Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790222-48133S6

Date of Document: 2000-05-11

مولانا و دانته دكتر سعيد علوي نائيني در كتاب حديقه الحقيقه حكيم سنائي شاعر و عارف بزرگ قرن پنجم هجري آمده است: عمر دادي به مكر و شهوت و زور تو چه مردم، چه ديو، چه سنور با سه ديوارز آدمي يك دم تو همان كن كه ديو با آدم به عبارت ديگر: تو چه انسان باشي، چه ديو و چه گربه وحشي، عمر خود را صرف 3 چيز مي كني: مكر وحيله شهوت و ميل حيواني و زور و قدرت. حال اگر انسان هستي با اين 3 ديو همان كاري را انجام بده كه ديو با انسان مي كند. يعني ديو انسان را نابود مي كند، پس تو هم دمار از روزگار ديوها برآر و نابودشان كن. مولانا جلال الدين محمد بلخي يا به اختصار مولانا، شاعر و عارف بلندپايه قرن هفتم هجري با اشاره به اين 3 ديو مي گويد: گر در اين ملكت بري باشي ز ريو خاتم از دست تو نستاند سه ديو بعد از آن عالم بگيرد اسم تو دو جهان محكوم تو چون جسم تو ور زدستت ديو خاتم را ببرد پادشاهي فوت شد، بختت بمرد به عبارت ديگر: اگر در اين دنيا از فريب دور باشي آن 3 ديو نمي توانند خاتم يعني انگشتري حضرت سليمان كه اشاره به ملك اوست از دستت بيرون آورند. پس از آن، نام تو در دو جهان مادي و معنوي مشهور مي شود و اين 2 جهان مانند جسم تو به فرمانت در اما مي آيند اگر يكي از ديوها انگشتري را از دستت بدر آورد، ملك سليمان و پادشاهي عالم از چنگت بيرون آمده، بختت مي ميرد و خلاصه اينكه ناكام خواهي شد. بياييد به زبان امروزي تر اين 3 ديو را: ميل به زراندوزي با مكر و حيله، كشش و ميل شهواني نسبت به جنس مخالف و ميل به جاه و مقام كاذب اجتماعي بناميم. حال بياييد سفري در زمان و مكان بكنيم و به ايتالياي قرن هفتم هجري يا سده سيزدهم ميلادي برويم و ببينيم در سال 1300 ( م ) از لحاظ ادبي در آنجا چه مي گذشت. در اين تاريخ كه 28 سال پس از فوت مولانا است دانته شاعر بزرگ ايتاليايي 35 ساله و سرگرم نوشتن كمدي الهي (Comedy Divine) اثر، سترگ خود است. مي دانيد كه اين كار عظيم شامل كتابهاي: دوزخ، برزخ و فردوس يا بهشت است. اگر به صفحه اول كتاب دوزخ نگاه كنيد و به محتواي آن توجه نماييد، مي بينيد دانته سرگرم بالا رفتن از تپه اي به نام بلنداي Virtue تقوا of)(است Hill كه ناگهان با 3 جانور وحشي روبه رو مي شود. آنها عبارتند از: گرگ ماده حرص و آز ( Avarice)پلنگ شهوت، ( Lust) و شير غرور (Pride). در مقايسه با 3 ديو سنائي و مولانا مي بينيم حرص و آز همان ميل به زراندوزي با مكر وحيله، شهوت همان ميل شهواني به جنس مخالف، و غرور همان ميل به جاه و مقام اجتماعي كاذب است. نتيجه: ايران قرن هفتم هجري خيلي شبيه به ايتالياي قرن سيزدهم ميلادي بوده است. در واقع فرق زيادي ميان ايتاليايي ها و ايراني هاي 800 سال پيش نبوده است. خوب انتظار ما هم همين است. همه انسان بوده اند و انسان جايزالخطاست. تنها عارفان و شاعران بزرگي چون مولانا و دانته اين چالش را قبول كرده اند كه از بلنداي تقوا بالا حالا روند يكي با 3 ديو روبه رو شده كه در فرهنگش بوده و ديگري با 3 جانور وحشي كه او هم آن را از فرهنگ خود گرفته است. اگر اين مثال ايران و ايتاليا را به تمام زمان و جهان تسري دهيم، مشاهده مي كنيم در آن زمان نه تنها همه انسان و جايزالخطا بوده اند بلكه اكنون هم همگان انسان و جايزالخطا هستند و پيشرفت زيادي در اخلاقيات بشر حاصل نشده است. نكته ديگر: مولانا و حكيم سنائي مقدم بر دانته هستند، پس فرهنگ ايراني - اسلامي ما براي اروپاييان و غربيان به طور كلي درس بزرگي بوده و آنان بايد قدرشناس باشند. و سرانجام درمي يابيم فرق زيادي ميان سيروسلوك عرفاني مولانا و دانته نبوده و هر دوي آنها وامدار حكيم سنائي در هستند خاتمه بيتي را كه از زمان دانش آموزي خود در دبستان فردوسي تهران به ياد دارم برايتان مي آورم و موفقيت خوانندگان عزيز را در سيروسلوك عرفاني خود و تزكيه نفس از خداوند متعال خواستارم: لب و دندان سنائي همه توحيد تو گويد مگر از آتش دوزخ بودش روي رهايي