Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790221-48117S2

Date of Document: 2000-05-10

در حاشيه دادگاه عوامل ترور حجاريان * وكيل متهمان رديف چهارم تا هشتم كه پيش از شروع دادگاه در جايگاه حاضر شد براي لحظاتي با پرسنل دادگاه انقلاب سرگرم گفت وشنود صميمانه بود و سپس سرگرم مطالعه دست نوشته هايي شد كه داخل يك پوشه قرار داده شده بود. * هنگام ورود متهمان در ساعت 9 و 13 دقيقه جمعي از حضار دادگاه صلوات فرستادند و از ميان همان جمع معدودي كه هم سن متهمان به نظر مي رسيدند به علي پورچالويي بيش از ديگر متهمان عرض ارادت و مودت كردند، پورچالويي هم ارادت آنها را بي پاسخ نگذاشت و هنگامي كه مي خواست بر روي صندلي بنشيند براي دوستان خود دست تكان داد. * احمد حكيمي پور /9 20ساعت دقيقه وارد دادگاه شد و در آخرين رديف نشست، آقايان دوزدوزاني، عطريان فر، دروديان و لطفي از اعضاي شوراي شهر در دادگاه حضور داشتند. مجيدي * متهم رديف دوم پرونده اعترافات خود در جلسه غيرعلني دادگاه و در حضور قاضي را تكذيب كرد و گفت: آنچه اكنون و در جلسه علني مي گويم ملاك است و آنچه را پيش از اين گفته ام تحت فشارهايي بوده است، در همين هنگام قاضي از مدعي العموم خواست بيش از اين سئوال نپرسد، البته قاضي نپرسيد كه فشارهاي قبلي به چه طريق و از چه ناحيه اي بوده است. * 9 ساعت و 45 دقيقه صفر مقصودي متهم به نگهداري و فروش سلاح غيرمجاز براي لحظاتي حالش منقلب شد و به دستور قاضي به بيرون از صحن علني دادگاه برده شد 15 دقيقه بعد مقصودي به جايگاه خود برگشت. * وقتي مدعي العموم سرگرم قرائت كيفرخواست مربوط به موارد اتهامي محمدعلي مقدمي بود تلفن همراهش زنگ زد و او به تكاپو افتاد تا تلفن را قطع كند لذا موفق نشد و لحظاتي رشته كلام او قطع شد و بار ديگر كه تلفن همراه به صدا درآمد با سپردن آن به فيلمبردار صدا و سيما آن را از خود دور كرد. * ساعت 10 و 15 دقيقه مقدمي در جايگاه قرار گرفت و اتهام معاونت در ترور را پذيرفت اما تاكيد كرد كه با هيچيك از اعضاي تشكيلات مجيدي آشنايي قبلي نداشته است. * مقدمي پيرامون حضورش در ستادهاي انتخاباتي گفت: از چهاردهم يا پانزدهم بهمن وارد ستاد انتخابات و در آنجا با دكتر اسماعيلي آشنا شدم، البته رابطه من با ستاد انتخابات بيشتر مربوط به مكان و مغازه محل تبليغات بود. * مقدمي پيرامون نوشتن نامه حكيمي پور به حجاريان گفت: البته نظر آقاي حكيمي پور بر اين بود كه نامه براي ميثم سعيدي نوشته شود اما به اصرار من اين نامه براي آقاي حجاريان نگاشته شد. * موسي جان نثاري متهم رديف چهارم پرونده پيرامون ترور به قاضي گفت: چند روز قبل از ترور وقتي جلسه، در زيرزمين منزل مجيدي تمام شد، مجيدي به سراغ ما آمد و گفت يكشنبه; حجاريان. * موسي جان نثاري گفت: روز حادثه بنده كه كارمند دانشگاه تهران بودم كارت حضور و غياب را در سرويس به همكارانم دادم تا آنها حضور مرا در دانشگاه ثبت كنند و آنها نيز خواسته مرا اجابت كردند. * وكيل شفيعي براي لحظاتي در دادگاه چرت مي زد و اين لحظات زماني بود كه قاضي پرونده به نقش گروه ترور در شهرري و از جمله شفيعي اشاره داشت، خواب وكيل شفيعي آنچنان عميق شد كه مدارك و كيفي كه در دست داشت به يك باره بر روي زمين ريخت و بغل دستي اش او را از اين اتفاق آگاه كرد. * موسي جان نثاري سرگرم گزارش جريان ترور بود كه پورچالويي دست نوشته اي را در اختيار جان نثاري قرار داد. * هنگامي كه قاضي پرونده از كاوه خواست اگر چيزي دارد بگويد علي پورچالويي برگشت و به رديف سمت راست دادگاه به دو نفر تبسم زد و براي يكي دو نفر با چشم علامت داد، البته پورچالويي از جمله متهماني بود كه دائم و به ويژه در جلسه اخير دادگاه اغلب تبسم بر لب داشت. * وكيل شفيعي وقتي اجازه يافت پيرامون موكلش سخن بگويد گفت: البته ترور از نظر اسلام به طوركلي محكوم نيست و اگر تروري از سوي مراجع مجوز نداشته باشد محكوم است. مثلا ترور حسنعلي منصور چون جواز مراجع را داشت نمي تواند محكوم باشد. * سعيد گكوناني كم سن ترين متهم پرونده ساله 19در پايان سخن گفت: از مقام معظم رهبري تقاضاي عفو دارم و از مردم هميشه در صحنه كشور مي خواهم كه مرا ببخشند، هيچكدام از متهمان در دادگاه به صراحت از شاكيان نخواستند كه آنها را ببخشند و از عمل خود پشيمان نبودند، در اين ميان فقط مقدمي اظهار ندامت و پشيماني كرد. * علي پورچالويي در عبارات و جملاتي كه به كار مي گرفت بيشتر از الفاظ عربي مانندعندالحاكم واستحمام - كه نشان مي داد از درس طلبگي بهره دارد -استفاده مي كرد. * پورچالويي در تشريح ترور كاوه گفت: بعد از ترور به منزل آقاي مجيدي رفتم، اسلحه را به او تحويل دادم و سپس راهي منزل عسكر شدم و با سعيد عسكر از خانه بيرون آمديم تخمه خريديم و در منزل جان نثاري به شكستن تخمه مشغول شديم. * علي پورچالويي در پاسخ به پرسش قاضي كه چرا در ترور حجاريان مشاركت نداشته است گفت: چون من مخالف هستم كه اسلحه در مقابل انديشه قرار گيرد به همين خاطر در ترور شركت نكردم. * كاوه پيرامون ترور خود گفت: شاهد من بدنم است كه تير به آن اصابت كرده است، البته شب حادثه هم نيروي انتظامي بر بالينم در بيمارستان حاضر شدند، اما بعدا كه به بيمارستان هفتم تير براي دريافت مدارك مراجعه كردم گفتند پرونده شما را فردي با ريش بور از داخل بيمارستان برده است. * صفر مقصودي متهم به نگهداري و فروش سلاح گفت، مشيت الهي بود كه سلاح را به مجيدي بفروشم و حالا هم در اينجا بيايم و پاسخ بدهم. او همچنين گفت: در دادگاه عدل الهي همه چيز را خدا مشخص مي كند. اوست كه بايد ببخشد.