Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790214-48041S2

Date of Document: 2000-05-03

پيام مديريت سازماندهي - عوامل 2 سازماندهي از نظر لارچ و لارنس لارچ و لارنس (Lowrance and Lorch) چهار عامل را در سازماندهي مهم تلقي مي كنند: الف ) عوامل تشكيل دهنده سازمان. ب ) سازمان و محيط آن. ج ) خصوصيات سازمان. د ) ساختار سازمان. حال بهتر است به طور مختصر، در مورد هر يك از اين عوامل توضيحاتي داده شود. الف ) عوامل تشكيل دهنده سازمان; چهار عامل به عنوان پارامترهاي تشكيل دهنده سازمان شناخته شده اند: - 1 ساختار رسمي (structure of Formality): در ساختار رسمي به دنبال مشخص كردن رئيس و مرئوس هستيم. - 2 هدف گرايي (Orientation Goal):سازمان به تشكيلاتي گفته مي شود كه از دو نفر يا بيشتر تشكيل مي شود كه براي هدف خاصي و در محدوده معيني كار مي كنند. بنابراين، محدوده عمل هم تعيين مي گردد. درواقع، هدف اساسي سازماندهي، اين است كه سازمان را به هدف مشخصي رهنمون سازد. - 3 زمان گرايي (Orientation Time): در يك سازمان عمليات بايستي براساس زمان گرايي باشد. مثلا در يك فعاليت صنعتي، مدير پروژه در ابتدا بايد از بين افرادي انتخاب شود كه بر امور قراردادها مسلط باشند. در هنگام اجرا يك مهندس و در هنگام تسويه حساب بايد يك حسابدار به عنوان مدير پروژه انتخاب گردند. پس زمان، عامل سازماندهي است. بسته به اينكه سازمان در چه مسيري حركت مي كند، بايد با توجه به آن، ساختار را تشكيل و تغيير داد. با توجه به نياز سازمان، عملياتي را انجام مي دهيم. لذا ساختار تشكيلاتي نمي تواند ثابت باشد و با توجه به نيازمنديها و زمان، بايد تغيير كند. از طرف ديگر به همه سازمانها، نمي توان ساختار متحدالشكل داد. بلكه هر سازماني با توجه به هدف و مراحل آن، احتياج به ساختار مختلف دارد. - 4 وظيفه گرايي (Orientation Task): افراد مختلف يك سازمان، هر يك وظيفه خاصي را انجام مي دهند كه ممكن است در ظاهر با هم تضاد و يا چندگانگي و اختلاف داشته باشند، ولي همه اين وظايف در يك نقطه به اشتراك مي رسند و آن، نيل به اهداف سازماني است. مثلا رئيس كارگزيني اداره آموزش و پرورش يك شهرستان در آموزش حين خدمت كاركنان نبايستي دخالت كند و بايد نوع آموزش را به مسئول آموزش نيروي انساني واگذار نمايد. ب ) سازمان و محيط سازمان (Enviroment Organism): در هر سازماني، دو نوع محيط قابل مشاهده محيط است اول، محيط داخلي يا قابل كنترل و محيط ديگر، محيط خارجي يا غيرقابل كنترل است. وظيفه مدير، متعادل كردن نسبي تمام عوامل قابل كنترل و غيرقابل كنترل است. محيط داخلي هر سازمان عبارت است از: منابع انساني، فيزيكي و مالي و منابع اطلاعاتي. همچنين محيط خارجي سازمانها نيز شامل موارد متعددي است كه ازجمله آنها مي توان به اين موارد اشاره كرد: جامعه با تمامي نگرشها و فرهنگهاي حاكم بر آن، قوانين دولت، ساختار نيروي كار، استفاده كنندگان از خدمات، عرضه كنندگان خدمات مشابه (دولتي يا خصوصي ) سرمايه گذاران، (دولتي يا خصوصي )، انجمن ها و موءسسات و... ج ) خصوصيات سازمان: خصوصيات سازمان ها با كاركنان و نيروي انساني مشخص و محدودي كه براي رسيدن به هدفي دور هم جمع شده اند، شكل مي گيرد. در رفتار اين كاركنان، به دليل ساختار سازمان، محدوديتهايي وجود دارد. سازمان غيررسمي و سازمان رسمي (ساختار ) نيز در خصوصيات سازمان قرار مي گيرد. د ) ساختار سازمان: در ساختار سازماني به چهار مورد زير توجه مي شود: - 1 پيچيدگي ( complexity):يعني شبكه ارتباطات گسترده و فراواني كه بين كاركنان سازمان، اهداف ومحيط به وجود مي آيد. - 2 رسميت (Formality):كه عمل بر طبق قانون و مقررات خاص را شامل مي شود. - 3 تمركز (Centralization):در مورد فوريت و اعمال تصميم گيريها از بالا به پايين صحبت مي كند. - 4 عدم تمركز (Discentralization):كه به عدم مركزيت قدرت و تصميم گيري و پخش و تفويض آن اختصاص دارد. البته موارد سه و چهار معمولا جدا از هم ديده مي شوند. يعني اگر سازماني مديريت متمركز را انتخاب كرد، قطعا به سراغ عدم تمركز نخواهد رفت و بالعكس. * مرتضي مجدفر