Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790215-48061S8

Date of Document: 2000-05-04

ابطال انتخابات تهران به نفع هيچ كس نيست برخلاف روال معمول در دوره هاي قبل، شوراي محترم نگهبان در ششمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در اعلام نتيجه انتخابات تهران تاخير بيش از حدي روا داشته است. اين تاخير كه با بازشماري مكرر آراء صندوق ها و نيز صدور اطلاعيه هاي نه چندان شفاف همراه بود زمينه را براي بسياري از شايعه پردازي ها، گمانه زني ها و... فراهم آورده است. در چنين شرايطي برخي كه با اين انتخابات كرسي نمايندگي تهران در مجلس ششم را از دست داده و نيز آرزوي خويش براي تكيه زدن مادام العمر بر صندلي هاي قرمز رنگ مجلس را در مخاطره ديده اند به ميدان آمده و با پيش كشيدن فرضيات دور از ذهن در ظاهر براي زدودن لكه ننگ از دامان مسئولان و در واقع دست يافتن به آمال قدرت طلبانه خود پيشنهاد ابطال انتخابات پايتخت را به شوراي نگهبان مي دهند و به كمتر از آن نيز رضايت ندارند. درست ا ست كه در عالم سياست كاركرد احزاب، گروهها و جناح ها كسب و حفظ قدرت است، اما سئوال اين است كه كسب و حفظ قدرت با چه هزينه اي. اساسا بازي سياسي امروزه در چارچوب دولت، كشور و در واقع همان چيزي كه از آن به عنون نظام ياد مي كنيم صورت مي گيرد. بنابراين پرسش اساسي اين است كه آيا پيشنهاد دهندگان ابطال انتخابات تهران آثار زيانباري كه چنين عملي بر اعتماد مردم به كل نظام وارد مي كند را سنجيده اند يا خير. و يا اين كه سنجيده اند ولي منافع گروهي و فردي خود را در هر صورت و با هر هزينه اي مي خواهند دنبال كنند. پيشنهاددهندگان ابطال انتخابات تهران خوب است به اين نكته نيز توجه كنند كه برخلاف منازعات جناحي و حزبي كه مردم در خط دوم و سوم قرار دارند و نيروهاي سياسي در صف اول مشغول رقابت و مبارزه هستند در مسئله انتخابات، مردم به طور مستقيم در ميدان حضور دارند و مدعي اصلي هستند و هر گونه بي توجهي به نظر و راي آنان در واقع مبارزه با آنها تلقي مي شود. بنابراين بر فرض اينكه انتخابات ابطال هم بشود در انتخابات آزاد بعدي كه برگزار مي شود مردم به كساني كه با ابطال آراءشان به مبارزه با آنها پرداخته به هيچ وجه راي نخواهند داد پس طالبان ابطال چنانچه اندكي با منطق به آينده بنگرند به نيكي در خواهند يافت كه در صورت ابطال انتخابات كنوني شانسي براي ورود به مجلس نخواهند داشت. در چنين وضعي سئوال اين است كه بازندگان انتخابات ششم كه بنابر طبيعت جناحي خود و نيز منطق مبارزات سياسي همچنان خواهان قدرت هستند چه بايد بكنند. پاسخ به اين سئوال بسيار روشن است و چه بسا به قول فلاسفه از شدت ظهور براي آنهامخفي است. تنها اقدامي كه آنها بايد بكنند صبر براي انتخابات دور بعدي و نيز تصحيح عملكرد و رفتارشان براي كسب راي و نظر مردم است. اگر در كشاكش منازعات سياسي فعلي فرصت انديشيدن به اين امر خطير براي بازندگان انتخابات ششم نيست تجربه مي تواند مددكار آنها باشد. بهره گيري از تجربه انتخابات تهران در دوره سوم و چهارم كه دو جناح حاضر در ميدان سياسي كشور، بازنده و برنده هر يك از آن دو بودند كمك فراواني براي حل مسئله انتخابات كنوني تهران مي نمايد. نه جناح چپ كه در دور سوم كرسي هاي تهران رادر اختيار داشت توانست براي دور بعدي آنها را حفظ كند و نه جناح رقيب كه آنها را از دست داده بود براي هميشه بركنار ماند، چون انتخابات دور چهارم اين تركيب را به هم زد و انتخابات بعدي نيز همينطور و آينده نيز غير از اين نيست زيرا سرنوشت يك نظام مردم سالار نمي تواند غير از اين باشد چرا كه يكي از اصول مردم سالاري جابه جايي مناصب بين نيروهاي مختلف سياسي هر جامعه است. به هر حال آنچه مسلم است پيشنهاد ابطال انتخابات بر مبناي فرضيات نشات گرفته از منافع فردي و جناحي و عمل به چنين پيشنهاداتي مي تواند ضربه جبران ناپذيري بر اعتماد مردم به مسئولان و نظام وارد كند. اين اقدام همچون سوراخ كردن كشتي مي ماند كه با ورود آب به آن همه سرنشينان در معرض خطر قرار پس مي گيرند عقل سليم حكم مي كند از چنين اقداماتي به شدت پرهيز شود به ويژه اين كه وقتي امكان دستيابي مجدد به كرسي هاي مجلس با اندكي صبر و تصحيح رفتار وجود دارد چرا بايد پرهزينه ترين راهها پيشنهاد شود. آيا دليل اين امر صرفا ناشي از ناتواني در محاسبه است و يا اين كه عوامل ديگري نيز در آن دخيل مي باشد. اين نكته اي ابهامي است كه فقط گذشت زمان مي تواند آن را روشن كند. جواد مقدسي