواني دانسته، آنان را ملجا و پناهگاه خويش بدانند. عدم توجه والدين به سالم سازي محيط رواني و عاطفي كودكان و نوجوانان و فقدان روابط مناسب در بيشتر موارد آنان را با كمبودهاي عاطفي و مشكلات رواني گوناگون روبه رو مي سازد و احتمال اين كه اين كودكان در آينده به اختلالات رفتاري و رواني دچار شوند بسيار زياد خواهد بود. حال به طور كلي، اصولي كه بايد پدر و مادر به عنوان والدين كودك و نوجوان هميشه در نظر داشته باشند عبارتند از: هماهنگي در انضباط و تربيت كودكان و نوجوانان، يگانگي در انتظار و توقع از آنان با توجه به تفاوت هاي فردي و محدوديت هاي موجود و جلوگيري از وقوع مسائلي كه موجب بروز هيجان ناخوشايند در كودك و نوجوان مي گردد. ذيلا به نمونه هايي از روابط ناسالم خانوادگي و چگونگي رفتار والدين اشاره مي شود: - 1 بي توجهي والدين: كودك يا نوجوان به هيچ وجه نبايد احساس كند كه چون قادر نيست مطابق ميل پدر و مادر رفتار كند، اورا دوست نخواهند داشت. بلكه بايد اطمينان خاطر داشته باشد كه والدينش با صميميت و دلسوزي قصد كمك به او رادارند و او را همان طور كه هست پذيرا مي گردند. زيرا اين طرز رفتار و برخورد در تقويت حس اعتماد به نفس بسيار حائز اهميت است. نكته: روابط والدين با فرزندان بايد بر مبناي احترام متقابل و درك و پذيرش همراه با گرمي و محبت و صميميت، پايه گذاري گردد تا فرزندان افرادي سالم، خلاق و متكي به نفس، پرورش يابند. با عنايت به موضوعات فوق، نكات كاربردي را جهت به كارگيري بهداشت رواني در زندگي و آموزش آنها به فرزندانتان پيشنهاد مي كنيم: ) 1 يك فرد سالم و منطقي از بزرگ كردن اتفاقات ناراحت كننده و رنج آور، خودداري كرده و ضمن اين كه آن را مي پذيرد، در جهت بهبود شرايط نيز اقدام مي كند تا از ايجاد اضطراب و تشويش در وجود خود جلوگيري نمايد. الف - يعني اگر يك حادثه را A فرض كنيم. فرد اگر با تفكر مثبت و صحيح با آن روبه رو شود، نتيجه منطقي مي گيرد. ب - اگر فردي حادثه A را با عقايد منفي مورد تفسير قرار دهد نتيجه غيرمنطقي و غير عقلاني خواهد گرفت: غيرمنطقي - 2 اگر فردي معتقد باشد كه تمام حوادث زندگي بايد مطابق دلخواه او باشد، او فردي غيرمنطقي است و اين طرز تفكر غلط است. زيرا ناكام شدن يك احساس طبيعي است ولي حزن و اندوه شديد و طولاني يك موضوع غيرمنطقي است زيرا: اولا دليلي، وجود ندارد كه حوادث بايد متفاوت با آن چيزي باشند كه طبيعتا هستند. ثانيا: حزن و اندوه شديد كه راه حل نيست. فقط اغلب اوقات، وضعيت را بدتر مي كند. ثالثا: اگر يافتن هر نوع راه حلي غيرممكن است، در نتيجه بايد آنرا بپذيريم. رابعا: اگر خود فرد موقعيت را نامطبوع و زجرآور تعبير و تفسير نكند، اختلالات عاطفي ايجاد نمي شود. - 3 انساني كه به دليل كار اشتباه گذشته اش دايما خود و ديگران را سرزنش و تحقير و تنبيه مي كند داراي روش غلط و نادرست، در بعد عقلاني مي باشد. زيرا سرزنش و تنبيه نه تنها به بهبود رفتار نمي انجامد بلكه در كاهش حماقت و افزايش هوشمندي و تعادل نيز تاثيري ندارد. - 4 فردي كه معتقد است حتما بايد همه افراد او را دوست بدارند و به او احترام بگذارند و تاييدش كنند، داراي طرز فكر غلط و غيرمنطقي مي باشد. زيرا چنين هدفي غير قابل دسترسي است و اگر فردي سعي در به دست آوردن چنين هدفي داشته باشد، به اضطراب و ناامني دچار شده و توان خود رهبري را از دست البته مي دهد طبيعي است كه انسان مورد محبت قرار بگيرد. ولي نبايد خود را قرباني چنين خواسته اي كند. - 5 اگر فردي معتقد باشد كه بدبختي ها و ناراحتي ها و شكست هاي او فقط به خاطر اطرافيان و عوامل بيروني است و ديگران را تقصير كار بداند، بايد نسبت به اصلاح تفكر خود اقدام زيرا كند فرد عاقل و باهوش مي داند كه بخش اعظم ناراحتي هاي وي از درون او ناشي مي شود. يعني اتفاقات قادر نيستند به روان فرد آسيب برسانند، مگر آن كه فرد خودش بخواهد تحت تاثير قرار گيرد. اگر فردي بپذيرد كه اختلالات و ناراحتي هاي عاطفي، ناشي از تلقين فرد به خودش است بهتر مي تواند كنترل و تغيير آنها را به دست بگيرد. - 6 اگر كسي پذيرفته باشد كه اتفاقات و شرايط گذشته زندگي او تعيين كننده قطعي رفتارهاي فعلي اش مي باشد بايد نسبت به تغيير عقيده خود اقدام كند. زيرا امكان دارد اين تصور كه رفتار گذشته در پيدايش رفتار جديد تاثير دارد فقط به عنوان بهانه به كار رود و مانع پيشرفت فرد شود. غلبه بر آموخته هاي گذشته دشوار است اما غيرممكن نيست - 7 وقتي فردي اعتقاد داشته باشد كه در كارها و انجام وظايفش بايد متكي به ديگران و افراد قوي تر باشد، داراي طرز فكر غيرمنطقي مي باشد. زيرا در عين حال كه ما تا حدودي به ديگران متكي هستيم دليلي وجود ندارد كه وابستگي خود را افزايش دهيم. - 8 براي آن كه بهتر بتوانيد با مشكلات زندگي روبه رو شويد بهتر است سريع تر به يك خويشتن پنداري بنگريد و توانايي هاي خود را كشف كنيد و بدانيد هر فردي به نوبه خود منحصر به فرد است و نقاط مثبت نيز دارد. - 9 در زمان فعلي و اصطلاحا حال بينديشيد. سعي كنيد بيشتر پيرامون كارهايي كه حالا مي توانيد انجام دهيد فكر كنيد و از فرصت ها كمال استفاده را بنماييد. در زمينه فرصت هاي فعلي بيشتر عميق شويد و سعي كنيد كمال استفاده را از آنها بكنيد زيرا فرد سالم بيش از آنچه كه به گذشته توجه دارد، به زمان حال و موقعيت موجود توجه دارد. - 10 در برابر افكار و تصميم هاي خود احساس مسئوليت مي كنيم: واقعيت ها همان نتيجه ادراكات ما مي باشد و از نظر روان شناسي واقعيت اصولا همان ادراكات جهان خصوصي فرد است يعني آن چيزي راكه خودمان درذهن ساخته ايم بر رفتارمان تاثير دارد. پس توجه كنيد: شما در درجه اول نخستين كسي هستيد كه مي توانيد به خودتان كمك كنيد. البته مشروط بر آن كه خود را باور كنيد. عليرضا عراقيه كارشنا س مشاوره راهنمايي