Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790217-48065S1

Date of Document: 2000-05-06

والدين چگونه با نوجوانان رفتار؟ كنند بهداشت رواني دوران نوجواني و بلوغ نوجوانان مي خواهند ثابت كنند كه مي توانند روي پاي خود بايستند و خواسته هاي خود را به مرحله عمل درآورند دوران نوجواني هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدين، از قديم، دوراني دشوارتر از سالهاي كودكي قلمداد شده است. نوجواني و بلوغ را مي توان يكي از مهمترين دوره هاي زندگي دانست كه از نظر فيزيولوژيكي، فيزيكي و رواني و اجتماعي تحولات عميقي را در فرد ايجاد مي كند. به همين جهت دوران نوجواني مرحله پركشمكش و گاه دشوار زندگي است. چرا كه درست در زماني كه نوجوان با سرعت بي سابقه اي بلوغ جسماني را مي گذراند، اجتماع از او مي خواهد كه مستقل باشد، روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغيير دهد و سازگاري جنسي و آمادگي شغلي داشته باشد. نوجوانان علاوه بر كنار آمدن با همه اين تحولات و تغييرات رشدي بايد بكوشند تا هويتي براي خود كسب كنند - پاسخي شخصي براي اين سئوال قديمي بيابند كه من؟ كيستم از نظر بهداشت رواني شناخت اين تغيير و تحولات بخصوص درآن قسمتها كه تغييرات چشمگير در رفتار و كردار نوجوانان آشكار مي گردد بسيار پراهميت بوده و آموزش بهداشت رواني و آماده ساختن نوجوانان، پدران و مادران با مسائل و مشكلات مربوط به اين دوره از زندگي امري است كه مورد قبول همه روانشناسان و روانپزشكان قرار گرفته است. عدم آشنايي و توجه به تغييرات رواني در اين دوره ممكن است منجر به بروز مناقشات خانوادگي و اجتماعي شده و منشا بسياري از انحرافات اخلاقي، پناه به اعتياد، دزدي و انواع بزهكاري و تبهكاري در نوجوانان گردد. معمولا اكثر پزشكان وقتي پسر يا دختري را مورد معاينه قرار مي دهند فقط به سلامت جسمي او توجه مي كنند، همچنين معلمين مدارس نيز مرتكب چنين اشتباهي شده و بجاي توجه به رفتار و عكس العملهاي كودك يا نوجوان فقط توجه به رشد جسماني، پيشرفت تحصيلي و معدل وي دارند و كمتر به مشكلات عاطفي و رواني نوجوان توجه مي كنند، و اين واقعيتي بس تاسف انگيز مراقبت مي باشد از رشد رواني نوجوان ازنظر پزشكان، والدين و آموزگاران امري ضروري است. مسائل و رفتارهاي سنين بلوغ را، با توجه به مقياسهاي رواني خاص، به مراحل يا دوره هايي تقسيم كرده اند. براي نمونه دوره نوجواني به ترتيب به سن تضادها سن، گروهها سن تخيل و روءيا و سن مشكلات و مسائل تقسيم شده اما است اين نوع تقسيم بنديها رضايت بخش نيستند. زيرا اين مراحل در تمام نوجوانان و همچنين فقط در افراديكه در سن نوجواني هستند اتفاق نمي افتد و مي تواند در سنين ديگر نيز رخ دهد. خصوصيات رفتارهاي عام در نوجواني براساس مطالعات روانشناختي بعمل آمده خصوصياتي مختص سنين بلوغ و نوجواني است و برحسب شرايط خارجي به شكلهاي گوناگون و با شدت كم و بيش زياد رخ مي نمايند. اينك به بررسي اين خصوصيات مي پردازيم: طغيان عليه والدين و محيط براي ترك كردن دوره كودكي، يعني ترك آنچه ديگر نيست، و به منظور اثبات وجود خود به منزله يك فرد مستقل، نوجوان شروع به مخالفت با والدين مي كند. آنها محدوديتهاي كوچك و گاهي درست و غلط را كه والدين بمنظور حفظ نوجوانشان ايجاد مي كنند براي خود بزرگ جلوه مي كنند و آنرا كنشي بر عليه استقلال خود مي دانند. حال آنكه نوجوانان عزيز بايد به اين امر واقف باشند كه اعمال برخي از محدوديتها براي آنها از طرف والدين ضروري و لازم است. نوجوانان براساس احساسات خود و شرايط حاكم بر بلوغ خود قرار دارند. ولي والدين دوستدار فرزندانشان