Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790222-48133S1

Date of Document: 2000-05-11

ادبيات گفت وگو با مردم را تقويت كنيم تحولي كه از دوم خرداد 76 در متن جامعه رخ داد گرچه جنبشي القايي از لايه هاي عام به سطوح خاص بود ولي چهره هاي انديشمندي در اين روند حضورشان بيش از پيش مطرح گرديد. شايد به دليل درگير شدن اين چهره ها با عوامل محدودكننده، كمتر فرصتي پديد آمد كه به ايجاد رابطه اي سازنده و تدوين ادبيات گفتگو با مردم متناسب با الزامات اين تحول پرداخته شود. آنچه كه مسلم است اين كه مردم، به عنوان اصلي ترين موءلفه در پرداخت و دريافت تحولات اجتماعي بايستي مورد ملاحظه و خطاب قرار گيرند و بر انديشمندان و صاحبان خردفرض است كه با توسعه ادبيات گفتگو با مردم، زمينه اي فراهم آورند كه آنها قادر به حراست از دستاوردهاي تكاملي خود باشند. چندي قبل به قصد عزيمت به كرج به ايستگاه متروي تهران وارد شدم. فضاي آرام و باوقار مسافران در يك غروب زيبا هر بيننده تازه واردي را مورد توجه قرار مي داد. همه با يك نظم و آرامشي سوار شدند. از طرفي چند اتوبوس كه به نظر مي رسيد كمتر از حجم مسافران باشد در ايستگاه كرج به انتظار تازه واردين بود. هجوم شتابان و ناآرام مسافرين تهران به سمت اتوبوس هاي معدود و بي توجه به زنان و كودكان و سالخوردگان، حيرت زايدالوصفي را براي بيننده اي مانند من كه هنوز تحت تاثير فضاي بامتانت نيم ساعت قبل بود ايجاد مي نمود. به نظر مي رسد نظير چنين چرخش هاي سريعي در ابعاد سياسي و اجتماعي در متن جامعه، حداقل در يكصد سال اخير بارها اتفاق افتاده است. بازتاب اجتماع قبل و بعد از كودتاي آمريكايي 1332 اوج فضاي ايثار و عاطفه در سالهاي جوشش انقلاب اسلامي به خصوص در 1357 و فضاي آكنده از واگرايي و به فراموشي سپردن پيوندها و تعلقات حتي خانوادگي در رابطه با همياري و حمايت از همديگردر مقاطعي از اين سال ها كه از آن گذشتيم كه همچون زمستاني سرد بر آسمان مناسبات مردم حكمفرما شده بود و.. در اين سه سال اخير باز شكوفه هاي اميدواركننده اي از جوانه هاي برآمده از همبستگي هر چه بيشتر مردم، باز شده اند و حكايت از آن دارد كه اگر سرماي نابهنگامي نيايد، به بار نشيند و به تبع آن باز دستهاي همديگر را به گرمي بفشاريم و از سرماي يكديگر بلرزيم. صاحبان خرد و قلم و انديشه بهتر است با ايجاد رابطه اي متقابل با مردم فضايي بسازند كه شكوفه ها به صورت هميشه بهار شوند و با پاسداري از آنچه كه به دست آمده، شرايطي فراهم آوريم كه ديگر هيچ باد خزاني آنچه را كه روييد با خود به يغما نبرد. بايستي از نگاهي جامعه شناسانه و تاريخي به ريشه يابي برگشت غيرمنتظره همچون دگرگوني از ايستگاه تهران تا كرج و آن هم در ظرف نيم ساعت پرداخته شود. شايد كه از ديدگاه ايده آليستي براي اجتناب از آنچه كه در فصول سرماي تاريخي مي افتد به افزايش امكانات بايستي مبادرت كنيم ولي جمعيت 120 ميليوني كه در آينده اي نه چندان دور در پيش رويمان است ما را از هر گونه ذهن گرايي باز مي دارد و اين تصور را كه همه چيز را به نحو مطلوب فراهم آوريم مخدوش مي كند. بايد در ادبيات اصلاح طلبانه همواره مخاطب اصلي خود را مردمي نماييم كه بيش از پيش ضرورت بذل محبت و عشق ورزيدن به هم ديگر را احساس نمايند و براي تجربه آن لحظات شيرين همگرايي در سالهاي 56 و 57 به شناسايي مسيري كه طي كرديم و دور شديم مبادرت كنيم و به همانجايي برسيم كه همه امكاناتمان را با هم تقسيم مي كرديم و دگر خواهي بيشتر از خود خواهي و منافع شخصي در ميان ما جلوه داشت. عبدالحسين طوطيايي