Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790212-48017S1

Date of Document: 2000-05-01

ديروز در شعبه 1602 دادگاه جنايي تهران زن جنايتكار از راز قتلها پرده برداشت شهروز نيكخواهان - محمود نيكخواهان پدر شهروز - سودابه - متهم به قتل گروه حوادث: جلسه رسيدگي به پرونده زن خدمتكاري كه نوه و پدربزرگ صاحبخانه را با قرص خوابآور در مجتمع مسكوني ياس واقع در پونك به قتل رسانده بود ديروز در شعبه 1602 دادگاه جنايي تهران به رياست قاضي اسماعيلي برگزار شد. اين زن جنايتكار كه زينب - ش نام دارد و معروف به سودابه است نوزدهم مرداد سال گذشته با ريختن قرص خوابآور در غذاي فضل الله نيك خواهان 70 ساله و شهروز 12 ساله آنها را ابتدا بيهوش و سپس به قتل رسانده وي است پس از اين جنايت از صحنه حادثه گريخت اما با اطلاع يكي از همسايگان ماموران وي را در آرايشگاهي شناسايي و دستگير كردند. بر اساس مفاد پرونده همسايگان به علت انتشار بوي تعفني كه از منزل مقتولين به مشام مي رسيد مشكوك شده و موضوع را به مامورين اطلاع مي دهند. مامورين بلافاصله در محل حاضر شده و با شكستن در ابتدا با جنازه پيرمردي در يكي از اتاقها روبرو شدند و پس از بررسي هاي بسيار جنازه پسربچه اي را در يكي از كمدهاي ديواري كه قابل شناسايي نبود پيدا كرده و براي تعيين هويت جسد را به پزشكي قانوني انتقال پزشكي دادند قانوني علت مرگ اين پسربچه را خفگي و علت مرگ پيرمرد را مسموميت غذايي عنوان كرد. ماموران در تحقيقات خود از محل جنايت با تعداد زيادي از قرصهاي خاص مواد خوشبوكننده برخورد كردند و احتمال دادند براي دفع بوي تعفن اجساد از آنان استفاده مي شد. ماموران سپس محمود پسر فضل الله (مقتول ) را شناسايي و تحت بازجويي قرار دادند اما وي منكر اطلاع از جنايت شد تا اينكه در جريان تحقيقات بعدي مشخص شد كه محمود از يك هفته قبل از طريق بالكن به آپارتمان محل زندگيش رفت وآمد مي كرده است. همچنين مامورين پي بردند محمود مدتي قبل همسرش را طلاق داده و با زن ديگري بنام سودابه آشنا شده و قصد ازدواج با وي را داشته اما پدرش (مقتول ) با اين ازدواج مخالف بوده است. در ادامه تحقيقات روشن شد محمود چند روز قبل از وقوع جنايت يكي از فرزندانش بنام شهروز را نزد خودش برده و در منزل پدرش از وي نگهداري مي كرده است. از طرف ديگر با ناپديد شدن سودابه و دو فرزندش كارآگاهان احتمال دادند كه وي نيز بايد از ماجراي قتل مطلع باشد. در تحقيقاتي كه توسط ماموران به عمل آمد يك مغازه دار شهادت داد كه پسر مقتول (محمود ) مواد خوشبوكننده زيادي از او خريداري كرده است. همچنين فردناشناسي تلفني به ماموران جايگاه سودابه را اطلاع داده و اظهار داشت كه وي به همراه چندنفر ديگر در يك پارتي شبانه در آرايشگاهي كه مدتي قبل تعطيل شده شركت دارد و ماموران بلافاصله به محل رفته و به كمين وي نشسته و هنگاميكه سودابه به همراه دوستانش بر اثر مصرف مشروب از خود بي خود شده بود او را به دام انداختند. سودابه پس از دستگيري در بازجويي ها به قتل اعتراف كرد. وي گفت من قرار بود با محمود ازدواج كنم ولي او نمي خواست به قولش عمل كند به همين خاطر من از دست او ناراحت بودم، محمود براي اينكه من از منزل فرار نكنم صبح ها به هنگام خارج شدن در را به رويم قفل مي كرد و من را با پدرش تنها مي گذاشت تا مورد آزار و اذيت پدرش قرار بگيرم. سودابه گفت فضل الله (پدر محمود ) پس از خوردن غذاي مسموم به رختخواب رفت و در همان رختخوابش جان سپرد. شهروز را چون مي دانستم قرص ديرتر به او اثر مي كند وقتي بيهوش شد دستها و پايش را بستم و او را داخل كمد انداختم وقتي مي خواستم از منزل خارج شوم محمود سررسيد وقتي قضيه را فهميد با همديگر جر و بحث لفظي كرديم، بعد از آن او به كناري نشست و مشغول كشيدن مواد شد، سپس يك قرص خوابآور نيز به او دادم كه او نيز بيهوش بر روي زمين افتاد. ماموران در بازجويي هايي كه از محمود به عمل آوردند متوجه شدند كه وي به مدت يك هفته در كنار اجساد بيهوش افتاده بود. سودابه در ادامه اعترافات خود گفت: بعد از ترك صحنه جنايت به منزل يكي از دوستانش رفته است. وي قبلا در اعترافات اوليه خود گفته بود به هنگام ترك منزل دوستش يك دستگاه ويدئو را براي تامين مخارج زندگيش به سرقت برده اما در جلسه دادگاه هرگونه سرقتي را انكار كرد. وي در جلسه دادگاه گفت من به شربالخمر و قتل اعتراف كردم و قبول دارم ولي سرقتي انجام نداده ام. در پايان جلسه دادگاه خانواده اولياي دم فضل الله نيك خواهان كه در خارج ازكشور زندگي مي كنند از طريق وكيل خود خواهان قصاص متهم شدند. قاضي اسماعيلي پس از شنيدن اعترافات متهم وي را تا صدور راي نهايي راهي زندان كرد.