هستند و با تجاربي كه در طول زندگي كسب كرده اند بهتر مي دانند كه بايد برخي محدوديتها را براي آنان قائل باشند. البته اعمال اينگونه رفتارها از طرف والدين گاهي اوقات بصورت افراطي جلوه گر مي شود و اين امر موجب احساس محدوديت شديد و عدم استقلال در نوجوان مي گردد و باعث مي شود كه وي بر عليه پدر و مادر طغيان كند و بالجبازيهاي خود آينده مخاطره آميزي را رقم بزند. در اينجاست كه والدين نيازمند اطلاعاتي در زمينه ويژگيهاي نوجوانان خود هستند تا بتوانند با شناختي بهتر برخورد و رفتاري مناسبتر داشته باشند و آينده روشني را براي فرزند خود ايجاد نمايند. اثبات وجود نوجويي نوجويي و نياز به نو شدن يكي از مظاهر بحران بلوغ نوجواني مي باشد، كه به اشكال گوناگون بروز مي كند: در شيوه لباس پوشيدن، طرز رفتار، دراستعمال لغات و اصطلاحات مخصوص در خط، در افكار و... نوجوان خود را متفاوت ازآنچه بوده حس مي كند همچنين خواهان آن است كه متفاوت از ديگران يعني بزرگسالان باشد. نوجويي در آرايش ظاهري، تنها از نياز به اثبات وجود مشخص كردن خودناشي نمي شود، بلكه در عين حال گوياي مطلب ديگري نيز است! توجه نوجوان به جسم خود. بطور كلي و در تمام اين جستجوها مي توان يك مطلب واحد را يافت، تلاش نوجوان براي اثبات وجود خود بعنوان يك شخصيت واحد و ممتاز، در خلال كليه اين كوششها او براي خود هويت و شخصيت مي سازد. افزون بر اين، موضوع قابل استنباط ديگر از اين امور، خودشيفتگي و خودپرستي زياده ازحد خاص نوجواني است. بهمراه احساس اين عدم امنيت و ابهامي كه درباره ماهيت وجودي خود احساس مي كند. بحران هويت نوجواني اريكسون در مورد نوجواني به دو امر توجه داشت: يكي تغييرپذير بودن نوجواني در رابطه با كيفيت حل بحرانهاي پيشين و ديگري تاكيد بر حل بحران هويت شخصي است، به ديگر سخن مساله مهم نوجوان حل بحران هويت شخصي است. مفهوم خود يعني تصويري كه از خودمان داريم و تصويري كه ديگران از ما دارند، تشكيل دهنده اساس شخصيت بزرگسالي اگر است اين بنياد قوي و محكم باشد، يك هويت شخصي استوار و منسجم و يكپارچه از آن منتج مي شود، چنانچه اين بنياد محكم و قوي نشود، هويتي شكل مي گيرد كه اريكسون آنها را هويت گنگ و مبهم يا آشفته مي نامد. شخصيتهاي گنگ و آشفته همچون بيگانه هايي هستند در سرزمين مادري خود، بدون ريشه، بدون تاريخ، گيج در ميان گذشته و آينده يا به عبارت بهتر يك انسان از خود بيگانه. از نظر اريكسون تمدن غرب به علت ويژگيهاي خود مانع ازآن مي شود كه نوجوان بتواند به آساني بحران هويت را حل كند و به يك هويت شخصي استوار دست يابد. فرهنگهاي صنعتي موجب طولاني شدن دوره نوجواني مي شوند كه بدين ترتيب حاشيه اي شدن زندگي نوجوان را درپي دارند. ازنظر اريكسون نوجوان براي ساختن هويت خود، در يك زمان با دو گروه از امور درگير است. او مي بايست هم با تغييرات دروني شناختي و بدني خود سازگار شود و هم در همان زمان، ناگزير ازسازگاري با مجموعه اي از نظام بخشها و نظامهاي بيروني و خارجي است. او مي بايستي باتمام اين مسائل درگير شود، اگر دگرگونيها را پشت سر گذارد و از خلال آنها هويت خود را بسازد و از سلطه بزرگسال خارج شود. به دليل همين دگرگونيهاي فراوان و همه جانبه ورود به مرحله نوجواني براي وي مانند ورود به كشوري بيگانه است كه نه با زبان و نه با آداب و رسوم و فرهنگ آن كشور آشناست. در اين راستا مي بايستي راهنماي خوب براي او وجود داشته باشد كه با درك و فهم راه درست به هدايت او به سمت حل سردرگمي هايش بپردازد و او را به مقصد كه همانا خوشبختي و سلامت است برساند. در اين گذر چه كساني مي توانند اين سكان را بدست گيرند، مسلما مي