Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790220-48102S4

Date of Document: 2000-05-09

ازدواج موفق، ارتباط موفق زوجهاي جوان براي داشتن يك زندگي موفق اين مطلب را بخوانند ازدواج يك رابطه تاييد شده اجتماعي بين دو بزرگسال است. ازدواج نقشهاي مشخصي براي زن و شوهر معين مي كند كه مستلزم تعهدات وظائف و حقوق دوجانبه است (هي لي ). 1991 زوج سالم از روي ميل به يكديگر متعهدند. تصميم مي گيرند و انتخاب مي كنند تا در هر شرايطي كنار يكديگر بمانند. رابطه خوب و سالم زناشويي مبتني بر عشق بي قيد و شرط است. احساسي گذرا نيست. يك تصميم است. رابطه سالم زناشويي مبتني بر مساوات و برابري دو انسان در كار خود شكوفايي و زندگي هر است كدام از آنها انساني كامل هستند، هر كدام به خاطر عشق به ديگري رشد مي كنند تا طبق فرصت، رشد معنوي فراهم گردد. يك رابطه خوب. رابطه من و تو است نه رابطه من و آن. در رابطه من و تو ناراحتي همسر ناراحتي طرف مقابل است اگر تو ناراحت باشي من هم ناراحت مي شوم اما رابطه من و آن يك رابطه شيئي است و ارتباط واقعي ديده نمي شود. شايد شما به زوجهايي برخورده ايد كه يكديگر را با الفاظ اين و آن صدا مي كنند اين مي گويد... در اين نوع رابطه انسان، ماشين است نه موجودي با عقل و تفكر. زن و شوهر در ازدواج سالم مي دانند كه در نهايت آنها مسئول اعمال و شادي خود هستند. خوشبختي اگر به عاملي خارج از خود بستگي داشته باشد، بالغانه نيست. رابطه زناشويي اگر مبتني بر كامل بودن و نياز باشد سالم نيست. روابط سالم بالغانه است كه اين به معناي مساوات در مسئول بودن در قبال خويشتن است. از آن گذشته در يك رابطه سالم، زن و شوهر نسبت به رعايت نظم و اصول تعهد دارند. هر كدام براي خود اصولي دارند و مايلند كه اين نظم را به درون ارتباط خويش راه دهند. نظم و ترتيب مستلزم استفاده از چهار روش اوليه براي كاستن از ناراحتيهاي ناشي از مسائل ناچاري زندگي است. اسكات پك اين روشها را به قرار زير خلاصه مي كند: - 1 به تاخير انداختن كامراسازي - 2 قبول مسئوليت براي خويش - 3 پايبند واقعيت ها بودن - 4 مهار كردن نيازهاي نفساني به خاطر رشد معنوي ارتباط سالم يك ازدواج سالم و موفق مستلزم توجه، ارتباط و گفت وشنود مداوم و اهميت به مطالب فرد مقابل است. در ارتباط خوب، ارتباط برقراركننده، از فرايندهاي درون خود و از فرايندهاي موجود در ديگران آگاهي دارد. خودآگاهي مستلزم درك، تفسير، برداشت فرافكن كردن احساسات و اميال خويشتن است. آگاهي از ديگران با مهارت در مشاهدات قواي احساس و نيز توانايي تبديل و ترجمه كلمات به داده هاي تجربي مبتني بر قواي احساسي ارتباط مشاهده دارد حسي مستلزم تماس حقيقي با ديگران در سطح عصبشناختي است. مشاهده حسي مستلزم خواندن اشارات و كلمات ديگران است. از جمله اين اشارات مي توان به نفس كشيدن، حالات چهره، لحن صدا، خلق و بازتابها اشاره كرد. هر سر نخ عصبي نشانه يك فرايند دروني است. توانايي تبديل و ترجمه كلمات به تجربه مبتني برحس، مستلزم گوش دادن به محتوا و فرايند كلام است. اين را گوش دادن پويا گويند. گوش دادن پويا، گوش دادن براي همخواني همخواني است به جور بودن محتوا و فرايند ارتباط بستگي دارد. به عبارت ديگر، آيا جسم با كلمات تجانس؟ دارد لحن پرخاشگرانه با گفتن اين كه من عصبي نيستم همخواني ندارد و ضد آن است. اگر كسي عصباني نباشد لحن صداي او نيز عصباني به نظر نمي رسد. موضوع قابل ملاحظه ديگر، توجه به خلاصه گويي است كه در صحبتهاي روزانه خود از آن استفاده مي كنيم. از جمله اينها مي توان به تعميم ها، حذف ها و تحريفها اشاره كرد. تعميم ها در كوتاه سازي و خلاصه گويي مورد استفاده قرار مي گيرند و گاه مفيد هستند كه به عنوان نمونه مي توان به عبارت: زنها بچه ها را در دامان خود پرورش مي دهند اشاره اما كرد در مواردي نيز مي توانند خطرناك باشند كه نمونه آن نمي توانيد به زنها اعتماد كنيد است. در اين مورد كلمه زن ها يا زن بايد به زن به خصوصي كه مورد نظر گوينده است، اشاره شود. به همين شكل، حذف هم گاه متداول و مفيد است. مثلا ممكن است در جريان يك ميهماني بگوييم كه كارم خسته كننده است لزومي به اين نيست كه به طور مشخص بگوئيم چه اشكالي در اين كار وجود دارد. اما اگر كسي براي كار خسته كننده اش كمك بخواهد، لازم است كه موضوع كار و چگونگي آن به تفصيل مطرح شود. تحريفها شامل تعصبات، ذهن خواني و توهمات علت و معلولي مي شود. ذكر عبارتي از نوع تركها اينگونه هستند يا كردها اينگونه رفتار مي كنند تحريف تعصبي است. عباراتي از نوع تو مرا بيمار مي كني تو، سر مرا به درد مي آوري براي عضو ديگر خانواده تحريف علت و معلولي است. به هيچ شكل واقعي نمي توان با رفتار به خصوص كسي را بيمار كرد يا او را به سردرد انداخت. نمونه هاي ذهن خواني عباراتي از نوع مي دانم به چه فكر مي كني هستند. اينها را تحريفهاي ذهن خواني مي گوييم. هر يك از اين تحولات بايد مورد سئوال قرار گيرند تا آنچه را كه گوينده به واقع تجربه مي كند يا مي خواهد بكند، مشخص شود. لازمه برقراري ارتباط خوب خودآگاهي خوب است و اين هم مستلزم آن است كه شخص از حد و مرز خود مطلع باشد هركس مسئول احساسات، تصورات، برداشتها و اميال خويشتن است. اينها را شخص با استفاده از كلمه من در عباراتش مشخص در مي سازد اين حال، اين معنا را مي دهد كه من در قبال احساسات، تصورات و تعابير و اميال تو مسئوليتي ندارم. با داشتن مرزبندي هاي مشخص مي دانيم چه زماني شروع و كجا تمام كنيم. مثلا به جاي لباسهايم به خشكشويي احتياج دارند مي گوئيم ممكن است از تو خواهش كنم فردا ساعت 9 صبح لباسهاي مرا به خشكشويي..؟ ببري، آيا براي تو امكان پذير؟ است با اين طرز كلام در واقع گوينده مي خواهد بداند كه آيا شنونده منظور او را متوجه شده است يا نه. آخرين مهارت در برقراري ارتباط كه امكان رسيدن به شرايط خانوادگي سالم را فراهم مي سازد، داشتن شجاعت و توانايي در دادن بازخوردهاي خوب است. مي توان با اطلاعات موثق درباره اشخاص حرف زد. مثلا به نظر عصباني مي رسي. دندانهايت را به هم فشار مي دهي و مشتهايت را گره كرده اي. در 20 دقيقه گذشته هم كلمه اي حرف نزده اي. در زمينه ارتباط، گفتني از اين حد بيشتر است. زوجهاي سالم و موفق با هم ارتباط صادقانه برقرار مي كنند و در اين مورد براي فرزندان خود الگو مي شوند. عوامل زيانبار در حفظ پيوند و ارتباط همه مي دانيم كه بيشتر روابط، صرف نظر از سرور و نشاطي كه در ابتدا ديده مي شود بالاخره دچار مشكل مي شود. اما چكار مي توان انجام داد تا از شكست اين روابط جلوگيري كرد. در اينجا سعي شده است تا عوامل مخل و زيانبار