Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790219-48093S2

Date of Document: 2000-05-08

انديشه عدم خشونت بهرام سياوش انديشه عدم خشونت في نفسه مي تواند محلي براي سرپوش گذاردن بر هراسها و كاستي ها و نفرتها و كژانديشي ها باشد. اما هرگاه انديشه عدم خشونت، ناشي از بلوغ روح باشد، با شجاعت و خيرخواهي، عدم داوري، فتوت و شفقت و عشق همراه خواهد بود. در اين حال، در نظر آدمي، تمام نمودها، جز آن روح كل نخواهد بود. در اين حال، عشق ورزي و خدمت بي چشمداشت به نمودها نه يك ترفند سياسي و ناشي از مصلحت انديشي، بلكه يك فعليت طبيعي خواهد بود. در اين فضا است كه دشمن به دوست بدل خواهد شد و انديشه عدم خشونت كه با جسارت خدمت و عشق ورزي بي چشمداشت قرين شده است، محلي از اعراب خواهد يافت و مستمسك مردمان بزدل قرار نخواهد گرفت. آري در اين راه مي بايست جسور بود اما نه جسور در كوفتن، بلكه جسور در تواضع، جسور در خدمت صادقانه به نمود آن ذهن كل، بي چشمداشت و بي مصلحت انديشي و سياست بازي. به عنوان مدعيان انديشه عدم خشونت، بايد بينديشيم كه نمود آن ذهن كل - باز هم به غلط، حريف، از چه واهمه دارد، چه تجربه تلخ و يا آموزش ناقص و مغلوطي، واهمه در او افكنده است. چگونه مي توان با تلاشي مستمر و هوشمندانه، غيرآمرانه، عاشقانه و فداكارانه، چنان تجارب شيريني از عشق و فداكاري براي او آفريد كه در عمل واهمه او كاهش يابد و به انديشه عدم خشونت ما معتقد شود. بي شك، اين واهمه است كه آدمي را از قناعت، صداقت، محبت و آشتي جويي دور مي كند. انديشه عدم خشونت، در كوير سترون عيبجويي، افشاگري، هتاكي و دغدغه هاي جانسوز - بازي نود دقيقه اي! - ثمر، نخواهد داد. گوته گفته است: وقتي با انساني، همانگونه كه هست رفتار مي كنيم، او را به كمتر از آنچه هست تنزل داده ايم، وقتي با او طوري رفتار كنيم كه گويي هم اكنون به آنچه بالقوه مي توانست باشد رسيده است، او را آنگونه كه بايد باشد، اعتلا بخشيده ايم. انديشه عدم خشونت، به زنان و مردان شجاع نياز دارد. انديشه ورزي با مردمان انديشه ورز متكي به پندار عدم خشونت، گرچه نيكوكار و دلپذير است، اما افتخاري محسوب نمي شود. افتخار، قرين زنان و مردان شجاعي است كه بي ادعا، بي قضاوت و تحقير به حريف مي نگرند، او را موجودي عقب افتاده و ناقص نمي پندارند و البته سوداي متقاعد كردن او را در سر نمي پرورانند زيرا اعتقادات مردمان از مجموعه عوامل تو در تو و پيچيده اي برآمده است. در اين حال، با پرورش روح فداكاري، عدم قضاوت و عشق ورزي به مردمان، اين واهمه است كه مغلوب تجارب شيرين - و نه نصايح شيرين - مي شود. بي شك، تجارب شيرين، برخاسته از اعمالي جسورانه و فداكارانه است. انبوهي اين فداكاري، در چندين نسل پياپي، جز نيكويي و اعتلاء جمعي، پيامدي نخواهد داشت. در اين حال، دموكراسي، نه به عنوان پنداري تحميلي و وارداتي، بلكه به عنوان جوشش و ثمره خودبخودي اعتلاء جامعه و همدلي ناشي از فداكاري و عشق ورزي - خاصه از سوي مدعيان انديشه عدم خشونت - بروز خواهد كرد و نهادينه خواهد شد. اشاره به نمونه اي از آن روح صلح طلب جسور كه در مهاتما گاندي تبلور يافته بود بي ترديد مفيد به حال ماست: در اوج اعتصابات ميليوني استقلال طلبانه هندوستان، تني چند از پارسيان متمول هند، به همدستي با انگليسي ها برخاستند و اعتصابشكني كردند. عده اي از اعتصابيون با توسل به خشونت، در پي تنبيه پارسيان برآمدند. به مجردي كه گاندي از اين واقعه با خبر شد، شخصا اعتصابات را در سرتاسر هند ملغي كرد و اعلام نمود تا زماني كه ملت هند به بلوغ روحي كافي نرسيده باشد و انديشه عدم خشونت توام با شفقت و مهرورزي به حريف خشونت طلب را ذاتي روح خود نكرده باشد، شايسته تر آن است كه دست از مبارزه بشويد. از سوي مفسران، اين اقدام گاندي در آن زمان، يك خودكشي سياسي محسوب مي شد. امروزه مي دانيم كه اعتلاء روح ملت هند و دستاوردهاي خيره كننده ساليان بعد، در همين تفكر نهفته بود. من و تو جزيي غيرقابل تفكيك از آن روح اين عالميم است منظر آسماني ايران ما، منظري كه در مقطع هاي مختلف بويژه در روز دوم خرداد 1376 ميليونها نفوس در ايران و سراسر جهان آن را تجربه كردند خداوند، جز فداكاري، و عشق ورزي، شعف راهي برايمان نگذارده است.