Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790212-48023S5

Date of Document: 2000-05-01

پل ها، عابران پياده... بايدها بارها حين عبور در بزرگراهها و معابر وسايل نقليه شاهد عبور مردم از عرض معابر بودم. مردمي كه با ترس به اطراف مي نگرند و با چشمان منتظر در انتظار به پايان رسيدن حركت بدون وقفه ماشينها به هر طرف نگاه مي كنند. آيا مي توان انتظار داشت اتومبيلها؟ بايستند مي بايد عبور كرد ولي با اين اضطراب؟ چرا چه امكاني بايد باشد كه عبور بر اصل و قاعده قانوني باشد و اتومبيلها با توجه به عامل انساني كنترل كننده آن بي قانون حركت؟ نكنند اتومبيلها در عبورند چون زمان و نگاهي منتظر كه هر لحظه بر زمان از دست رفته خويش نظاره مي كند آيا با سرعت برود آيا دست برآرد تا بر او راه؟ بسازند مي تواند سريع گام بردارد و. سرانجام چه بايد؟ كرد براي عبور از عرض نياز به وسيله اي بايد باشد تا توان حركت را از انسان نگيرد. در وهله اول بايد ميسر باشد، دوم مي بايد قابليت اجرايي داشته باشد و سوم امكان ساخت با توجه به هزينه را داشته باشد. شرايط بايد وجود داشته باشد كه دارد، نياز انسان به عبور و استفاده از وسايل نقليه، حال اين دو رودر روي هم قرار گرفته اند. در ساليان گذشته زماني كه دو مشكل، دو تضاد و ناهم خواني شكل مي گرفت ساده ترين راه ايجاد يك واسطه مي بود كه شرايط و زمان آن واسطه را تعيين مي كرد، در زمان حال هزينه نيز دلالت بر انجام كار را دارد كه مشكل عمده اي در تكامل ساختاري هر شكلي رادارد. پلها شرايط عبور را تسهيل كرده است ولي بي عيب نيستند، اگر درجهتي راه عبور را بهتر كرده است، از سوي ديگر اشكالاتي ايجاد نموده، اين پلها معمولا داراي كنار گذر براي عابرين بوده ولي آيا عابر زمان و قدرت لازم براي گذشتن از طول يك پل را دارد كه با بودن پل از زير آن گذر نمي كرد. مانند پل شيخ بهايي در بزرگراه همت كه عابرين صبحگاهي يكي از عوامل كندي عبور مي باشند كه اين اشكال با انجام اصلاحات زير امكان حل دارد- 1 با گذاشتن پلكاني در كنار عرض در دو سوي پل - 2 ايجاد كنار گذر در پلهايي كه اين امكان در آنها ضعيف پيش بيني شده. اكبر جليلي