Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790222-48124S3

Date of Document: 2000-05-11

كودك آزاري مرگ خاموش كودكان اشاره: كودكان ثمره زندگي مشترك اند. فرشتگان پاك و معصومي هستند كه شهد زندگاني را در كام پدر و مادر حلاوت مي بخشند. مواهبي الهي كه به دست ما سپرده شده اند تا در رشد و پرورش شان كوشا باشيم، چون فردا از آن كودكان است. اما هستند والديني كه از سر بي مسئوليتي به اين امانتها بي تفاوت و بي توجه اند. بچه ها را جزو اموال خود به حساب آورده، آن گونه كه خود مايل اند - نه آنچنان كه شايسته است - با نونهالانشان رفتار مي كنند. در اين ميان چه غنچه هايي كه در طوفان خشم خانواده پرپر نمي شوند بي آنكه مرتكب تقصيري شده باشند. پرسشي كه لحظه اي ذهن را رها نمي سازد اين است كه چگونه ممكن است اعضاي يك خانواده به قدري بي رحم شوند كه بتوانند به عزيزترين افراد خود آسيب رسانند. در كتاب مرگ خاموش تلاش مي شود، اين مقوله از زواياي مختلف مورد بررسي و تبيين گردد. آزار و اذيت كودكان همواره در طول تاريخ، به اشكال مختلف وجود داشته به است عبارتي كودكان كه جزوآسيبپذيرترين اقشار اجتماعي هستند، هميشه در معرض تعرض افراد گوناگون - خواه در خانواده يا اجتماع - قرار مي گرفتند. امروزه به پديده ايذاي كودكان كودك آزاري اطلاق مي شود. از ديدگاه روان شناسي، كودك آزاري رفتاري است كه موجب آزار جسمي، ذهني، عاطفي و رواني كودك مي گردد و به روند رشد طبيعي و سلامت وي آسيب مي رساند. اين پديده ناشي از علل گوناگوني چون ناآگاهي و ناآشنايي افراد نسبت به حقوق كودك، فقر، اعتياد، طلاق، مشكلات رواني آزارگران كودك، مشكلات خانوادگي و بيماريهاي مزمن و غير قابل درمان در كودكان است. كودك آزاري به طرق مختلف از جمله كار و استثمار كودكان; ايذاي كودكان توسط والدين خود يا ناپدري، نامادري، نابرادري و ناخواهري; تجاوزهاي جنسي به كودكان; تبعيض در خانواده به صورت تبعيض بين دو جنس يا تبعيض ميان فرزندان از يك جنس; نظام آموزشي ناكارآمد و... ظهور مي يابد. از آنجايي كه تعالي و پيشرفت هر جامعه در داشتن نسلي سالم، توانا و پوياست، پرورش صحيح كودكان امروز مي تواند، گامي استوار به سوي ساختن فردايي بهتر باشد. كودك مي بايست به عنوان يك انسان از حقوق طبيعي و قانوني خويش بهره مند باشد و در صورتي كه اين حقوق توسط هر كس - خواه والدين يا اولياي مدرسه و... ناديده انگاشته شود - مرجعي به وضعيت اين قبيل كودكان رسيدگي كند. متاسفانه تاكنون چنين مرجعي در كشور ما ايجاد نشده است; يعني نه تنها افرادي كه در جريان ايذاي يك كودك قرار مي گيرند يا خود كودك آزار ديده، مكاني را براي گزارش دهي نمي يابد، بلكه در صورت مراجعه به مراجع قضايي نيز به دليل نقص يا اجرا نشدن قوانين موجود، عملا با مشكل روبه رو مي شوند. معضل ديگر وجود نداشتن آمار و اطلاعات درمورد كودكان آسيب ديده تاكنون است تحقيق جامعي در مورد كودكان آزار ديده به طور منسجم در كشور ما انجام نگرفته است. تنها از سال 1376 گزارشهايي درمورد كودك آزاري در مطبوعات به چاپ رسيد كه اين گزارشها از ابعاد مختلف قابل بررسي است: - تمام گزارشها، كودك آزاري را ازبعد جسماني مطرح كرده اند. اين در حالي است كه فشارهاي روحي و رواني كه بر كودك وارد مي آيد و در آينده از وي فردي نا به هنجار مي سازد، مورد عنايت قرار نگرفته اند. - موارد درج شده در روزنامه ها تنها بر پايه اطلاعاتي بوده است كه از تهران و كرج، مراكزي كه به محلهاي چاپ روزنامه ها و ساير نشريات نزديك بوده اند گزارش شده است. يعني