Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790211-48003S2

Date of Document: 2000-04-30

پيام مديريت سازماندهي - 1 سازماندهي، يكي از وظايف اصلي هر مديري است. در سازماندهي، به دنبال استفاده بهينه از تجهيزات، نيروي انساني و سرمايه هستيم سازماندهي، در نظريات مختلف و توسط مكاتب گوناگون مديريت، مورد تاكيد قرار گرفته است. كلاسيكها كه داراي ديدگاههاي مديريت علمي و اقتصاد مهندسي بودند، خواهان بازده بالاي نيروي كار و توليد از طريق امور علمي مانند زمان سنجي و مطالعه كار شدند. اصول مهم سازماندهي در اين عصر ابداع شد و تا امروز نيز، اكثر آنها پابرجا باقي مانده است. حيطه وظايف، تقسيم كار، زمان سنجي، اصل وظايف و محدوده وظايف مورد توجه جدي اين گروه بود. همچنين ساختار تفكيكي وظايف و حوزه و حيطه كنترل نيز، پس از مشخص شدن وظايف در اين دوره آشكار گرديد. در اين دوره، كه آن را حكومت مهندسين نيز ناميده اند، شاهد ظهور دانشمنداني همچون تيلور، ماني، ريلي، وبر، گانت، فايول و گيلبرت ها دوره هستيم ظهور و افول نسبي كلاسيكها از 1890 الي 1930 بوده است. از 1930 الي 1960 انديشه هاي رفتارگرايان حاكم مطلق بر تئوريهاي سازماندهي (و مديريت ) در بود اين زمان، در اثر عكس العمل كارگران و كارمندان، نگرش متخصصان از كار صرف به طرف نيروي انساني (درقبال انجام كار ) تغيير پيدا كرد و توجه، معطوف به عوامل جامعه شناختي و روانشناسي كار شد. در اين دوره، ابتدا تسلط و نظريات روانشناسان، سپس جامعه شناسان، حاكم بر اصول سازماندهي بود، بعدها حد وسط را در نظر گرفته و در كنار نظريات اين دو، از ديدگاه ها و انديشه هاي مهندسان نيز استفاده كردند. موارد مهمي كه در سازماندهي اين دوره، مورد توجه قرار گرفت; انگيزه ها، ارتباطات، رهبري، حركات گروهي و روابط انساني بود فالود، بارنارد، مك گريگور، هرزبرگ، هومنس و لوين در تكامل اين نظريات نقش زيادي داشتند. از 1960 تا زمان حاضر شاهد تاثير نگرش سيستمي بر امر سازماندهي هستيم. در اين نوع سازماندهي، نگرش نسبت به افراد، تنها به صورت فردي (روانشناسي ) و يا جامعه اي (جامعه شناسي ) نبوده، بلكه به شكل تجمعي، يك سيستم را درنظر مي گيرند، كه اجزاي آن از يكديگر متاثر مي شوند. در اجراي اين نظريه، مهندسان با ارائه تكنيك هاي كمي دوباره قد علم كردند كه در اين راه، كامپيوتر نيز كمك فراواني به آنها كرد. در سازماندهي اين عصر، تكنيك هاي كمي، گروه گرايي يا فكر گروهي، سيستم هاي باز و بسته، نگرش كلان و عملياتي ( تخصصي ) بيشتر مورد توجه قرار گرفت. بولدينگ، اسكاف، كاست، فورستر و برتالنفي از علماي معروف اين عصر بودند. از سال 1965 نظريه مديريت اقتضايي پا به عرصه وجود نهاده و براين اساس مديريت ديگر به صورت كلاسيك عمل نمي كند و اقتضاء و موقعيت است كه شرايط را ترسيم مي كند و با اين معيار، سازماندهي نيز شكل و شمايل خاص خود را دارد. نظريه مديريت اقتضايي كه هم اكنون با نظريه مديريت اطلاعات وارد عصر جديدي شده، بر جامعيت و كل نگري در كنار مهندسي صنايع، ارتباطات پويا و نگرش سيستمي باز و بسته به عنوان عوامل دخيل در سازماندهي نظر دارد. همچنين مديريت را از ديد رهبري مورد تاكيد قرار مي دهد وودوار، تامسون، لارچ و لورنس، گالبروث از علماي مبتكر اين نظريه هستند. * مرتضي مجدفر