Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790214-48038S1

Date of Document: 2000-05-03

عزت نفس و روشهاي تقويت آن عزت نفس از جمله مفاهيمي است كه در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران امور تربيتي قرار گرفته است. اما از نظر قدمت تاريخي اين موضوع در مباحثي كه علما و فلاسفه تعليم و تربيت درگذشته داشته اند نيز به چشم مي خورد. گزارشات تاريخي، داستانها و افسانه و غيره گواه است كه انسان همواره داراي اين نياز بوده و هست كه خودش را خوب بداند و تمام كاركردهايش را اخلاقي و منطقي جلوه دهد. اكثر صاحبنظران برخورداري از عزت نفس را به عنوان عامل مركزي و اساسي در سازگاري عاطفي، اجتماعي افراد مي دانند، (بيابانگرد صفحه ). عزت 11 نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار، احساسها، عواطف و تجربياتمان در طول زندگي ناشي مي شود، (كلمنر و ديگران صفحه ). بكر 11 معتقد است نياز به عزت نفس فقط از آن انسان است كه اين نياز از ابتداي طفوليت تا هنگام مرگ وجود دارد و عمدتا به اين شكل است كه احساس ارزشمندي كودك از عشق و محبتي كه والدين به او ابراز مي دارند ناشي مي شود و آنگاه خود والدين نيز به واسطه وجود فرزندانشان در خود احساس جاودانگي و ابديت مي كنند، (بيابانگرد ص ). از 14 نظر كلارك همه افراد صرفنظر از سن، جنسيت، زمينه فرهنگي، جهت و نوع كاري كه در زندگي دارند، نيازمند عزت نفس عزت هستند نفس واقعا بر همه سطوح زندگي اثر مي گذارد (ص ) 11 از نظر پاپ و مك هال ( ) 1988 بسياري از مشكلات انسان در رابطه با ضعف يافقدان عزت نفس بروز اين مي كند نارسايي شخصيتي نقش مهمي در بروز بيماريهاي رواني دارد، مثلا يكي از تظاهرات شديد خودپنداره ضعيف و يا ضعف اعتماد به نفس، در اقدامات خودكشي متجلي مي گردد ( نادري سيف نراقي ص ). اگر 149 شخص به ارزش و شخصيت واقعي خود پي ببرد، كمتر دچار احساسات منفي و افكار آزاردهنده خواهد شد و توان آنرا مي يابد كه بين اعمال، باورها و اعتقادات خود هماهنگي ايجاد كند (فتينگر)بسياري 1988 از نظريه پردازان شخصيت در نظريه هاي خود به نقش و اهميت عزت نفس در شكل گيري شخصيت سالم و باور انساني توجه نموده اند. از جمله كساني كه به عزت نفس اهميت مي دهند، آدلر، ساليوان و راجرز هستند. آنها بويژه به تاثير عزت نفس در بيماريهاي رواني اشاره از كرده اند نظر آدلر عزت نفس پائين مهمترين استرس و فشار مي باشد. ساليوان نيز معتقد است كه عزت نفس پائين پريشاني، اضطراب و ترس ايجاد مي كند و راجرز تاكيد مي كند: يك تصوير خويشتن رشد يافته، انسان را به سوي سازگاري با جهان بيروني سوق اين مي دهد تصوير باتوجه به تعامل محيطي رشد مي يابد و قضاوت و نگرش فرد، وابسته به موقعيتهاي اجتماعي و خانوادگي است (كوپراسميت ) 1967 كوپراسميت عزت نفس را يك ارزشيابي فردي مي داند كه معمولا با توجه به خويشتن حفظ مي شود و آنرا قضاوتي فردي از شايستگي كه ويژگي عام شخصيت است نه يك نگرش لحظه اي يا اختصاصي براي موقعيتهاي خاص، مي داند، (پروين صفحه ) 223 و كادر تحقيقي به اين نتيجه مي رسد كه كودكان برخوردار از عزت نفس بالا افرادي هستند كه با احساس اعتماد به نفس و بهره گيري از استعداد و خلاقيت خود به ابراز وجود مي پردازند و به راحتي تحت تاثير عوامل محيطي قرار در نمي گيرند مطالعاتي كه توسط استنك ( ) 1972 انجام شد ارتباط بين عزت نفس و تصور فرد از توانايي خود مورد تاييد قرار بدين گرفت معني كه اگر ميزان عزت نفس افزايش يابد، احساس توانمندي و ارزشمندي در فرد احيا مي شود و تغييرات مثبتي نظير افزايش پيشرفت تحصيلي، افزايش تلاش براي كسب موفقيت، داشتن اعتماد به نفس، بلند همت بودن، تمايل به داشتن سلامت بيشتر، لذت بردن از روابط با ديگران و پيش بيني مثبت نسبت به موقعيتهاي بعدي در او پديدار مي شود (بيابانگرد ص ). بنابراين 