رخدادهاي مشابه در شهرستانها يا روستاها به اطلاع مردم نرسيده است. - مطبوعات تنها به شرح ماجرا و رخدادها - و نه ريشه يابي و بحثهاي كارشناسانه - اكتفا كرده اند; به عبارتي تنها اطلاع رساني و نه آگاهي بخشي، به مخاطبان مدنظر بوده است. با توجه به موارد فوق بايد گفت: پديده كودك آزاري با اينكه گذشته اي به قدمت تاريخ بشر دارد، اما هنوز دركشور ما چندان به شكل علمي و صحيح مورد بررسي، ارزيابي و شناخت قرار نگرفته است. پس از درج چندين مورد كودك آزاري در روزنامه هاي سال ازسوي 1376 انجمنها و سازمانهايي كه عمدتا هم غير دولتي بودند، حركتهايي آغاز شد. پي گيري مسئولان انجمن ملي حمايت از حقوق كودكان و نمايندگان مجلس در ارتباط با چند مورد كودك آزاري و بازتاب گسترده آن در مطبوعات سرانجام منجر به اصلاح يكي از مواد قانون مدني در مورد حضانت شد. (ماده ) 1173 پرسش اينجاست، آيا تنها با اصلاح يك ماده قانوني در مورد حضانت، مشكل كودكان تحت ستم والدين حل خواهد؟ شد آيا مجريان قانون، قوانين موجود را به صورتي كه مورد نظر قانونگذاران بوده است، اجرا؟ مي كنند پرسش ديگر آنكه تنها با تدوين قوانيني به روز و كارآمد يا نظارت بر نحوه اجراي قانون، مي توان از كودكان بي دفاع حمايت؟ كرد چگونه قادريم به والدين تفهيم كنيم كه ريشه مشكلاتي را كه در نهايت منجر به آزار كودكان مي شود، بايد در خانواده؟ جست چگونه مي توان والدين رابا حقوق كودك و برعكس كودكان را با حقوق مسلم خويش آشنا ؟ ساخت *** كودك در فرهنگ ملي و ديني ما هديه اي الهي است كه محبت، ملايمت، مراقبت، رشد و تعالي او وظيفه خانواده و جامعه اما است اينكه بر خلاف اين تلقي فرهنگي، كودك در خانواده و جامعه از سوي والدين و سايرين موردآزار و اذيت قرار مي گيرد، نشان از يك مساله و مشكل اجتماعي است. اين مشكل در جوامع غربي به دليل فردگرايي مفرط و گسست بنيادهاي نهاد خانواده، سابقه اي ديرينه دارد و به يك معضل پيچيده تبديل شده است. متاسفانه در جامعه ما مساله كودك آزاري به تازگي سر به گشودن آغاز كرده و مي رود ابعاد وسيع تري به خود گيرد. اين موضوع ضرورت طرح و توجه به مشكل، چاره انديشي و تدبير براي مواجهه با آن را اجتنابناپذير مي كند. پاسخ اين پرسش كه چرا آن سابقه و طرز تلقي فرهنگي از كودك، جامعه ما را در مقابل چنين معضلي مصون نكرد، شايد به طرز تلقي هاي فرهنگي - اجتماعي رقيب برگردد كه نوعي شي ءانگاري از كودك را با نفي حقوق او به عنوان يك انسان ترويج مي كند. يا نگرشهاي سنتي كه مفهوم تربيتي تاديب را چنان توسعه مي دهد كه تنبيه و آزار و شكنجه جسمي و روحي را نيز شامل شده است. از سوي ديگر بروز و ظهور كمتر اين مشكل در جامعه ايران و قلت آمار رسمي كودك آزاري را نبايد با خوشبيني، به حساب وجود نداشتن اين مشكل درجامعه تلقي كرد; چرا كه كودكان نه زبان گويايي براي فرياد دارند و نه امكان و توان زيادي براي شكايت يا دسترسي به رسانه ها و تريبونهاي عمومي. همچنين به دليل خصوصي و خانوادگي تلقي شدن مشكل در بسياري از موارد، مراجع و مراكزي چون پليس و نيروي انتظامي، بيمارستانها، مدارس و مراكز آموزشي، تمايل چنداني به گزارش موارد كودك آزاري به مراكز قضايي حتي ندارند در صورت گزارش چنين مواردي، قضات با توجه به تفسير ويژه اي كه از ولايت و قيموميت والدين به خصوص پدر بر فرزند دارند، همچنين به دليل ابهام مرز تاديب و تنبيه، حاضر نيستند، بدون وجود شاكي چنين جرايمي را مورد بررسي قرار دهند. اين همه ابهام و مانع فقط در موردآزارهاي جسمي و فيزيكي مشهود و عمدي است، اما اگر