يك پيوند توضيح داده شود. - 1 گاهي حسادت افراد تمايل دارند پيوند خود را حفظ كنند و كساني هستند كه وسوسه جدايي مي شوند. يك محقق اظهار مي دارد كه تعهد باعث حفظ پيوندها مي شود و باعث مي شود كه افراد به معشوقهاي ديگر چشم ندوزند. يك همسر متعهد از تهديد به فروپاشيدن كانون خانواده دوري مي كند. احتمال جذب فرد ديگري شدن مشكلي است كه اخيرا در جامعه ما بيشتر شده است و نتيجه آن براي شريك ديگر حسادت است. حسادت به عنوان واكنش عاطفي آزار دهنده اي است كه هنگامي برانگيخته مي شود كه شريك قبلي يا فعلي با شخص ثالث ديگر رابطه برقرار نمايد. حسادت باعث بروز جرياني منفي مي شود كه افكار، احساسات و رفتار خود را تحليل مي برد. شخص حسود، رقيب خود را از جهات مهمي مثل هوش، خونگرمي، صداقت و درستكاري منفي ارزشيابي مي نمايد. در عين حال خيلي سودمند است كه طرف مقابل پوزش بخواهد، اما اگر سعي نمايد بر عمل خود سرپوش گذارده يا به طرف رقيب خود كشانده شود، اوضاع خيلي وخيم تر مي شود. اما وقتي دچار حسادت مي شويم داراي احساساتي از جمله عصبانيت، افسردگي، آسيبرساني و ميل به انتقام گيري خواهيم بود. حتي اگر شخص ديگري در ميان نباشد، حسادت افراد ممكن است به علت رقيب تصوري يا هر فرد يا شريكي كه در گذشته با شريك فعلي وي ارتباط داشته و يا حتي به صورت تهديد بالقوه ناشناخته اي وجود داشته است، باشد. بدين ترتيب چنين حسادتي براي افرادي رخ مي دهد كه خود را فردي نالايق، ناكام و وابسته تلقي مي كنند و نگرانيهاي زيادي درباره بي وفايي از طرف مقابل خود بعضي دارند از افراد عملا سعي مي كنند كه حسادت را در طرف مقابلشان اما برانگيزند در عين حال، چنين رفتاري يك بازي خطرناك است. زماني كه حسادت در پيوندي بوجود مي آيد چنين ارتباطي احتمالا بيش از آنكه مفيد باشد، رنج آور خواهد بود. - 2 رفتارهايي كه باعث ناراحتي زنان و مردان مي شود شامل بدقولي، آزار بدرفتاري، جسماني و بددهني است. معمولا ما با ديگران بيشتر موءدب هستيم تا با همسرمان، چرا كه به علت ارتباط فيزيكي بيشتر نيازي به رفتار مناسب و احترام آميز نمي بينيم. اما بايد دانست رفتار مناسب و حفظ حرمت بين يكديگر از جمله موارد با اهميت در حفظ يك پيوند مي باشد. بدقولي بين زوجين نيز سبب سلب اعتماد شده و رابطه زناشويي را مختل مي سازد. بايد دانست ادامه به اين رفتارها قبل از هر چيز به خود ما ضرر خواهد زد. - 3 رفتارهايي از مردان كه باعث ناراحتي زنان مي شود. از جمله تلاش و خشونت در اعمال و روابط جنسي، ناديده گرفتن عقايد زن ورفتار او به عنوان موجودي پست و كودن، نشان ندادن هيجانات به او، خشك رفتار كردن ونوشيدن الكل، مصرف مواد مخدر، بي توجهي به زن، ناديده گرفتن او، كوتاهي در گفتن اينكه او را دوست دارد، بر چسب بي فكري، گستاخي و اذيت و آزار او. - 4 رفتارهايي از زنان كه باعث ناراحتي مردان مي شود. از جمله طرد جنسي، بي مسئوليتي زن در قبال وظائف خانه و فرزند، بدخلقي، غرولند كردن، در خودفرورفتن، عدم رعايت حجاب، ظاهر نامرتب. - 5 تصميمات اتخاذ شده بعد از ازدواج; گاهي پس از ازدواج زن تصميم مي گيرد تا سطح تحصيلات خود را بالا ببرد يا اينكه شغل و حرفه اي براي خود دست و پا كند. وجود اين علائق جديد و اشتغال در بيرون از منزل مي تواند، منبعي جهت اختلافات خانوادگي