Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790218-48075S1

Date of Document: 2000-05-07

وقتي شما بيش از حد خجالتي هستيد! گريس 32 ساله در يك رستوران در شهر نيوجرسي نشسته و مشغول خوردن ناهار است و اين خود يك معجزه است. شايد اين موضوع براي ما چندان قابل توجه نباشد اما براي خود او نوعي دستاورد محسوب مي شود. در طول سالهاي مدرسه گريس هيچگاه نتوانست در كافه - تريا غذا بخورد چون احساس مي كرد نگاههاي همكلاسيهايش دارد او را سوراخ مي كند. زماني كه در دهه 20 سالگي به سر مي برد حملات ناشي از اين نوع وحشت بي اساس به او ضربه زيادي وارد كرد و او دانست كه در يك وضعيت غيرعادي رواني به سر مي برد كه اضطراب اجتماعي ناميده مي شود و به اصطلاح روانشناسان به جمع هراسي نيز معروف است، عليرغم يك بهبودي نسبي كه در اثر استفاده از دارو و روان درماني در او ايجاد شد، او هنوز مشكل دارد. او در اين باره مي گويد: من مي خواستم شخصيتي متفاوت با آنچه هستم باشم و در مكاني ديگر زندگي كنم. در حالي كه اين مشكل به من اجازه چنين كاري را نمي دهد. كمرويي يكي از ويژگيهاي بشر است كه در همه جاي دنيا وجود دارد، تقريبا همه دچار حمله هايي از آن مي باشند و نيمي از دانشجويان كه مورد نظرخواهي قرار گرفته اند خود را خجالتي توصيف مي كنند. اما بر طبق يك نظرخواهي ملي، از ميان هر هشت نفر، تنها يك نفر آنقدر خجالتي است كه بتوان گفت دچار جمع هراسي فرد مي باشد مبتلا حتي در طول برخوردهاي بسيار معمولي نيز ممكن است دچار مشكل شود و در چنين حالتي قلب تندتر مي تپد، كف دستها عرق مي كند، دهان خشك شده، كلمات از ذهن محو مي شوند، افكار پريشان شده و شخص مي خواهد هرچه زودتر از اين وضعيت اين بگريزد نوع جمع هراسي بعد از افسردگي و اعتياد به الكل، سومين اختلال رواني معمول در ايالات متحده محسوب مي شود. بعضي از اين افراد از استفاده از دستشويي هاي عمومي امتناع مي كنند و يا با تلفن عمومي صحبت نمي كنند. بعضي ديگر در مقابل رئيس خود يا جنس مخالف ساكت مي مانند و نمي توانند صحبت كنند. در نهايت اين افراد يك زندگي معتكفانه پيش مي گيرند و تقريبا از هرگونه تماس با ديگران دوري مي جويند. حالت وخيم تر: علائم بيماري جمع هراسي از زمان بقراط مورد توجه قرار گرفت با اين وجود تا سال 1980 اين بيماري در حيطه روانشناسي جايگاهي نداشت. امروزه روانشناسان پيش بيني مي كنند كه گسترش فرهنگ اينترنت در جامعه باعث شود كه كمرويي در افراد به شكل حادتري بروز كند. فيليپ حجازيمباردو، پروفسور روانشناسي دانشگاه استنسفورد معتقد است: اگر پيشتر از اين مردم اندكي خجالتي بودند حالا فرصتي برايشان پيش آمده كه كمتر با ديگران ارتباط برقرار كنند و اين مساله موجب مي شود كه كمرويي در آنها به شكل حادتري بروز كند. همه انسانها بطور ذاتي تمايل به كمرويي دارند، با اين حال راه حل اين مشكل را نبايد در علم زيست شناسي جستجو نمود. جرموكاگان، محققي از دانشگاه هاروارد نشان داده است كه در حدود 16 هفتگي بچه ها تمايل خود را به كمرويي يا اجتماعي بودن ابراز مي كنند. تقريبا از ميان هر 5 كودك يكي از آنها وقتي با چيز جديدي برخورد كند دست و پا مي زند و گريه مي كند، در حاليكه ديگران دست خود را دراز مي كنند تا با غريبه تماس برقرار كنند يا شي ء جديد را بگيرند، هر چند بعضي بچه هاي كمرو ممكن است بعدها معاشرتي بشوند و بچه هاي اجتماعي بعدا خجالتي و يا حتي بزرگسالاني جمع هراس بشوند. تجربيات زندگي بر مغز انسان اثر مي گذارد و به مرور زمان كم و بيش فرد را كمرو مي نمايد. روانشناسان معتقدند كه مغز انسان جزئيات ( مكان، زمان، فضا ) يك حادثه تلخ را نشانه هايي