Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790220-48100S1

Date of Document: 2000-05-09

گفت وگو با بهداد بهزادي نوازنده تار، سه تار و مدرس نوازندگي; برخي مدرسان موسيقي بندگي شاگردان خود را خواهانند! بهداد بهزادي متولد 1350 و فارغ التحصيل رشته متالورژي دانشگاه صنعتي شريف، و از نوازنده هاي تار و سه تار است. وي از سال 1360 گام در وادي موسيقي نهاد و از محضر اساتيد مختلفي چون دكتر داريوش صفوت اصول و شيوه رديف نوازي را آموخت. بهزادي همچنين به شكلي غيرمستقيم با شيوه نوازندگي اسدالله حجازي آشنا شد. وي اجراهاي چندي نيز با گروههاي مختلف موسيقي در داخل و خارج كشور داشت. بهزادي چندي پيش با همكاري گروه موسيقي هور و نوازندگي تمبك و آواز سيامك صحافي، كنسرتي را با نام از ديروز تا امروز در تالار محراب برگزار كرد كه در آن قطعاتي از آثار قدماي موسيقي را در چهارگاه و نيز بداهه نوازي ساز تمبك و تار اجرا با كرد بهزادي، پيرامون كنسرت اخير وي و نيزمقام و منزلت موسيقي سنتي نزد نسل جديد گفت وگويي انجام داده ايم كه مي خوانيد. * درباره اجراي اخير خود در كنسرت از ديروز تا امروز توضيح دهيد. اين كنسرت همان گونه كه از نامش پيداست، به دو بخش بازسازي آثار قدما و بداهه نوازي تقسيم بخش مي شود اول كه با پيش درآمد چهارگاه به روايت حاج علي اكبرخان شهنازي آغاز مي شود، سپس به صورت جواب ساز و آواز و متاثر از شيوه بلاغي اساتيدي چون ميرزا حسينقلي و درويش خان درساز و استاد نكيسا و سيداحمدخان ساوه اي در جواب ساز، آواز همراه بود. در بخش دوم; با استفاده از شيوه تلفيقي تار و تمبك بداهه نوازي صورت مي گيرد. در اين قسمت، هر قطعه اي كه نواخته مي شد، دقيقا برداشت حسي همان لحظه محسوب مي گرديد كه به صورت بداهه اجرا شد. * انگيزه شما از اجراي صرف رديف ها به روايت قدمايي چون شهنازي، درويش خان و... چه بوده؟ است با اين اجرا، مي خواستم به نوعي شيوه نوازندگي و خوانندگي را در عصر آن بزرگان بيان كنم، زيرا كه حس مي كردم مدت زمان زيادي از اجرا بر روي مكتبهاي قدما مي گذرد. اگر اشتباه نكنم آخرين كنسرت ساز و آوازي كه برگرفته از روش بيان قدما باشد سال 64 توسط استاد لطفي با آواز صديق تعريف اجرا شد. البته تا به امروز اين رويه به صورت ساز تنها و يا آواز، جداگانه بر روي كاست نوار ويا اجراي زنده به مردم عرضه شده و به زعم من آنچنان مبين نواي ساز و جواب آواز بيان اجراي قدما مطرح نبوده است. * ولي اجراي بخش دوم كنسرت، با پايبندي شما به قالبهاي كلاسيك موسيقي اصيل ايراني در بخش اول; متناقض است. علت اين امر؟ چيست در قسمت دوم با بداهه نوازي، در واقع مي خواستم بگويم مكتب تار امروزي به اين شكل است و انديشه هاي جاري و مقتضيات زمان حال به نحوي است كه تكنيك خاصي را در نوازندگي مي طلبد كه ممكن است در اجراي قدما وجود نداشته باشد. براي مثال آن نوعي كه ميرزا حسينقلي جوابآواز و تحريرهاي سيداحمدخان را مي داده، با شيوه فعلي تفاوت مي كند. در اين باره بايد بگويم كه من eنوازنده صد سال پيش نيستم، پس اگر بخواهم به وظايف خود پايبند باشم بايد احساس و نياز روز مردمم را درك كنم. لذا به شيوه نوازندگي و بداهه نوازي امروزي روي آوردم. * به نظر مي رسد در ميان موسيقيدانان امروز ما، دو نوع شيوه تفكر متمايز از سايرين وجود داشته باشد، يكي اعتقادي راسخ بر پايبند بودن نسبت به آثار قدما و اجراي صرف رديفهاي اصيل ايراني دارد و طرز فكر نوع ديگر كه عموما از زبان نسل جديد بيان مي شود، مبتني بر ايجاد خلاقيت و ابداع در موسيقي سنتي است، چنانكه وضعيت كنوني اين مهم را به مثابه آبي راكد در گودال مي پندارد كه دچار رخوت و سستي شده و بايد آن را زدود. به اين بحث قبلا هم اشاره به كردم عنوان مثال در بخش اول كنسرت از ديروز تا امروز، به اجراي پيش درآمد رديف شهنازي و مقام چهارگاه پرداختم و حتي به اندازه يك