Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790218-48078S2

Date of Document: 2000-05-07

پيام مديريت سازماندهي - اصول 3 سازماندهي (Organizing of Principales) هانري فايول و علماي ديگر مديريت، براي سازماندهي، اصولي را مترتب كرده اند، كه در اينجا به بعضي از آن اصول اشاره مي شود: - 1 اصل وحدت هدف (objective Unityof): اين اصل اشاره به وجود هدفي مشترك در بين آحاد مختلف سازمان و افراد آن دارد. ساختار نيز بايستي تحصيل هدف را براي پرسنل سازمان تسهيل سازد. - 2 اصل كارايي (Efficiency):سازمان نبايستي داراي هزينه هاي غير معقول باشد و بايد به صورت كارآ ( بهره ور ) عمل كند فرمول كارآيي E مساوي O بر روي I است كه در آن E كارآيي، O خروجي و I ورودي است. عدد حاصله، حتما كمتر از يك است. ولي هر سازماني كه كارآيي آن نزديك به يك باشد، نشان دهنده آن است كه از عوامل سازماني به نحو موءثري استفاده مي شود. - 3 اصل حيطه فرماندهي (Management of Span):اين اصل براساس اين كه يك فرد مي تواند تعداد محدود و معدودي را به طور موءثر و مفيد هدايت كند، بيان شده لذا است براساس اين اصل، به فرض موفقيت يك مدير در اداره يك مدرسه راهنمايي، نمي توان همزمان مديريت دبيرستان همجواري را نيز به او سپرد; يا يك فرمانده لشكر، در عين حال نمي تواند فرمانده لشكرهاي متعدد باشد. يا مدير عامل يك كارخانه نمي تواند عضو هيات مديره پنج شش شركت ديگر نيز باشد. - 4 اصل حوزه عمليات يا اصل زنجيره عمليات (Scalar Cham): اين اصل، در خصوص مشخص و روشن بودن اختيارات حوزه عمليات افراد و دپارتمانها در سازمانها سخن مي گويد. - 5 اصل تفويض اختيار (Auttority of Delegation):يكي از اصول اساسي سازماندهي است كه به خصوص در نظامهاي نوين مديريت از جمله مديريت مشاركتي بر آن تاكيد مي شود. اين اصول مي گويد بايستي اختيار به اندازه كافي داده شود تا نتيجه مناسب حاصل گردد. - 6 اصل مسئوليت مطلق (Responsibility of Absolutness ): طبق اين اصل از اصول سازماندهي، مقام مافوق نمي تواند و نبايستي از مسئوليت فرار كند. به عبارت ديگر، تفويض اختيار، نمي تواند رفع مسئوليت كند. - 7 اصل موازنه مسئوليت و اختيارات ( ParityAuttority of. Respo of):اختيارات و مسئوليت، بايد به اندازه و موازات هم باشند. يعني اگر به كسي مسئوليت داده شود، ولي اختيارات متناسب با آن اختصاص نيابد، بي فايده خواهد بود. - 8 اصل وحدت فرماندهي (command of Unity): طبق اين اصل كه تقريبا فعلا منسوخ شده يك است، نفر نمي تواند به دو نفر گزارش بدهد و از دو نفر دستور بگيرد. همانطور كه گفتيم، از لحاظ تاريخي، اين اصل، جزو اصول كلاسيك سازماندهي است. - 9 اصل سطوح اختيارات (Level Authority):بايد اختيارات داراي سطوح مختلفي باشند و به تدريج بيشتر شوند، تا بتوان در افراد، با تشويق به قبول مسئوليتهاي جديدتر (با دادن اختيارات بيشتر ) ايجاد انگيزه كرد. - 10 اصل تقسيم كار (work of Divisiun):تقسيم مشاغل موجود در سازمان، به طوري كه فرد انجام دهنده از عهده انجام آن برآيد. تقسيم كار، براساس تخصص انجام مي گيرد. - 11 اصل تعريف وظايف (Difinication Functional):اين اصل كه همان مبحث مهم شرح وظايف يا شرح شغل را بيان مي كند، به دنبال آن است كه توضيح و تعريف مشخص در مورد وظايف مربوطه به هر شغل و وظايف مورد انتظار كاركنان در هر يك از گروهها و محيطهاي سازماني را ارائه دهد، تا تداخل در امور، پيش نيايد. - 12 اصل تفكيك ( Sepration): درسازماندهي يك مدير يا سرپرست، نبايستي گزارشات و پيشرفت كارهاي افراد و دپارتمانها را به يكديگر بدهد، مگر آن كه به يكديگر مربوط باشند. - 13 اصل تعادل و موازنه (Balance): در اختيارات و مسئوليتها، پرسنل و توان كاري، بودجه و حجم فعاليتها و كلا تمامي عواملي كه دوبه دو به يكديگر مربوط مي شوند، بايستي تعادل و موازنه برقرار باشد. - 14 اصل قابليت انعطاف ( Flexibility): طبق اين اصل از سازماندهي، ساختار سازماني بايد به صورتي پويا طراحي شده و قابليت انعطاف پذيري را داشته باشد، مديري كه بر يك ساختار سازماني هميشگي و تقسيم وظايف دايمي تاكيد فراوان كند، جز ناكامي، چيز ديگري نصيب او نخواهد شد. - 15 اصل تسهيلات رهبري (facilities Leadership):طبق اين اصل از اصول سازماندهي، سازمان و ساختارآن بايستي به طريقي طراحي شود تا مديران را نسبت به وظايف و مسئوليتها آگاه سازد و ضمنا تسهيلات لازم را براي رشد در سازمان بوجود اين آورد اصل مي گويد بايد تسهيلاتي در كليه شئون براي مديران و رهبران هم در امور اداري و هم در امور شخصي - فراهم شود تا ديگران نيز به رشد و پذيرش مسئوليت ترغيب شوند. * مرتضي مجدفر