13 ويژگيهاي برشمرده بالا را مي توان تحت عنوان نشانه هاي عزت نفس زياد يا كم طبقه بندي نمود. افراد با عزت نفس بالا داراي ويژگيهاي زير مي باشند: ) 1 مستقل عمل مي كند: او دوستان و سرگرميهايش را شخصا پيدا مي كند. ) 2 مسئوليت پذير است: سريع و با اطمينان عمل مي كند. ) 3 به پيشرفتهايش افتخار مي كند. ) 4 به چالشهاي جديد مشتاقانه رو مي آورد. ) 5 دامنه وسيعي از هيجانها و احساسات را نشان مي دهد. ) 6 ناكامي را به خوبي تحمل مي كند. ) 7 احساس مي كند كه مي تواند ديگران را تحت تاثير قرار دهد. افراد با عزت نفس پايين داراي ويژگيهاي زير مي باشد: ) 1 قريحه هاي خود را دستكم مي گيرد. ) 2 احساس مي كند كه ديگران ارزشي برايش قايل نيستند. ) 3 احساس ناتواني مي كند. ) 4 به آساني تحت تاثير ديگران قرار مي گيرد. ) 5 دامنه محدودي از عواطف و احساسات را نشان مي دهد. ) 6 از موقعيتهاي نگراني زا مي گريزد. ) 7 بهانه جويي مي كند و زود نااميد مي شود. ) 8 براي ضعفهاي خود ديگران را سرزنش مي كند. (كلفر صفحه 15 14 و) همچنين عزت نفس در 5 زمينه اساسي نيز تجلي مي كند كه به اختصار به شرح آنها مي پردازيم: ) 1 زمينه اجتماعي كه شامل عقايد فرد در مورد خودش به عنوان يك دوست براي ديگران است. شخصي كه نيازهاي اجتماعي اش برآورده شود، احساس خوبي در اين زمينه خواهد داشت. ) 2 زمينه تحصيلي كه مبتني بر ميزان ارزشي است كه فرد به عنوان يك دانش آموز يا دانشجو براي خود قائل است. اگر پيشرفت تحصيلي خوبي با توجه به معيارهاي مورد قبول جامعه داشته باشد از عزت نفس تحصيلي برخوردار است. ) 3 زمينه خانوادگي كه از عقايد فرد در مورد خودش به عنوان عضوي از خانواده نشات مي گيرد. فردي كه احساس مي كند عضو باارزشي براي خانواده اش است و از محبت و احترام ويژه اعضاء خانواده بر خوردار است از عزت نفس بالايي در اين زمينه برخوردار است. )تصور 4 جسماني كه مربوط به ويژگيهاي جسماني و تواناييهاي بدني و تركيب آنهاست. نوعا دختران به خصوصيات بدني و پسران به توانايي و قدرت جسمي اهميت مي دهند. ) 5 زمينه كلي كه بيشتر ارزيابي كلي از خود ياخويشتن است وبر اساس ارزيابي فرد از خودش در همه زمينه ها قرار دارد. بنابر اين براي رشد يك خودپنداره مثبت و داشتن عزت نفس بالا كه اساس سلامت رواني در تمامي زمينه ها و دورانهاي رشدي فرد است مي بايست اصولي را از دوران اوليه عمر در تربيت كودكان و نوجوانان در خانواده ها پياده نمود كه اعم آنها به شرح زير بيان مي گردد. اصول تربيتي مورد نظر در حقيقت عزت نفس را افزايش داده و باعث مي گردد فرد به شكلي واقعي تر با خويشتن خويش برخورد نمايد و در سطحي وسيع تر جامعه اي سالم تر را پايه ريزي نمايد. اصول رهنمودي فوق عبارتند از: ) 1 همواره سعي شود توانمنديهاي افراد مدنظر قرار گيرد نه ضعفها و ناتوانائيهايشان. ) 2 تجارب موفقيت آميز كودك و نوجوان را افزايش دهيد تا از اين طريق عزت نفس آنان افزايش يابد. ) 3 نسبت به عواطف و احساسات يكديگر بي تفاوت نباشيد. كودكان را به گرمي بپذيريد و آنها را تا حد امكان ياري دهيد. ) 4 از مقايسه افراد با يكديگر بپرهيزيد. كودكان را در مقايسه با توانائيها و گذشته اش بسنجيد. ) 5 تحمل براي مواجه شدن با ناكاميها را در افراد افزايش دهيد. ) 6 ايجاد ايمان در فرد نسبت به توان خود. ) 7 واگذاري مسئوليتي درخور توانايي جسمي و رواني كودك به وي. ) 8 بازخواست از كارها و مسئوليتهاي محوله به كودك و آموزش صحيح به وي براي جلوگيري از تكرار لغزشها. ) 9 تحسين از عمل ارزنده وي و بيان موفقيتهايش در پيش افراد مورد علاقه اش. ) 10 عادت دادن افراد به انتقادپذيري و شنيدن عيوب و اشتباهاتشان و كوشش براي رفع آنها. ) 11 پذيرش بي قيد و شرط كودك و متقاعد كردن وي به پذيرش خويشتن بدون احساس حقارت يا غرور. سيد حميد آتش پور عضو هيات علمي دانشگاه آزاد