Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790221-48111S1

Date of Document: 2000-05-10

ريتم موسيقايي از سكون تا حركت نگاهي به آثار نقاشي عباس جليليان چندي پيش نمايشگاهي از نقاشي هاي فرهاد جليليان كه با شيوه ابرو باد كار شده است، در گالري همايوني برپا شد. جليليان دانشجوي مجسمه سازي دانشكده هنرهاي زيباست. وي در تيرماه سال گذشته نمايشگاهي از كارهاي ابر وباد را به همراه حجم هاي انتزاعي برگزار همچنين كرد در دوسالانه نگارگري موزه هنرهاي معاصر در سال 74 نيز شركت داشت. جليليان گواهينامه ممتاز از انجمن خوشنويسان هم دارد و مدتي مدرس اين انجمن بوده است. شيوه ابروباد از دوره قاجار پاگرفته و پس زمينه خوشنويسي بوده است، ولي نقاشي هاي جليليان مي خواهند اين وابستگي را بشكنند و هويت مستقلي بوجود آورند. نقاشي ها با اينكه انتزاعي هستند، ولي ريتم هم دارند; يك ريتم موسيقايي. براي مثال يكي از آثار به نمايش درآمده، چمنزاري را نشان مي دهد كه باد چمنها را موج موج رقصانده كه اگر چشمها را ببنديم و به گونه اي ديگر ببينيم، قطعه اي از يك تالاب است كه سنگي در آن افتاده و موج ايجاد كرده همين است طور تركيب همگون قرمز و زرد تداعي غروب در تنهايي بركه است. طبقه طبقه بودن و مرحله به مرحله بودن موجها بيانگر از جزء به كل رسيدن است و برعكس. در نقاشي ديگر سبك كار بسيار شبيه مينياتور است، ولي با يك تفاوت و آن اين كه همه رنگها تيره و مرده اند. خطوط در كش و قوسند. انرژيها همه منفي است و تنها نقطه اميد، سه گل قرمزند. همه اجزاء نگاره يا ثناگوي گل هستند (مثل پرنده ) يا، تاراجگر گل (مثل اژدها )البته از دل سياهي هاست كه يك گل بوجود تابلويي مي آيد ديگر، زيبايي اعتدال را نشان مي دهد. سمت چپ تابلو اشكال هندسي بيضي و دايره بزرگند و تيره. سمت راست تابلو اشكال هندسي كوچكند و زنجيره اي با رنگهاي قرمز و گرم. حد وسط اين دو منطقه سردسيري و گرمسيري ناحيه اي است كه مثل بازار ميوه پر از نعمت است، با تركيبي از انواع نقاشي رنگها ديگر يك لاك پشت است كه سبك كار با اجزاي و پيكر لاك پشت تناسب دارد. لاك لاك پشت چند ضلعي است و روي محدب خود لاك هم چند ضلعي هاي برجسته وجود همين دارد طور پاهاي لاك پشت خال خال است و اين خصوصيات ويژه در حال و هواي اثر به خوبي تجلي يافته اند. رنگ دست و پا و سر لاك پشت بسيار كمرنگ است. پنهان بودن دست و پاي لاك پشت در زير لاك و خجالتي بودن اين حيوان شايد توجيه آن باشد. نقاشي ديگر به نظر مغزي است كه در درون آن همه چيز هست، مثل مغز همه ما. يك كلاغ كه منقارش باز است، شايد غذا مي خواهد. داركوبي كه نوك مي زند تا دريچه اي به دنياي بيرون بگشايد. شمعي كه در حال سوختن است، شمع زندگي ماست و سمندري كه شروري بعضي از مغزها را نشان مي دهد. يك نقاشي مغز ديگر هم هست. اما اين يكي، مغزي است ساكن. پس زمينه اين مغز زرد و صورتي كمرنگ است; يعني تحرك ممنوع. اما مغز قبلي هارموني قرمز و زرد است; يعني سكون ممنوع. داخل اين مغز برخلاف قبلي انباشته از طوطي است، شايد صاحب مغز حرفها و كارهايش طوطي وار است. طوطي ها رنگارنگ هستند و به همراه يك داركوب، باز سفيدي را از مغز بيرون مي كنند به هر حال مغز هم انواعي دارد. بابك ملك زاده