Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790215-48058S1

Date of Document: 2000-05-04

انباشت زباله بحران مشترك 18 شهر شمالي بررسي وضعيت دفع مواد زائد جامد (زباله ) در استان هاي مازندران و گلستان (بخش پاياني ) فردا دير است اگر در مقاله حاضر كه بخش پاياني آن از نظرتان مي گذرد، به نمونه هايي از بحران روزافزون انباشت زباله و آلودگي شديد محيط زيست در 18 شهر استان هاي مازندران و گلستان پرداخته ايم به اين معني نيست كه در ديگر نقاط كشور با چنين مشكلي مواجه نمي باشيم. اين مقاله تحقيقي، مي تواند نمونه بارزي از مشكل مشترك شهرها در سراسر كشو بويژه مناطق مرطوب باشد. در شهرهاي نوبنياد مثل طالقان هنوز براي زباله مكان يابي مناسبي انجام نشده و شيرابه هاي زباله به سوي رودخانه شاهرود جريان در مي يابد ساير شهرهاي جديد نيز وضع به همين منوال مي باشد. درواقع براي تفكيك زباله، دفع بهداشتي و بازيافت زباله ازهم اكنون و پيش از افزايش جمعيت بايد اقدام شود والا فردا ما با يك فاجعه سراسري و حتي غيرقابل جبران روبه رو خواهيم شد. نخستين راهكار آن است كه در شهرهاي نوبنياد و روستا شهرهايي كه در چند سال گذشته به جرگه شهرها پيوسته اند، بودجه لازم براي تهيه دستگاه تبديل زباله به كود به عنوان يك اولويت حياتي تامين شود و همزمان، آموزش هاي لازم براي تفكيك زباله از خانه ها، مغازه ها و ادارات و جداسازي بخش هاي گوناگون و قابل بازيافت آن نظير كاغذ، شيشه، پلاستيك و فلزات انجام گيرد. اين كار از هم اكنون بايد با انجام برنامه هاي دقيق و سريع تحقق يابد. رها كردن زباله در دامنه كوهها و يا دفن آن در حفره ها، حاصلي جز آلوده كردن محيط زيست و بخصوص آلوده كردن منابع آبهاي زيرزميني و همچنين خاك و زمينه سازي براي شيوع بيماري هاي خطرناك نخواهد داشت. ساكنان شهرهاي جديد بايد اصول شهرنشيني را از همين مرحله آغاز كنند. ناديده گرفتن مشكل حاد زباله، چشم انداز تيره اي را فراروي مسئولان و مردم قرار خواهد داد. علاوه بر مسئله زباله كنترل پسابها به شيوه منطقي و آموزش مردم براي اين كار بايد مورد توجه قرار گيرد. بازگرداندن مواد زائد به چرخه حيات و جلوگيري از به هدررفتن منابع نسل هاي آينده بسيار ضروري است. امروزه استانداردهايي را براي توليدكنندگان كالاها در نظر مي گيرند كه اغلب شركت ها ملزم به رعايت آن مي باشند تا به محيط زيست لطمه كمتري وارد آيد. پلاستيك ها، كاغذها، چوب، آهن آلات و... بايد بازيافت و دوباره مورد استفاده قرار گيرند. بازيافت به شرطي مناسب است كه به صورت بهداشتي باشد، يعني اينكه از مخلوط شدن مواد آلوده با مواد قابل بازيافت جلوگيري شود و تمامي مواد بازيافت گردد. لازمه چنين عملي بازيافت مواد توسط خود شهروندان از مبدا مي باشد. در قريب به اتفاق شهرهاي مورد مطالعه ( شهر )بازيافت 13 به صورت غيرقانوني و توسط دوره گردهاو تنها در يك شهر به صورت قانوني و تحت نظر شهرداري صورت مي گيرد. در كليه شهرها بازيافت در محل دفن صورت مي گيرد. ولي در 5 شهر بازيافت تنها در محل دفن و در 11 شهربازيافت از درب منازل صورت مي گيرد. شهرداري ها هيچ اطلاعي از قيمت مواد بازيافتي ندارند و فقط 3 شهر به صورت ناقص قيمت هاي مواد بازيافتي را ارائه كرده اند. با توجه به اينكه در %حدود 20 مواد زائد (بخش غيرآلي ) قابل بازيافت است، بنابراين اگر بازيافت به صورت قانوني صورت گيرد و شهرداري از اين بابت عوارض بگيرد بسيار مناسبتر است. در ده شهر فقط بعضي از اقلام بازيافت مي شود و در 4 شهر پلاستيك، آهن، شيشه، كاغذ و مقوا بازيافت مي گردد. قيمت مواد بازيافتي در جدول شماره ( )رائه 1 گرديده است. تفكيك از مبدا تفكيك از مبدا زباله هاي توليدي، نقش اساسي در كاهش حجم زباله و بازيافت بهداشتي مواد زائد دارد. عمل تفكيك از مبدا مانند هر پديده اجتماعي ديگر يك نوع فرهنگ است و جاانداختن اين موضوع نيازمند كار فرهنگي است كه تمامي قشرهاي اجتماعي بخصوص كودكان و نوجوانان را دربرگيرد. هر جا سخن از اين موضوع مي رود بي ترديد مشكلات بعدي يعني عدم رعايت آن از سوي شهروندان شبهه در شروع آن ايجاد مي كند. حجم بالاي خروج منابع قابل بازگشت از چرخه زندگي ما، به ناچار جامعه ما را به سمت تفكيك از مبدا توليد سوق خواهد داد. تفكيك در مبدا زباله امروزه در كشورهاي