آزارهاي روحي و رواني كودك همچون تهديد و فشار، آزارهاي جنسي، محروميت از حقوق يا حوادث ناشي از بي توجهي و بي مبالاتي والدين و نزديكان در مراقبت و نگهداري از كودك را نيز مورد توجه قرار دهيم، عمق فاجعه بسيار بيشتر خواهد به شد طوري كه مي توان آزار و شكنجه كودكان را نوعي مرگ خاموش دانست كه به طرزي آشكار از نظرها دور مانده و زبان گويايي نيز براي فرياد اين درد وجود ندارد. واقعيت آن است، در حالي كه تعداد بي شماري از كودكان به علت فقر، سوءتغذيه، بيماريهاي واگير، جنگ و اشغال كشور توسط بيگانگان، جان خود را از دست مي دهند، شاهد تعداد زيادي مرگ و مير كودكان براثر سوء رفتار هستيم. در مواقعي براثر شكايت يا تعيين علت فوت كودكان به مراجع قانوني، با كودكاني مواجه مي شويم كه قرباني خشم والدين يا سرپرستان خود شده اند. متاسفانه هراز چندگاهي هم شاهد اجساد اين كودكان معصوم در تالار تشريح پزشكي قانوني هستيم كه بيشتر به علت شدت جراحات وارد شده به قتل رسيده اند. با شنيدن يا ديدن اين واقعيات تلخ گاه اشك از چشمان جاري مي شود و گاه سراپاي وجودمان را خشم فرا گرفته ودر مواقعي به پرپر شدن اين گلهاي زندگي افسوس مي خوريم. اما چه؟ سود در اين ميان پرسشي كه لحظه اي ذهن رارها نمي سازد، اين است كه چرا بايد در جايگاهي مانند خانه كه بايد امن ترين و آرام ترين مكان براي كودكان باشد، در مواقعي شاهد رفتارهاي خشن؟ شويم گاه خانه كه مامني براي افراد است، تبديل به قتلگاه مي شود. چگونه ممكن است، اعضاي خانواده به قدري بي رحم شوند كه به عزيزترين افراد خود آسيب ؟ رسانند پرسش ديگر اين است، آيا اين خشونتهاي خانگي به بيرون از خانه و خيابانها نيز كشيده نخواهد؟ شد چه عواملي باعث چنين رفتارهايي مي شود و تاثير اين رفتارها در آينده اين كودكان چگونه خواهد؟ بود آيا آنان هم اين پديده را به نسلهاي آينده به عنوان يك ميراث شوم انتقال نخواهند؟ داد آيا چنين كودكاني مي توانند سكان كشتي فرداي اين جامعه رابر دست گيرند و باعث بقا و ارتقاي آينده بشريت شوند. كشور ما كه بيش از 50 درصد جمعيت آن را كودكان و نوجوانان تشكيل مي دهند، ازاين قاعده مستثني نيست. شناخت بسياري از جزييات اين پديده مانند شيوع، علل و... نياز به پژوهشهاي بيشتري دارد و خوشبختانه با مطرح شدن آن، به تازگي به صورت يك معضل مهم اجتماعي تلقي شده است. در كتاب مرگ خاموش نوشته خانم بنفشه پورناجي سعي شده است تا براي رسيدن به دركي همه جانبه نسبت به جنبه هاي مختلف پديده كودك آزاري و ارائه راهكارهاي مشخص علمي، پديده كودك آزاري از ابعاد و زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد. تعريف كودك آزاري از ديدگاه كارشناسان و متخصصان غربي و ايراني وضعيت كودكان، در جهان و ايران، ويژگي كودكاني كه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند و خصوصيات والدين آزارگر، انواع و اشكال كودك آزاري، بررسي حقوقي آزار كودكان و ارائه راهكارهاي عملي براي جلوگيري از گسترش اين پديده، از مباحث مطرح شده در اين كتاب است. به اميد روزي كه با طرح مسائل مربوط به كودكان و آشنايي افراد به خصوص والدين با حقوق كودك، تعداد كودكان آزار ديده كاهش يافته و نظام كارآمدي براي پيشگيري از كودك آزاري پديد آيد. ما و تمام دوستداران كودك چشم اميد به زماني دوخته ايم كه كودكان در سراسر جهان به حقوق طبيعي و انساني خود - هر چند به طور نسبي - دست يابند و به فردايي بهتر بينديشند. ان شاءالله مرگ خاموش نگاهي به پديده كودك آزاري تاليف: بنفشه پورناجي انتشارات همشهري قيمت ريال 9200