Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790208-47972S1

Date of Document: 2000-04-27

شوكران در دو نگاه خاكسترهاي وسوسه... خط داستاني فيلم شوكران مضموني جسورانه دارد: محمود مردي ميانسال و متاهل است كه زندگي خانوادگي آرام و جاافتاده اي دارد. او پس از آشنايي اتفاقي با سيما - كه يك زن متاركه كرده است - تدريجا به او علاقه مند شده و نهايتا اين رابطه به ازدواج موقت مي انجامد. فيلم روايتگر نتايج و ثمرات اين رابطه پنهاني است. در ابتداي آشنايي محمود و سيما، در ذهن تماشاگر آن كسي كه قرباني اين رابطه به نظر مي رسد، محمود محمود است در واقع قرباني وسوسه هاي دروني و هوس هاي گذرا است. وسوسه هايي كه در زندگي هر انسان امكان پيدايي آن وجود دارند. در اين لحظات محمود، بازي خورده نمايشي به نظر مي رسد كه نقش اصلي را در آن سيما ايفا براين مي كند منوال تصوير ابتدايي سيما شمايلي از يك زن ويرانگر - يا در اصطلاح سينمايي فم فاتال - است. جايي كه مي بينيم او چگونه در راه جلب نظر محمود، خانه اعياني را كه تنها براي حفظ و نگهداري نزد او به امانت گذاشته اند، خانه خويش معرفي مي كند، در حالي كه در واقعيت امر، خود او در يك خانه فقيرانه در جنوب شهر زندگي مي كند. هنگامي كه در سكانس بعدي سيما را در حال خريد مواد مخدر از يك واسطه مي بينيم، ديگر او در نزد تماشاگران فيلم جلوه يك شخصيت منفي كلاسيك را به كمال پيدا مي كند. اما جالب اينجاست كه در گذرزمان اين وضعيت دگرگون مي شود و محمودي كه حتي براي مشروعيت بخشيدن به رابطه اش با سيما، او را به صيغه شرعي خود درآورده بود، بعدها از پذيرش مسئوليت فرزند همين رابطه قانوني شانه خالي مي كند و با بي رحمي نظاره گر فروپاشي و انهدام سيما مي شود. در عوض سيما در قامت يك قرباني سوخته هم شوهر خود را از دست داده و هم از خانه پدري رانده شده و در حالي كه كودكي را نيز در شكم دارد، شكست خورده و تنها به مسيري مي رود كه فرجام آن نيستي و فنا است. اين تعويض موقعيت و جابجايي تدريجي كه در شخصيتهاي مثبت و منفي فيلم صورت مي گيرد از ظرايف مضموني فيلمنامه شوكران است. شوكران در عين حال سرشار از هاي اله مان تصويري پراكنده اي است كه در ابتدا بي معنا جلوه مي كنند، اما در ادامه داستان جايگاه خاص خود را در روند داستاني فيلم پيدا مي كنند. مثلا هنگامي كه در ابتداي داستان محمود را مي بينيم كه در پشت چراغ قرمز، توجهش بر زن آراسته اي كه راننده ماشين كناري است جلب مي شود، شايد اين صحنه نزد ما زائد به نظر برسد. همين ديدگاه در رابطه با صحنه اي كه زن غريبه اي به علت سوء برداشت سوار ماشين محمود مي شود نيز، صدق مي كند. اما همين صحنه ها چندي بعد معنا پيدا مي كنند، جايي كه مي بينيم چگونه محمود پس از ملاقات اوليه با سيما تنها در عرض كمتر از چند ساعت، مجذوب ظواهر و كنش هاي رفتاري او شده و پنهاني به ازدواج موقت با او تن درمي دهد. به همين دليل نه تنها نمايش آن وقايع ابتدايي تماشاگر را، پيشاپيش از ظرايف وضعيت