پيشرفته آغاز شده است و در ميان كشورهاي اروپايي آلمان در اين زمينه پيشرو است. اولين پيش نياز اين طرح، اعتقاد متصديان آنها و عزم راسخ است كه بايد در آنها وجود داشته باشد. عدم خستگي و نااميدي و پيگيري مدام اين پديده كه احتمالا ديربازده ولي امكان پذير است قطعا بايد وجود داشته باشد. جاانداختن اين فرهنگ در شهروندان سالخورده بسيار دشوار است اما نبايد از نسل جديد و كودكان غافل ماند. عمده تلاش و سرمايه گذاري بايد برروي كودكان صورت پذيرد كه قابل انعطاف مي باشند، تا بتوان همچون ساير كشورهاي پيشرو در اين امر نسلي حساس به محيط زيست تربيت نمود. از ميان اين 18 شهر 7 شهر نظر مثبت راجع به تفكيك از مبدا دارند و 11 شهر انجام اين عمل را توسط شهروندان ناممكن مي دانند. فقط مسئولان 9 شهرداري از تفكيك از مبدا اطلاعاتي دارند و مابقي يا اطلاع ندارند يا اطلاعاتشان نادرست است. در ميان 9 شهر كه ارائه طريق نموده اند 7 شهر هزينه تفكيك از مبدا (جا انداختن ) را به عهده شهرداري مي دانند. شهرداري نمي تواند منبع مالي بخصوصي معرفي نمايد. ارگانهايي كه مي توانند در كار فرهنگي تفكيك از مبدا به شهروندان كمك نمايند توسط شهرداري ها به شرح (جدول شماره ) 2 معرفي شده اند. همان طوري كه مشاهده مي شود در اين نظرسنجي، بيشترين نقش را ابتدا آموزش و پرورش برعهده دارد و سپس صدا و سيما و وزارت بهداشت. بنابراين لازمه ايجاد فرهنگ تفكيك از مبدا همكاري كامل تمامي ارگانهاي مزبور مي باشد. در مورد اين سوءال كه آيا تاكنون شهرداري دستاوردي در اين زمينه داشته است اغلب شهرداري ها جايگزين نمودن كيسه هاي پلاستيكي به جاي سطل هاي زباله را از پيشرفت هاي اصلي مديريت شهرداري مي دانند. در موردگروه هاي غيردولتي ( ها NGO) كه در هر دو استان فعاليت مي نمايند، تنها در شهرستان گرگان جبهه سبز فعاليت دارد. مابقي شهرها فاقد جمعيت هاي غيردولتي هستندشهر 30 به غلط گروه هاي دولتي محافظ محيط زيست NGOرا معرفي نموده اند. در حدود 10 نفر در كل 18 شهر اطلاعاتي دررابطه با مواد زائد جامد دارندكه اغلب غيرآكادميك است. قريب به اتفاق شهرداري ها مسئولين خدمات شهري را دراين امر صاحبنظر مي دانند. نتيجه گيري وضعيت اسفناك دفع مواد زائد جامد در خطه شمالي قابل كشور، مقايسه با ساير نقاط كشور نيست. تراكم بالاي شهرها و نزديكي آنهابه هم، تراكم بالاي جمعيت روستايي و نزديكي آنها، سطح بالاي آبهاي زيرزميني، وجود آبهاي جاري به صورت جوي و رودخانه به تعداد زياد، انبوهي جنگل در مناطق كوهپايه اي كه سطح آبهاي زيرزميني پائين است، ارزش بالاي زمين، وجود درياي خزر (كه متاسفانه در بعضي از شهرها نظير بابلسر در ساحل دريا زباله دفن مي شود و در ولي آباد فاضلاب مستقيما به درون درياي خزر تخليه مي شود و در چالوس و نوشهر تمامي زباله به درون رودخانه ريخته مي شود كه منتهي به دريا ضعف است اقتصادي شهرداري ها، كمبود متخصصين محيط زيست در هر دو استان و عدم وجود عزم راسخ در حل اين معضل، دفع مواد زائد در اين دو استان را به صورت يك معضل بزرگ درآورده است. در بين تمامي شهرها حداقل در شهر بابل بزرگترين هم و غم شهرداري انتخاب محل مناسب دفن بوده و هست. بنابراين جهت حل اين معضل موارد زير به نظر مساعد مي رسد: - 1 حركت در جهت كاهش توليد زباله - 2 آموزش تفكيك از مبدا و جداسازي هوشمند توليد زباله توسط شهروندان - 3 همكاري گروههاي زيست محيطي و فعاليت ها NGO در اين نقطه از كشور- 4 آموزش به توريسم و شهروندان در جهت كاهش پراكنش مواد زائد در محيط زيست - 5 آموزش به كودكان و دانش آموزان در جهت حفظ محيط زيست و توسعه پايدار به عنوان كار درازمدت - 6 ايجاد قانون تفكيك از مبدا و مبارزه با توليد زباله - 7 همكاري و همدلي مطبوعات و ارگانهاي ارتباطي با شهروندان - 8 ايجاد پايلوت هاي كوچك كمپوست سازي براي شهرهاي بزرگ تر و طريقه سنتي كمپوست سازي در شهرهاي كوچك تر- 9 كمك دولت به شهرداري ها در قالب منابع ملي جهت رفع اين معضل - 10 بازيافت مواد غيرقابل تجزيه و فشرده سازي و بسته بندي آنها و انتقالشان به مناطق كويري كشور- 11 استفاده از ساير روش هاي كاهش موادآلي در مبدا توليد نظير استفاده از روش درمي كمپوست در منازل - 12 برگزاري كلاس هاي آموزشي و سمينار سالانه براي آموزش شهرداري ها. اسماعيل ماستري