براي بروز ترس تلقي مي كنند. مثلا وقتي كودكي با تحكم معلم خود مواجه مي شود تا مدتي بعد هر بار، هنگام ورود به كلاس عصبي مي شود، در بعضي موارد مغز آنقدر خوب كار مي كند كه ديدن هر كلاس و معلمي آن حادثه را براي فرد تداعي كرده او را عصبي مي نمايد. بنابر عقيده موريارين، روانكاو دانشگاه پنسيلوانيا، در اين موارد بهترين شيوه برخورد اين است كه بچه ها از يادآوري اين گونه موضوعات خودداري كنند و سعي كنند آن را به فراموشي بسپارند. آنها ممكن است از بودن با دوستانشان امتناع كنند و فقط با افراد مشخصي صحبت كنند يا به مدرسه نروند كه البته با اين كارها توانايي برآمدن از عهده وظايف را در خود كاهش مي دهند، در اين صورت بايد سعي نمود كه آنها رفتار صحيح اجتماعي را بياموزند. تاثير والدين: والدين ريزبين مي توانند كودك خود را طوري تربيت كنند كه بتواند بخوبي از عهده كارها برآيد اما والدين دلرحم معمولا فرزند، خود را ترسو بار مي آورند. ريچارد مدير هايمبرگ، يك كلينيك در دانشگاه تمپل فيلادلفيا، مي گويد: اگر پدر و مادرها از برخوردهاي اجتماعي دوري بجويند و دائم نگران اين مطلب باشند كه همسايه ها در مورد آنها چه فكري مي كنند براي كودك آنها اين تصور بوجود مي آيد كه دنيا پر از ترس و تحقير و خفت است. عارضه جمع هراسي در نيمي از افراد مبتلا بدان در حدود سن سالگي 8 مشاهده مي شود و در برخي ديگر در سنين بزرگسالي. بعضي افراد يك مشكل ناشناخته دارند كه وقتي در يك مكان عمومي مانند محوطه دانشگاه و محل كار حضور مي يابند، خود را نمايان معمولا مي سازد زنها بيشتر از مردها در جمع دچار اضطراب مي شوند شايد به اين دليل كه كمرويي در مردان ناپسنده تر است و اغلب مردها براي حل مشكل خود به دنبال چاره مي گردند. جمع هراسي به استيوفاكس در دوران دبيرستانش ضربه زيادي زد، طوري كه دخترها با هم در سلام كردن به او مسابقه مي گذاشتند زيرا از تماشاي او كه در اين مواقع مثل لبو قرمز مي شد لذت مي بردند. او در كلاس صحبت نمي كرد و هيچگاه با كسي قرار ملاقات نگذاشت حتي هنگامي كه از مقابل ديگران مي گذشت كف دستانش از عرق خيس مي شد. وقتي استيو 19 ساله شد پدرش كه ديگر احساس نگراني مي كرد در جستجوي يك معالج برآمد و اندكي بعد جلسات روان درماني و استفاده از دارو حال او را بهبود بخشيد. اكنون فاكس 24 ساله به تازگي در برابر 1700 نفر سخنراني كرده است. او همچنين با يكي از سردسته هاي دختراني كه او را مسخره مي كردند ازدواج نمود. وقتي فردي كه دچار جمع هراسي است براي معالجه به افراد متخصص مراجعه مي كند، آنها معمولا چند ماه اول را به رفتار درماني اختصاص مي دهند. منظور از اين كار مبارزه با چيزي است كه ايساك تيليم، روانكاو، آن را هسته عقلاني جمع هراسي مي نامد: يعني اين توهم كه ديگران در مورد شما قضاوت منفي دارند و پيامد آن چيزي جز تحقير و خفت نيست. يك خانم خانه دار اهل كنتاكي مي گويد: من از رفتن به مهماني ناهار با كساني كه واقعا به آنها علاقه مندم خودداري كردم. من واقعا دوست داشتم در آن مهماني شركت كنم، اما احساس كردم وقتي ما در كنار هم باشيم آنها از اينكه مرا دعوت كرده اند پشيمان خواهند شد و مرا ترك خواهند كرد از طريق روان درماني، بيماران آموختند كه چگونه واقعيتها را جايگزين افكار غلط نمايند و در جستجوي علت اصلي هراسي باشند كه چنين باعث مختل شدن زندگي شان شده بود. شايد مخفي ترين نوع بيماري جمع هراسي احساس بيهودگي و استيصال باشد كه معمولا ناشي از وحشت و نگراني است. تقريبا همه در اولين دقايق سخنراني خود چنين احساسي دارند اما در بيشتر موارد اين احساس زود فروكش مي كند. در صورتي كه اين حالت در فردي كه