روحي نامتعادل محمود با خبر كرده بودند، بلكه چه بسا همين دو رويداد اوليه با وارد آوردن تلنگر عاطفي، نقش اصلي را در پيدا كردن غرايز او ايفا كرده بودند. شوكران در ارتباط با جايگاه اجتماعي محمود نيز داراي هاي اله مان ديداري و شنيداري است. در حالي كه محل سكونت محمود و سر و وضع ظاهري خود و همسرش گوياي خاستگاه سنتي و قشري محمود است، اما در آغاز فيلم او را در حال موضع گيري عليه عقايد عرفي و سنتي مدير مدرسه فرزندش درباره شرايط ظاهري دانش آموزان مي بينيم، كه همين امر، نشانگر فاصله گرفتن محمود از هنجارها و انديشه هاي طبقه اجتماعي خويش است. اندكي بعد هنگامي كه محمود در محيط كارش ضمن ارتقاء شغلي به مقام مديرعامل موقت كارخانه، همزمان به خريد ماشين مدل بالاي شخصي اقدام مي كند، به خوبي پايگاه اجتماعي روبه تغيير محمود در ذهن تماشاگران فيلم تعيين مي شود. از اين رو تنها پس از گذشت بيست دقيقه از زمان فيلم، بيننده تصاوير محمود را با اين شخصيت در حال گذر و اين موفقيت شغلي ناگهاني و اين تلنگرهاي احساسي، مشخصا آبستن حوادث ديده و بدين منوال واكنش او در برخورد با سيما را كاملا باورپذير مي يابد. متاسفانه هر اندازه كه فيلم در زمينه سازي گرايش هاي محمود به ايجاد اين رابطه موفق عمل كرده است، برعكس در پردازش رويكردهاي شخصيت سيما ضعيف و منفعل به نظر مي رسد. اگر انگيزه هاي محمود را بتوانيم نوعي وسوسه و لغزش ناگهاني و يا فرار از روزمره گي هاي زندگي زناشويي و در واقع حتي تنوع طلبي تصور كنيم، اما درباره سيما اصولا مشخص نيست كه علت گرايش او به محمود آيا از كمبودهاي عاطفي او پس از متاركه سرچشمه گرفته و نوعي فرار از تنهايي است و يا اينكه يك رفتار به دليل هوس و يا حتي يك حسابگري اقتصادي است. فيلم بدون اشاره به بار عاطفي اين رابطه، به سرعت از كم و كيف آن گذر مي كند و مجددا توجه خود را بر پايان آن متمركز مي كند. در اين زمان بيشتر از اين كه چالش هاي شخصيتي و ضربه هاي عاطفي وارد بر محمود و سيما به دنبال قطع اين رابطه به تصوير كشيده شود به عواقب اجتماعي و حقوقي اين متاركه تاكيد مي شود و قضيه حاملگي سيما و سرنوشت اين كودك محملي مي شود براي به نقد كشيده شدن قضيه ازدواج موقت و عواقب آن، به همين دليل ساختار دراماتيك داستان در زير پيام اجتماعي فيلم رنگ مي بازد، كه اين مهمترين ايراد شوكران است. علاوه بر پنهان ماندن ريشه هاي رفتاري شخصيت سيما، بسياري از شخصيتهاي ديگر فيلم مانند برادر محمود - كه حضوري زائد دارد - يا همسر محمود - كه بيش از اندازه ساده لوح معرفي شده - نيز در داستان فيلم جا نيفتاده اند. شوكران اگر چه يك برگردان ايراني از يكي از فيلمهاي هاليوودي است، اما مشكلاتش از اين امر سرچشمه نگرفته است، چرا كه انصافا افخمي در ايرانيزه كردن محيط فيلمش تلاش موفقي داشته است. اما مشكل از آنجايي آغاز مي شود كه كارگردان در پردازش شخصيتهاي داستانش - البته به جز محمود - پويا عمل نكرده و بيشتر دغدغه ارائه يك نگاه هدفدار اجتماعي داشته