Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790217-48066S4

Date of Document: 2000-05-06

تعريف ابتدايي برخي مفاهيم فلسفي هنوز انجام نشده است گفت وگو با حسينعلي نوذري مترجم دو كتاب مدرنيته و مدرنيسم و پست مدرنيته و پست مدرنيسم اشاره; مدرنيته و مدرنيسم و پست مدرنيته و پست مدرنيسم عنوان دو كتابي است كه با كوشش حسينعلي نوذري و از سوي انتشارات نقش جهان، روانه بازار نشر شده است. ويژگي مهم اين دو اثر در اين است كه اكثر قريب به اتفاق مفاهيم و مباحث اين حوزه مهم فكري را در خود گردآورده است. با مترجم اين اثر كه علاوه بر آشنايي لازم به اين مباحث نزديك به 16 سال وقت و انرژي خود را صرف به گزيني مقالات منتشره در اين حوزه نموده است، گفت وگويي انجام داديم كه مي خوانيد. كتاب مدرنيته و مدرنيسم در 750 صفحه و پست مدرنيته و پست مدرنيسم در بيش از 800 صفحه به چاپ رسيده است. نوذري در آينده نزديك صورت بندي مدرنيته كه تاملات وي در مفهوم مدرنيته است و نيز ترجمه فلسفه تاريخ را انتشار خواهد داد. * در ابتدا از انگيزه خود براي گردآوري و ترجمه اين دو كتاب؟ بگوييد * دليل اصلي ترجمه اين دو اثر، خلايي بود كه در تعريف و مشخص ساختن بسترهاي نظري پديده هاي مدرنيته، مدرنيسم و پست مدرنيته و پست مدرنيسم در كشور وجود داشت. خواننده اگر به منابع و آثاري كه در اين حوزه ها به فارسي ترجمه شده رجوع كند، نمي تواند تصويري دقيق و روشن از محدوده ها و دامنه هاي معنايي، زماني - مكاني اين مفاهيم به دست بياورد. به عبارت دقيق تر، مخاطبان وقتي با اين مفاهيم برخورد مي كردند، حتي از تعاريف ابتدايي آن نيز عاجز بودند و ضمن آن كه ماهيت اين جريانات در خود غرب به گونه اي بود كه آشفتگي ها و خلطهاي معنايي را دامن مي زد. البته اين آشفتگي ها در پديده مدرنيسم بومي ما وجود ندارد، اما در مغرب زمين كه خاستگاه و منشاء اين مفهوم است، چنين آميختگي هايي وجود داشته و دارد. چنان كه برخي آغاز مدرنيته را از عصر روشنگري و برخي ديگر از قرن نوزدهم به بعد و گروهي نيز منحصر در قرن بيستم مي دانند. همچنان كه بسياري معتقدند مدرنيته ريشه اي طولاني مدت دارد و نمي توان با توجه به تاثيرات و دستاوردهايي كه داشت، آن را در زماني خاص محدود كرد. من در كتاب تازه اي كه در دست تاليف دارم - با عنوان صورت بندي مدرنيته - آورده ام كه صورت بندي مدرنيته برروي چهارستون استوار است و آن چهار ستون، رنسانس، رفرماسيون، عصر روشنگري و در نهايت انقلاب صنعتي است. * به نظر مي رسد اين خلط معنايي هم اكنون هم حضور؟ دارد * دقيقا بسياري، به اشتباه يا به عمد، مدرنيته و مدرنيسم را به جاي هم به كار مي برند، در حالي كه اين دو مفهوم علاوه بر تفاوتهاي نحوي تفاوتهاي كاركردي و مفهومي نيز دارند. من براي روشن كردن اين مفاهيم در ذهن خواننده، مقالات اساسي حدود 100 منبع را انتخاب و ترجمه كرده ام. اگر چه ذكر اين نكته را باقي نگذارم كه در تهيه اين مقالات، دوستان فراواني ياري ام رساندند به خصوص وقتي مي فهميدند كه حدود 16 سال در فكر جمع آوري و ترجمه آنها بوده ام. * هم اكنون در بخشي از محافل روشنفكري ايران اين گونه مباحث رواج و رونق فراواني يافته است در اين باره چه نظري؟ داريد * از جمله خصلتهاي نه چندان مثبت جامعه ما اين است كه با يك مفهوم برخورد شتابزده و عجولانه اي صورت مي گيرد; گروهي سريع به نفي و گروهي ديگر با همان سرعت به گرته برداري ناشيانه از اين مفاهيم دست من مي يازند در مقدمه پست كتاب مدرنيته و پست مدرنيسم به اين مساله اشاره كردم و گفته ام كه سخن در اين باره به قدري رواج پيدا كرده كه هر فرد بي مطالعه اي نيز خود را محق به اظهار نظر در اين باره مي داند. براي توجه علاقه مندان به اين گونه مباحث كه گمان مي برند، خواندن دو مقاله يا شنيدن چند سخنراني مي تواند، اين مفاهيم پيچيده را براي آنها جا بيندازد خاطره اي از ميشل فوكو را نقل مي كنم. باري اسمارت وقتي از فوكو كه عمري را در شناخت اين مفاهيم صرف كرده مي پرسد كه: پست مدرنيته؟ چيست فوكو بدون ذره اي تفرعن و اظهار فضل مي گويد: من هنوز مفهوم مدرنيته را نمي دانم، چه رسد به پست مدرنيته. * در اين اثر، از چه متفكراني سخن رفته است و آخرين نوشته ها مربوط به چه سالي؟ است * ابتدا از پاسخ بخش دوم سوءالتان شروع كنم كه منابع مورد استفاده بنده عمدتا تا سالهاي پاياني دهه نود را شامل مي شود چنانكه يكي از مقالات آن مربوط به سال 1999 است. در هر كدام از اين دو جلد يكي، دو مقاله تاليفي نيز آورده ام. اما در اين دو كتاب مقالاتي از زيگمون بامن، توني پنيكسني، تام باتامور، آنتوني گيدنز، يورگن هابرماس، مارشال برمن، چارلز جنكز، ديويدهاروي، روي بون و بيش از تن 40 ديگر از بزرگان فكري و فرهنگي غرب را آورده ام.