Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790221-48111S3

Date of Document: 2000-05-10

معماري ايران; تمثيلي از بهشت گفت وگو با دكتر سيد محسن حبيبي پيرامون، معماري ايران (بخش پاياني ) * به نظر شما در گفت وگوي تمدنها، معماري چه جايگاهي دارد و معمار چه نقشي مي تواند داشته؟ باشد تصور مي كنم محمل گفت وگوها و يكي از سرفصلهاي عمده ما براي گفت وگوي تمدنها، شهر و معماري است. اصفهان، شيراز، تبريز، مشهد و شهرهاي تاريخي مان همه محمل گفت وگوي تمدن هستند. در واقع، تمدن ايراني اسلامي و تمدن سرزمين ما چنين چيزهايي را خلق كرده و معماري ما يكي از نكات اصلي است كه مي تواند بحث گفت وگوي تمدني شود. حال، اين مساله مطرح است كه آيا ما با معماري و شهرسازي معاصر هم مي توانيم وارد بحث گفت وگوي تمدنها؟ شويم در اين زمينه ترديد وجود به دارد عبارتي، معماران و شهرسازان ما بي ترديد مي توانند در اين گفت وگو جايي داشته باشند، ولي چون شبيه آنچه پيشينيان ما انجام داده اند، در دوران معاصر بسيار اندك است، آن معماري و شهرسازي كه ما بتوانيم از اين باب مورد گفت وگو قرار دهيم، خيلي نمي تواند بحث برانگيز باشد. در حالي كه معماري قبل از دوران معاصر بسيار قابل بحث است. * فكر مي كنيد با چه برنامه هايي مي توان در سال گفت وگوي تمدنها، بحث معماري معاصر ايران را مطرح؟ كرد من تصور مي كنم فرهنگ ايراني - اسلامي براي گفت وگوي تمدنها خيلي موءثر است; همان طور كه فرهنگ قبل از اسلام ما هم جاي بحث دارد. منتها هر قدر به جلوتر بياييم گفت وگوي مان بيشتر است. مانند ميدان نقش جهان ما كه در دل مكتب اصفهان براي گفت وگوي تمدنها و فرهنگها حكايت هاي بسياري دارد. بنابر اين بايد در اين زمينه كه ستاده هاي ما تا چه حد خودي شده اند و معماري امروز ما كه سر از خاك دارد برمي آورد، نشاني از فرهنگ سرزمين مادري اش است يا خير، بحث شود. به نظر من، حتي اگر تعداد انگشت شماري معماري با هويت وجود دارند، بايد آنها را برجسته شان كنيم و ببينيم در ميان خيل معماري هايي كه بوجود آمده، آيا بخشي هم داريم كه بتوانيم با آن وارد گفت وگوي تمدنها به شويم هر حال، بي ترديد بايد برنامه اي در اين مورد وجود داشته باشد چرا كه، شايسته نيست بگوييم پدران ما چنين و چنان بودند. مهم اين است كه بگوييم ما فرزندان خلفي (از نظر معماري و شهرسازي ) هستيم كه نقشي در گفت وگوي تمدني در اين عصر داريم. * جايگاه معماري در بحث توسعه سياسي چگونه؟ است در بسياري از كشورهاي جهان مثل كشور فرانسه، تقريبا هر رئيس جمهوري كه روي كار آمده است، سعي كرده توسط معماري و شهرسازي اثري از وضعيت سياسي خود برجاي بگذارد. براي مثال، دوگل پمپيدو،، ژيسكاردستن و ميتران هر كدام مجموعه اي ايجاد كرده اند و اين عزم سياسي به وسيله معماري و شهرسازي در سراسر دنيا بيان شده در است كشور خودمان نيز چنين مثلا است پروژه نواب، نشانه نوعي عزم سياسي است. اين عزم سياسي گاه مي خواهد قدرت و شكفتگي اقتصادي را نيز با خود به همراه داشته باشد و گاه فقط عزم سياسي است. به نظر من، اين كاملا با مفهوم توسعه سياسي تفاوت عزم دارد سياسي و توسعه سياسي دو مفهوم جداگانه اند. نكته اساسي در توسعه سياسي، بحث مشاركت است. براي مثال، بحث توجه به آراي عمومي و قانون مداري در توسعه سياسي مطرح است. توسعه سياسي در بلندمدت مي تواند از معماري و شهرسازي نيز مدد بگيرد. يعني اگر قرار است يك مركز محله سازماندهي شود و يا ساختماني ساخته شود، مردمان در آن درگير مي شوند. در حالي كه عزم سياسي اصلا نيازي ندارد كه توسعه سياسي وجود داشته باشد يا وجود نداشته باشد. بنابر اين، معماري و شهرسازي در مقياس هاي كلان، در بسياري موارد بيش از آنكه از توسعه سياسي بهره مند شده باشند، به پشتوانه عزم سياسي شكل گرفته اند. * اكنون نماد عزم سياسي در كشور ما كدام؟ است مي توان گفت; شبكه بزرگراهي كه در تهران وجود دارد، نشانه عزم سياسي است. همچنين شكل گيري فرهنگسراها، تغيير شكل گودهاي شهر تهران و پارك آزادگان در جنوب تهران از نشانه هاي عزم سياسي هستند. به طور كلي ميلي كه به تغيير چهره شهر يا معماري وجود دارد، نشانگر عزم سياسي و عزم اقتصادي است. در واقع، ميل اقتصادي اين است كه بگويد من اين چنين هستم و عزم سياسي هم آن را تاييد كند. زماني كه شما مشاهده مي كنيد طي 15 سال شهر تهران تا چه حد چهره عوض كرده، همه نشانه اين است كه عزم سياسي و نيز عزم اقتصادي در آن وجود به دارد عبارت ديگر، شهر و معماري شهري، تبلور كالبدي اتفاقات اجتماعي - اقتصادي - سياسي است. به اين دليل است كه شهر را به عنوان ثمره تمدني يك جامعه در يك عصر خاص مي دانند كه به راحتي مي توان بر اساس آن، جامعه و تمدن مورد نظر را بررسي كرد. گفت وگو از: سهيلا نياكان