مضراب هم در آن دخل و تصرف نداشتم، زيرا كه بايد به اربابان نظر ثابت شود جوانان امروز موسيقي، از مكتب قدما عبور نمي كنند و ريشه موسيقايي همه آنها، اساتيد گذشته و نياكان هنري آنان بوده است و به طور كل اصول نوازندگي امروزي برگرفته و تاثيرپذير از شيوه گذشتگان اين وادي است و اگر هنرجوي جديد با تفكر و تامل عميق از آن گذر نكند، به نوازنده اي بي ريشه مبدل مي گردد و همانند جلبكي مي شود كه در اعماق اقيانوس ريشه ندوانده باشد. اما بحث ديگر اين است كه نسل نو به انديشه و تفكر نو نياز دارد كه از كنه وجود اين ملت منبعث مي شود و مي تواند همگام با تحولات روحي اين نسل، تمايلات او را نيز از راه صواب بپروراند و به منزگاه حقيقي برساند. در اين مورد بايد بگويم خاستگاه هاي موسيقيدانان ما يكي است، ولي مصداق ها متفاوت است. در زمان ميرزاعبدالله از دست ندادن ملوديها و گوشه هاي دستگاه ها و مكتوب كردن ميراث غني گذشتگان، مصداق آثار قدما بوده و در زمان حال اين امر به صورت خلاقيت وابداع در بوجود آوردن نغمه هايي متناسب با احساسات و عواطف مردم امروز مصداق پيدامي كند. البته بايد بگويم خلاقيت و نوآوري توسط نسل جديد بايد تحت نظارت فرهيختگان اصيل اين مرز و بوم باشد و دلسوختگان راستين اين ملك نظاره گر محصول ذهن و پنجه نسل جديد به ويژه جوانان باشند. * اشاره اي به نسل جوان داشتيد. زبان گوياي فرهنگ و اصالت مردم ما، موسيقي اصيل ايراني است. پس دليل اينكه خيل عظيمي از جوانان گرايش به نوع غربي آن پيدا مي كنند، چيست من فكر مي كنم موسيقي ايراني تا به حال از تمامي امكاناتش استفاده نكرده است و در حقيقت نتوانسته شان و منزلت خويش را در ميان مردم ما به ويژه نسل جوان، آن طور كه بايد، پيدا كند. به قول استاد مشكاتيان، موسيقي سنتي، زميني است حاصلخيز و مستعد ولي كشاورز قابل مي خواهد تا از تمامي امكانات آن استفاده كند. آن كشاورزهاي قابل در زمان هاي گذشته هنر خود را معطوف به حفظ آثار و فرهنگ صوتي نفيس اين مرز و بوم كردند و چه خوب اين وظيفه را به سرمنزل مقصود رسانده اند. * به عقيده شما، تاثير رسانه هاي جمعي بويژه راديو و تلويزيون در جذب مخاطب جوان به موسيقي اصيل تا چه حد بوده؟ است فكر مي كنم نقش تخريبي روي روحيه جوانان نسل دارد جوان ايراني دنبال هيجان كاذب نيست كه ما بخواهيم در زمينه هاي موسيقي چه پاپ و چه سنتي و... ريتمهايي را به شنونده عرضه كنيم كه به هيچ عنوان بنيان و ريشه منطقي ندارد. يعني بايد نوعي موسيقي متفكر براي اين نسل پخش كرد كه بتواند بر دل بنشيند و جاذبه حقيقي داشته باشد، نه زودگذر و لحظه اي باشد و اين امر سواي از موسيقي غربي و شرقي اصيل نيست. * امروزه بسياري از هنرجويان مبتدي را مي بينم كه پس از گذران مدتي كوتاه در كلاسهاي درس و حتي در حالي كه هنوز كتب شيوه ابتدايي نوازندگي را به پايان نرسانده اند، از ادامه راه دست مي كشند، شمابه عنوان يك جوان كه حتي با تحصيل در رشته مهندسي به اين وادي جذب شديد، علت اين امر را در چه؟ مي دانيد اين امر به زعم من، باز مي گردد به شيوه تدريس اساتيد مربوطه. استاد فقط به معناي معلم درنواختن نيست. استاد بايد جنبه هاي معرفتي تعليم را نيز در نظر بگيرد. آنچه كه من از تاريخچه نحوه تدريس قدما دستگيرم شد، اين بود كه فرد فرهيخته اي چون ميرزا عبدالله مي دانست كدام شاگردش از قشر بي بضاعت است، لذا شهريه اي كه شاگردانش با وجود امتناع استاد از دريافت شهريه در گوشه زيرانداز وي قرار مي دادند، جهت كمك به اين شاگردان استفاده مي كرد. اين همان حسن سلوك معلم با شاگرد است. شايد در حال حاضر اين رفتار از بين رفته است. من وقتي سر كلاس درس موسيقي مي نشينم گويي سر كلاس درس دانشگاه هستم و استاد نيز از جوان هنرجو شاگرد پرورش نمي دهد بلكه از او بندگي مي خواهد كه خوب اين امر با مقتضيات روحي جوان امروزي سازگار نيست وباعث دلزدگي هنرجو مي شود.