Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790221-48114S2

Date of Document: 2000-05-10

نگاه هنجارشكن به پديده ها گفت وگو با رويا صدر طنزنويس و نويسنده كتاب خبر محرمانه اشاره; خبرنامه محرمانه گزيده اي از طنزهاي رويا صدر است كه اخيرا از سوي نشر سخن چاپ شده است. مطالب اين كتاب، بيشتر درونمايه سياسي دارد و به قول نويسنده، از اين جهت، خبر و اسناد طبقه بندي شده طنز به شمار مي آيد! آثار اين مجموعه، جملگي در نشريات گل آقا به چاپ رسيده اند و برخي از آنها در جشنواره هاي مطبوعات سالهاي 1378 1376 و و جشنواره هاي ديگر برنده جايزه شده اند. نويسنده، ملاك گزينش آثار اين كتاب را بيشتر قالب و زاويه نگاه و ماندگاري از جهت پرداخت مي داند. براي آشنايي بيشتر با كتاب و نيز نظرگاههاي نويسنده آن در زمينه طنز، با رويا صدر مصاحبه اي ترتيب داده ايم كه مي خوانيد: * در خبرنامه محرمانه، جز برخي از مطالب داستاني آن، با سبكي در نوشتار مواجهيم كه كمي پيچيده و ديرياب است. به اين سبك از نثر چگونه دست يافتيد و با چه هدفي آن را انتخاب؟ كرديد * با اين انگيزه كه طنز امروز بايد عناصري از گفتمانهاي رايج سياسي، فرهنگي و فكري چه در قالب و زبان و چه درونمايه را در خود داشته از باشد، نظر زبان و قالب، برخي ترجمه هاي نارسا و كژتاب در كتابها يا نشريات به كمك آمد. خصوصا در زمينه مباحث علوم انساني - كه مخاطبش عام تر است - گاه با ترجمه هايي مواجهيم كه به خاطر انتخاب واژگان مهجوريا خود ساخته (توسط مترجم ) يا، به اين دليل كه خود مترجم منظور از رفتن را درنيافته است، خيلي پيچيده و غيرقابل درك است. از اين نوع ترجمه ها، بيشترين استفاده را در مطالبم كرده ام. همينطور از نوشته هايي كه نويسنده آن خواسته با بهره جويي از نثر ثقيل و سنگين و پيچيده و نيز طرح مباحث سنگين نظري و تاريخي بي ربط با موضوع، معلوماتش را به رخ خواننده بكشد! (به قول نيچه، مبهم و كدر مي شود تا عميق جلوه كند. ) از نظر درونمايه، قرابت جريانات روز به ياري ام آمد. آدم بعضي وقتها حس مي كند ديگر واژه ها هم معني اصلي شان را از دست داده اند و در جاي خودشان به كار نمي روند مثل اين كه اصلا هيچ چيزي در جاي خودش نيست! اين بزرگترين طنز، و نيز بزرگترين زمينه براي طنزپردازي است. * با اين حساب، شما براي مخاطب خاصي مطلب نوشته ايد: مخاطبي كه با كژتابيهاي زبان برخي ترجمه ها آشناست، يا شگردهاي برخي نويسندگان مطالب سياسي روز را حس؟ مي كند * من موقع نوشتن مطالبم، مخاطب خاصي را در نظر نداشته ام و اصولا خيلي به اين مساله فكر نكردم. در ذهنم بيشتر يافتن قالبي مناسب براي زدن حرفهايي بود كه در قالبهاي عادي نمي شود آنها را ريخت، سرريز مي كند! حال ممكن است به فرمايش شما، مخاطبان خاصي تمام مطلب و يا برخي ظرافتهاي زباني آن را دريابند و مخاطبان عام تر، مثلا نوع نگاه سياسي مطالب برايشان قابل درك يا احيانا جالب باشد. * البته برخي از مطالبتان به شدت گزنده است. به رغم اين كه آن را در قالب زبان پيچيده ريخته ايد، آدم با خواندن آنها، گاه ترس برش مي دارد! * بله. خودم هم با خواندنشان ترسيده ام. * آيا در نوشتن طنز، خودتان را مقيد به رعايت حدودي مي دانيد يا آزاد؟ مي نويسيد - منظورتان خط؟ قرمزهاست * آيا بله شده كه احساس كنيد با وجود خط قرمزهايي كه در كار هست ( خصوصا در طنز سياسي كه حيطه اي خدشه پذير و حساس به شمار مي آيد ) به سختي مي توانيد حرفتان را؟ بزنيد * ببينيد! طنز اصولا زبان پيچيده اي دارد. به طور معمول، ابهام و استعاره در آن بسيار كاربرد دارد. حرف مستقيم و صريح كه پيچيدگيهاي هنري و ادبي در آن نباشد، با خوشبينانه ترين نگاه، اگر با عنصر طبيعت همراه شود، به هجو تبديل مي شود. به همين دليل است كه مي گويند طنز زماني كاربرد بالايي دارد كه با جد نشود حرف را زد. من فكر مي كنم اگر يك طنزپرداز قالب مناسبي را براي حرفهايش پيدا كند، كمتر احساس تنگنا مي كند. حالا شايد ايهام و استعاره اثر، دايره مخاطب را محدودتر كند. يعني مخاطب عام منظور را كاملا نگيرد كه اين تا حدي به موضوع و قالب و تا حدي به شرايط اجتماعي و سياسي و غيره برمي گردد. من هم بي شك از اين قاعده مستثني نيستم. * بالاخره نگفتيد كه آيا در نوشتن، آزاد مي نويسيد يا خودتان را مقيد به رعايت حدودي؟ مي كنيد * موقع نوشتن، به حدود كار فكر نمي كنم و فكر هم نمي كنم كه هيچ نويسنده ديگري نيز اين كار را بكند، يعني به جاي آفرينش اثر، فكر كند تا كجا بايد برود و تا كجا نبايد برود! ولي به طور طبيعي، باورهايي دارم كه در مطالبم متجلي است، يعني در چهارچوب باورهايم مي نويسم و آن را فداي چيز ديگري هم نمي كنم. * نظيره نويسي خبرنامه هاي محرمانه را چطور شروع؟ كرديد قالب جالب و در عين حال خطرناكي است. * فكر كردم براي نقد برخي جريانات تنگ نظر سياسي، فكري و فرهنگي - كه به طور معمول نظريه توطئه محور تمامي تحليلهايشان را تشكيل مي دهد - خبرنامه محرمانه، قالب مناسبي است. واقعا تحليلهاي بعضي خبرنامه ها، همين قدر طنز بود كه من در مطالب خبرنامه محرمانه آوردم، جالبتر اين كه آغاز چاپ خبرنامه محرمانه ام در مجله گل آقا به سال 1375 برمي گردد و اين مي رساند كه ظرفيت جامعه، براي پذيرش طنز، سالهاست كه زياد است! * بعضي از مطالب اين كتاب، خيلي هم طنز نيست! مثل شعرواره اي كه در سال 1374 نوشته ايد. نظر خودتان؟ چيست * به نظر خودم، خيلي هم طنز است! اگر نبود، در اين مجموعه نمي آوردم. اين اختلاف نظر برمي گردد به تعريف من طنز معتقدم مطلبي كه نوعي قرابت را به ذهن القا كند و دريافتي خرق عادت را از پديده هاي اطراف در دست دهد، حتي بدون اين كه خواننده را بخنداند، مي تواند طنز باشد (البته مي تواند هم نباشد. ) * اصولا برداشت شما از طنز؟ چيست * اين كه نگاهي آشنايي زدايانه و هنجارشكن با پديده اي داشته باشيد، در حالي كه از آن فاصله گرفته ايد و از دور نگاهش مي كنيد. * كار بعدي شما؟ چيست * طنز در 20 ساله اخير كه توسط نشر هرمس زير چاپ است. در اين بررسي، طنز را به دو مقطع: قبل و پس از مشروطيت تقسيم كرده ام و پس از نگاه اجمالي به طنز اين دو مقطع، طنز مطبوعاتي پس از انقلاب را در چهارمقطع زماني: ابتداي انقلاب تا شهريور 58 شهريور 58 تا دي 63 (تولد در كلمه حرف حساب نوشته گل آقا در روزنامه اطلاعات ) دي 1363 تا خرداد 1376 و خرداد 1376 تا به حال به طور منفك و به تفصيل بررسي كرده ام. چرا كه طنز مطبوعاتي هر مقطع قانونمنديهاي خاص خودش را دارد. به كتابهاي طنز نيز پرداخته ام. * و كار؟ بعديتان * يك تحقيق در ديگر، زمينه بررسي تحليلي آثار چند طنزپرداز كه رشته اي، نوشته هايشان را به هم پيوند مي دهد.