توان گفت كه والدين نزديكترين كساني هستند كه مي توانند عهده دار هدايت اين كشتي در درياي بيكران و توفاني باشند. نوجوان بمانند كشتي مي ماند كه در دريايي نامتناهي و پرجوش و خروش و مواج قرار گرفته و نمي داند كه با طوفانهاي پرخروش به كدامين سو حركت كند تا به مقصد برسد. پس دراينجا ناخدايي نياز دارد كه با داشتن علم و تجارب قبلي اين كشتي را از سرگرداني نجات دهد و به مقصد اصلي خود برساند. والدين دقيقا مي توانند در مورد نوجوان خود نقش ناخداي كشتي را ايفا كنند. والدين و اميال و آرزوهاي نوجوانان نوجوانان رفتارهاي ويژه اي از خود نشان مي دهند كه همگي كوششي براي اثبات شخصيت خود و بدست آوردن استقلال در كارها به منظور فرار از تسلط پدر و مادر است. نوجوانان مي خواهند ثابت كنند كه مي توانند روي پاي خود بايستند و خواسته هاي خود را به مرحله عمل درآورند. اين عكس العملها همه طبيعي هستند و اگر رفتارهاي نوجوان سوءتعبير گردد، بد تلقي شود، موج سرزنش و حتي مواخذه و تنبيه كودك را ايجاد كند به نابسامانيهاي عاطفي منجر شده و نوجوان به راههاي انحرافي و ضد اجتماعي كشانده مي شود. والدين اكثرا اميال و آرزوهاي نوجوانان را در مقام يك شخصيت مستقل درك نمي كنند و با وجودي كه ظاهرا از رشد كودك خود خوشحالند در باطن ميل ندارند كه تسلط خود رابر فرزندان از دست بدهند. پدران و مادران تصور مي كنند كه معاشرين فرزندان آنها از نظر رفتار و اخلاق منحرف بوده و شايسته همسازي و همزيستي نيستند. اين اختلاف سليقه ها موجب مشاجرات بين پدر و مادر ازيك طرف، فرزندان از طرف ديگر شده و سوءتفاهمات موجود، مشكلات عديده رفتاري، اجتماعي، رواني و يا ناتوانائيهاي جسماني براي نوجوان ببار مي آيد. در بسياري از موارد كه تفاهم مطلوب و صحيحي بين پدر و مادر نيست نوجوانان بطورناخودآگاه و يا خودآگاهانه متوسل به ايجاد جبهه بنديهاي مختلف در خانواده شده و افراد خانواده را به دو يا چند گروه تقسيم كرده و آنها را تحريك و به جان يكديگر مي اندازد. پس نوجوانان عزيز توجه داشته باشيد كه والدين شما هميشه خواهان خوشبختي و شاداب بودن شما هستند و اگر محدوديتهايي براي شما قائلند بخاطر دوست داشتن و سعادت و خوشبختي زندگي آينده شماست چرا كه آنها هم اين دوران را پشت سرگذاشته و داراي تجارب زيادي هستند و اما والدين گرامي شما نيز به عنوان كساني كه خواهان خوشبختي فرزندان خود هستيد سعي كنيد كه نوجوانان خود رادرك كنيد آن طور كه شما در اين سن فكر مي كنيد آنها نمي توانند فكر كنند و با مطالعه خصوصيات و ويژگي هاي آنها و درك اينكه او يك نوجوان است و نه يك بزرگسال و آمال و آرزوهايي كه دارد خاص دوران خودش مي باشد و برخي از اعمال و كارهايي را انجام مي دهد و يا مي گويد كه بنظر شما شايد خنده دار و بي معني باشد و هيچگونه دليل منطقي براي كار يا گفته او وجود نداشته باشد. ولي بايد اين مطلب را بدانيم كه دنياي نوجوان با دنياي بزرگسال متفاوت اگر است با شناخت كافي از دنياي نوجوان با او رفتار كنيم مطمئنا هم ما به هدف خود خواهيم رسيد و هم نوجوان و اين مطلب را بدانيم كه برطرف كردن نيازهاي مادي نوجوان پاسخ به تمام نيازهاي او نيست. بلكه فقط بخشي از آن است پس به نيازهاي عاطفي و اجتماعي نوجوانان نيز پاسخ دهيم. در اينجا يادآور مي شوم اگر در چگونگي رفتار با نوجوان خود نتوانستيم به موفقيت كامل دست يابيم، به يكي از مراكز مشاوره مراجعه كنيد و با يكي از متخصصان روانشناس يا روانپزشك مشورت كنيد تا راهكارهاي مناسب براي رفتار بهتر با فرزندتان حاصل گردد. غلامعلي اسماعيلي كارشناس ارشد روانشناسي بهاره سادات روتهي كارشناس روانشناسي باليني