است، نكته اي كه شايد با وضعيت جديد افخمي - در مقام نماينده مجلس - چندان هم عجيب جلوه نكند. اختتاميه فيلم مهمترين سكانس آن نيز به حساب مي آيد: هديه تهراني - در احساسي ترين سكانس طول دوره بازيگري اش - در نقش سيما، در حالي كه به شدت گريه مي كند، درون اتومبيلش در حال حركت در جاده است. اين نما بلافاصله با نماي خنده هاي از ته دل محمود و همسرش در اتومبيلشان كه در همان جاده تردد مي كنند، قطع مي شود و همزمان در پس زمينه، صداي آژير آمبولانس نيز شنيده مي شود. هنگامي كه اندكي بعد آنها به صحنه تصادف مي رسند، محمود با ديدن اين صحنه و اطلاع از اين امر كه قرباني اين حادثه سيما بوده است، مبهوت به مسيرش ادامه مي دهد و فيلم به پايان مي رسد. آري سيما، خاكستر وسوسه محمود بوده است. نيما استواري مشكل عشق، نه در حوصله دانش ماست مي داني شوكران معني گياهي بسيا سمي را دارد و خواه ناخواه به ياد آن اصلاح طلب مي افتي كه متن دفاعياتش با اين نام منتشر شد.. و به ياد سقراط كه به جرم آنكه به آئين رسمي اعتقادي نداشت محكوم به مرگ گرديد و با نوشيدن جامي از شوكران زندگي را فداي عقيده خود نمود. ( ) 1 و سقراط كه استاد افلاطون بود، آئين يگانه پرستي را پيشه كرد، اما به بي ديني متهم گرديد و گرچه امكان فرار داشت به احترام مردم و قوانين وطن مرگ را استقبال نمود و جام شوكران را به طيب خاطر بنوشيد. ( ) 2 و اكنون شوكران فيلمي است ساخته بهروز افخمي، يك اصلاح طلب و يك نماينده مجلس، نماينده مردم تهران، شايد او نيز مانند دوست اصلاح طلبش وارد خطوط قرمز در صحنه فرهنگ گرديده و با آن فيلم آمده است تا در بيان حقايقي تلخ از جامعه كنوني مان شوكران را چونان فيلسوف يوناني اما بنوشد سيما، پرستار است، فلسفه آيا نمي داند، عشق را؟ مي داند نمي دانم. مشكل عشق نه در حوصله دانش ماست حل اين نكته بدين فكر خطا نتوان كرد او تنهاست و شوهري بي پناه، داشته كه ناگهان رهايش كرده است. پدري دارد اسير افيون، اهل ميدان خراسان و آن ديگري بچه محلي است با معرفت تر از بسياري ديگر، گرچه خود نيز اسير افيون... آن ديگري مردي موفق است. فلسفه آيا مي داند، عشق نيز ؟ مي داند مي دانم، نمي داند... همسرش در خانه در انتظار دو اوست فرزند دارد. به دلبري پاسخ مي دهد و فردا همسري ديگر دارد. شوكران نه محكوم كننده قشر و طبقه اي كه نگاهي جامعه شناسانه به شهري است كه بهروز افخمي امروز نماينده آن است و بايد بيانگر نظرات مردمان آن باشد، شوكران حكايتي است از غمها و ظلمهاي اين مردمان، نگاهي به پايتخت كشوري كه تعداد زيادي معتاد به صورت رسمي در گوشه و كنار آن سرزمين زندگي مي كنند و... شوكران نه محكوم كننده شغلي خاص كه تبيين تحقير و تنفير بسياري مردمان است بيشتر به خاطر آنكه برخلاف مسير آب شنا مي كنند... شوكران گياهي است كه گاهي بايد جامي از آن را نوشيد. شوكران را بايد ديد. بي هيچ بغض و كينه... - 1 فرهنگ فارسي دكتر معين جلد پنجم صفحه 769 - 2 فرهنگ دهخدا (حرف س ) صفحه 544 بابك قرائي مقدم