دچار جمع هراسي است ممكن است حدود 1 ساعت به طول بينجامد. معالجان اغلب به چنين بيماراني مي آموزند كه خود را در شرايطي كه باعث بروز اين حالت در آنها مي شود قرار دهند تا برايشان مسلم شود كه هيچ اتفاق بدي به وقوع نمي پيوندد. ملاقات با غريبه ها: مليندا استنلي، پروفسور روانكاو و علم رفتار دانشگاهي در هوستون، ابتدا بيماران خود را براي معالجه به يك سالن عمومي مي برد و آنها با ايستادن در مقابل تعدادي از مردم اندكي صحبت مي كنند، استنلي مي گويد: گاهي صحبت آنها طولاني مي شود و اين در حالي است كه ضربان قلبشان به حالت عادي بازگشته و ديگر برايشان مطرح نيست كه حضار راجع به آنها چه فكري مي كنند. برخي روانكاوان از بيماران خود مي خواهند در مكانهايي، مانند سالن نشيمن يك هتل، كه باعث بروز اضطراب در آنها مي شود بيشتر حضور پيدا كنند. معالجان همچنين سعي مي كنند به بيماراني كه از صحبت كردن با ديگران پرهيز مي كنند بياموزند كه چگونه روحيه معاشرت با ديگران را در خود تقويت كنند. وقتي افراد كمرو در مكانهاي عمومي به آشنايان برخورد مي كنند به آنها سلام نمي كنند و سعي دارند كه مكالمات را تا حد ممكن كوتاه كنند و سئوالات ديگران را با يك كلمه پاسخ مي دهند. ريك رابين 32 ساله فردي است كه جمع هراسي او باعث شد تا دانشگاه را ترك كند اما حالا پس از طي يك دوره درمان چنين مي گويد: حالا مي دانم اگر فردي به اولين جمله اي كه مي گويم علاقه نشان نداد نبايد فورا او را ترك كنم، من هنگام صحبت با ديگران معمولا چيزهايي در ذهنم مي گذرد و وقتي شروع مي كنم بالاخره يك موضوع معمولي براي صحبت پيدا مي كنم و اضطرابم برطرف مي شود. برناردوجي. كارلوسي، سرپرست موءسسه تحقيقاتي كمرويي دانشگاه اينديانا، معتقد است يك روش موءثر براي درمان كمرويي اين است كه شخص كاري كند تا نگاههاي ديگران بر او متمركز نباشد. كارلوسي بيمارانش را به آشپزخانه ها، بيمارستانها و پرستارخانه ها مي فرستد تا آنها حس كنند كه جلب توجه نمي كنند. ريك رابين ( بيمار ) مي گويد: اين روش بسيار موءثر است چون بيمار مي بيند كه ديگران چقدر خجالتي هستند و ديگر احساس نمي كند كه با بقيه تفاوت دارد و تنهاست. در موارد حاد استفاده از دارو مي تواند ثمربخش باشد گرچه داروي قطعي براي اين بيماري هنوز شناخته نشده است. در حال حاضر معمولي ترين داروهايي كه در اين زمينه مورد استفاده قرار مي گيرد، داروهاي ضدافسردگي هستند كه به SSRIS معروفند. Paxilمصرف در SSRIS نيمي از بيماران باعث بهبوديهاي چشمگيري شده است. تبابلاكر، نوعي داروي قلب، نيز به افراد كمك مي كند تا در مواقع ضروري بر اضطراب خود غلبه كنند اما اين دارو در درازمدت عمل مي كند. لين هندرسون سرپرست كلينيك كمرويي در منلوپارك ( كاليفرنيا ) از اينكه داروها اغلب اثر موقتي دارند ابراز نگراني مي كند و مي گويد: به محض اينكه بيمار استفاده از دارو را قطع كند به وضعيت پيشين خود بازخواهد گشت. مطالعات نشان داده است در طي يك دوره بلندمدت، روان درماني باعث بهبود فرد خواهد شد. بسياري از روانكاوان تاكنون اظهار داشته اند اگر افرادي كه دچار جمع هراسي هستند بتوانند هراس بي جهت را در خود مهار كنند مسلما گامهاي موءثري در جهت ساختن دنياي بهتر خواهند برداشت. بسياري از شخصيت هاي محبوب دنيا در طول تاريخ افرادي كمرو بوده اند كه از جمله آنها مي توان النور روزولت، آلبرت اينشتين و رابرت فراست را نام برد. كمرويي از نوع خفيف معمولا با خصوصياتي نظير احساس همدلي، ذكاوت، شم تشخيص و احساساتي بودن توام است، يعني ويژگيهايي كه اصلا لازم نيست به خاطر آنها خجالت بكشيم. منبع: ريدرز دايجست مترجم: ماندانا مهرگرايي