Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790215-48048S1

Date of Document: 2000-05-04

سينماي ايران در برنامه 5 ساله توسعه هفته گذشته سيف الله داد معاون امورسينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با تبيين مهمترين اهداف سينماي ايران در برنامه سوم توسعه، سياست هاي سالانه سينماي ايران را - با تاخيري يك ماهه - اعلام كرد. بهبود كاركرد فرهنگي سينماي ايران، رونق اقتصادي سينما با مشاركت بخش خصوصي، جذب سرمايه هاي خارجي، تاسيس سازمان سينمايي، گسترش صنعت رسانه هاي تصويري، توسعه پژوهش و آموزش در سينما، سرعت درصدور پروانه ساخت و... از مهمترين برنامه ها و سياست هاي اجرايي سينماي كشور در سال 1379 بشمار مي آيد. اما مهمتر از سياست هاي متغير سالانه، اعلام استراتژي و سياست هاي سينمايي برنامه پنج ساله توسعه كشور و در واقع قانونگذاري و ترسيم چشم انداز از سينماي ايران تا پايان سال 1383 بود. به گفته سيف الله سينماي داد ايران امروز بيش از هر چيز به ثبات انديشه نياز دارد و دليلي نيست كه هر سال روش، منش و سياست ها تغيير كند. در برنامه سياست هاي پنج ساله، مهمترين هدف قانونمند كردن سينماست و براي نيل به اين يكي برنامه ها، از راهكردها، تشكيل شوراي عالي توسعه سينماي ايران است كه مجموعه مديران و اصناف سينمايي، كارگردانان، صاحبنظران و نمايندگان اهالي سينما درآن حضور دارند. اين شورا به عنوان يك پارلمان كوچك در جهت كمك مديريت سينمايي عمل مي كند و هسته اصلي تصميم گيري ها و سياستگذاري هاي سينمايي خواهد بود. تدوين يك برنامه درازمدت در عرصه سينما را - كه ضرورت آن از سال ها پيش احساس مي شد - اگر چه بايد به فال نيك گرفت، اما اين كه برنامه ها چگونه و بر چه پايه هايي استوار خواهد بود، بر چه اصولي تاكيد خواهد داشت و سرانجام در عمل به چه نتايجي خواهد رسيد، مساله اي است كه با همه خوش بيني ها، نمي توان بر موفقيت آن اميد داشت مگر آنكه گام هاي نخست را آگاهانه، بردارد. شوراي عالي توسعه سينماي ايران كه قرار است در اواخر همين ماه اولين جلسه خود را برگزار كند، قبل ازهر چيز بايد قانونمند كردن فعاليت هاي سينمايي، مشاركت مردمي بهره گيري از، منابع بخش خصوصي، كاهش دخالت هاي دولت در زمينه اداره سينماي كشور، نهادينه كردن آزادي هاي قانوني، برطرف كردن ناهمگوني در توليدات سينمايي، بررسي مسايل و مشكلات اقتصادي، وضعيت نابسامان اكران، لغو سرمايه سالاري و ترسيم چهره واقعي سينماي ايران را در دستور كار خود قرار دهد و با تعيين اولويت ها و بهره گيري از نظرات اهالي سينما و مردم طرحي مدون در اين زمينه ارائه دهد. سينماي امروز ايران در حد و اندازه اي است كه ديگر نمي توان در اتاق هاي دربسته و تنها از سوي يك مدير، يك نهاد و سازمان دولتي به نظارت يابه هدايت و حمايت آن نشست. سينما بايد در نهادهاي مدني با بهره برداري از توان همه هنرمندان و با برخورداري از خرد جمعي اداره شود. اكنون زمان آن رسيده است كه جايگاه، وظايف، مسئوليت ها و حقوق هر يك از بخش هاي تشكيل دهنده پيكره سينماي ايران به طور جدي مدون و از سوي اين گونه نهادها اعلام شود. به عنوان مثال بايد مشخص شود كه يك تهيه كننده در سينما داراي چه جايگاهي است و بايد در برگيرنده كدام ويژگي ها، كفايت ها و مناسبات؟ باشد چرا سرمايه گذاري يا سرمايه سالاري مجوز هرگونه دخالت در امور هنري و فرهنگي را به تهيه كننده؟ مي دهد يك تهيه كننده به عنوان مهمترين عوامل توليد، تا چه حد با روند فيلمسازي و عوامل تشكيل دهنده يك اثر سينمايي و نحوه بازاريابي و ارائه فيلم ؟ آشناست و اگر چنين نيست و فاقد اين آگاهي است، كدام چارچوب و مقررات بايد در اين مقوله حكمفرما؟ باشد سينما يك هنر جمعي است و برخلاف هنرهاي پيشين كه ارتباط مخاطب با اثر خلق شده به صورت معيارهاي فردي عمل مي كرد، سينما از فرديت گريزان است. اين حالت جمعي بودن سينما، با خود ملزوماتي خاص به ارمغان مي آورد كه يكي از مهمترين آنها سرمايه است. اما اين اهميت نمي تواند توجيه گر حاكميت سرمايه و مخدوش كردن همه مناسبات در بدنه توليد باشد. يك اثر سينمايي پس از توليد نيزبه حوزه وسيعي از عوامل گوناگون نياز دارد. يعني مي توان گفت كه يك فيلم سينمايي از توليد تا پخش زنجيره وسيعي ازنيروي انساني و مواد خام و در نهايت زنجيره هاي پخش را در خود شامل مي شود كه جايگاه وجودي هر يك از اين عوامل و عناصر كمتر از ديگري نيست. جمعي بودن فرايند خلق يك اثر سينمايي ويژگي سينماست. ذات سينما تصويرگري و نمايش است و اين ممكن نيست جز در سالن سينما و در حضور مخاطب. به عبارت ديگر يك اثر سينمايي بدون مخاطب ناقص و فرايند خلق ناتمام محسوب مي شود. در واقع مي توان گفت مردم يا تماشاگران وظيفه تكميل و تكامل اين فرايند را برعهده دارند و حتي فراتر از آن ميزان استقبال طيف هاي گوناگون مخاطب نيز در ميزان يا چگونگي توليد تاثيرگذار بوده است. شوراي عالي سياستگذاري توسعه سينماي ايران براي موفقيت در رسالتي كه برعهده دارد مي تواند منابع ملي سينماي ايران را بررسي و انعكاس خواسته ها، نيازها و آرمان مردم قرار دهد و شرايطي پديد آورد كه رعايت حقوق آنان محور اصلي كار در چرخه توليد و توزيع باشد. در چنين فضايي است كه هنرمندان سينماي ايران كه خود جزيي از ملت بزرگ ايران اند صاحب منافع به حق خود نيز خواهند شد. منافع ملي سينما در بالاترين نگاه چيزي جزدريافت نقش و اهميت استراتژيك سينما در جريان فرهنگ سازي آينده كشور نيست. علي شيدفر