به حساب آيد. از جمله اختلافات مهم ديگر، تصميم براي مستقل شدن، تغيير نگرشها و سليقه ها مي باشد. - 6 يكنواختي كه در طول رابطه دراز مدت براي بعضي از زوجها پيش مي آيد، مي تواند سبب دلسردي شود. زوجها احساس مي كنند كه مطالب يكساني مي گويند و كارهاي يكنواختي انجام مي دهد و اين روند روزبه روز و سال به سال به همين منوال ادامه دارد. گاهي زوجها به طور مكرر خود را با كارهاي عادي و يكنواختي سازگار مي كنند. به علاوه اغلب زوجها علت سردي و بي روح شدن زندگي خود را به همديگر نسبت مي دهند. زوجين بايستي از اين مرحله خطرناك پرهيز كنند. البته زندگي يكنواخت براي افرادي كه در چنين زندگاني احساس آسودگي و امنيت مي كنند ملال آور نخواهد بود. هنگامي كه يكنواختي پديدار مي شود زن و مرد بايستي در جستجوي محرك جديدي براي غلبه كردن باشند. از جمله اين موارد انواع سرگرمي ها، بحث در زمينه نحوه گذراندن اوقات فراغت و روشهاي جديد براي تنوع در زندگي است. - 7 جابجايي ارزشيابي هاي مثبت با ارزشيابي هاي منفي. بيشتر گفتار و كردار بين نامزدها وزوجهاي جواني كه در ابتداي ازدواج هستند، احساسات مثبت مي باشد. اين زوجها به يكديگر كمك مي كنند و آنطور كه شايسته است از يكديگر قدرداني مي كنند. به تدريج كه زندگي مشترك را شروع مي كنند، توجه آنها به وظائف داخل و خارج از خانه معطوف مي شود، در نتيجه اكثر لذتهاي كلامي و رفتاري به تدريج كنار گذاشته مي شود. در زماني كه ردوبدل احساسات مثبت دوطرفه ديده نمي شود، جاذبه دو جانبه كاهش پيدا مي كند. اضافه بر آن ارزشيابي هاي دوجانبه منفي نيز بيشتر ابراز مي شود. در روابط نزديك هم مردان و هم زنان فكر مي كنند كه اين آزادي را دارند كه ديگري را سرزنش كرده و يا از يكديگر انتقاد كنند. غافل از اينكه چنين تبادل احساسات دوجانبه اي تاثير سويي بر عشق و عواطف آنها خواهد گذاشت. وقتي پيوندي روبه فروپاشيدن است، فرد رفتارهاي خوب همسرش را به عوامل بيروني و رفتار بد وي را به عوامل دروني فرد نسبت مي دهد. گاهي زوجين به مقابله به مثل دعوت مي شوند. مثلا وقتي يكي از زوجين كناره گيري مي كند، ديگري هم گوشه گيري مي پذيرد و زماني كه يكي از آنها پرخاشگري كلامي مي كند ديگري نيز همين كار را انجام مي دهند و اين روند به مختل شدن روابط كمك توصيه مي كند مي شود افرادي كه در شرف ازدواج هستند هر چه بيشتر با مراكز مشاوره قبل از زناشويي ارتباط داشته باشند. مشاوره قبل از زناشويي; نوعي مشاوره كه در آن درمانگر قبل از ازدواج به يك زوج كمك مي كند تا شناخت خود را از يكديگر و از رابطه زناشويي عمق بخشند، بدين منظور كه با اين كمك بتوانند براي مبادرت به ازدواج و انتخابهايي كه با آن مواجه هستند، تصميم بگيرند. در پايان، با اميد به اينكه اين مقاله بتواند تاثيرات سودمندي بر نسل جوان گذارده و با شناخت و آگاهي بيشتر مبادرت به پيوند زناشويي گرفته، كه در سايه آن نسلي سالم و سرشار از عشق و محبت تحويل جامعه دهند. * سيد مهدي رضايي خانقاه منابع: - بارن و برن ( ).روانشناسي 1994 اجتماعي ترجمه سعيد سياحي: فصل از هم پاشيدگي و طلاق - برادشاو، جان. تحليل سيستمي خانواده، ترجمه مهدي قراچه داغي چاپ اول ( ). تهران 1372 - هي لي جي ( )روان درماني 1991 خانواده ترجمه باقر ثنائي چاپ سوم ( ). تهران 1370