Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47970S8

Date of Document: 2000-04-26

چرا؟ آرامش پس از هجمه غير قانوني اخير به مطبوعات با استناد به قوانيني كه در دهه 30 براي تبهكاران و جنايتكاران حرفه اي تصويب شده بود، نقطه و نكته مشترك در بين تمامي بيانيه ها، سخنراني ها و اطلاعيه هاي گروهها و احزاب گوناگون دوم خرداد و نيز مركز ثقل يكي دو سخنراني رئيس جمهور صبور آقاي خاتمي، دعوت به آرامش بود. براي بسياري از جمله گروه هاي دانشجويي اين پرسش وجود دارد كه دولتي كه مشروعيت خود را از راي قاطع و تزلزل ناپذير مردم گرفته است، چرا حتي حاضر نيست كمترين بروز و تظاهرات مردمي را در اين شرايط در دفاع از خود بپذيرد. مگر خاتمي و جبهه دوم خرداد چيزي به جز راي قاطع مردم ؟ است پاسخ به اين پرسش با اندكي تامل بسيار آسان به است لحاظ عملي پيداست كه طرف مقابل - يا حداقل افراطيون آنها - بر طبل تظاهرات، تعطيل كردن و بگيروببند مي كوبد و ا گر آشوب يا تظاهرات بيروني قرار بود آنها را از تصميماتي كه گرفته اند منصرف كند، چنين هل من مبارز نمي طلبيدند. از سوي ديگر و به لحاظ نظري، برهاني قاطع در دست است: آيا آنها روزنامه ها را بسته اند كه روزنامه ها را بسته؟ باشند بديهي است كه چنين نيست. كما اين كه تجربه بستن سلام و اعتراض آرام دانشجويان كه با پا در مياني لباس شخصي ها به آشوب كشيده شددر ميان است. بديهي ترين نظريه آن است كه روزنامه ها را مي بندند كه هدف ديگري را تامين كنند. حدس زدن زنجيره حوادث بعدي چنان كه در ذهن آشوبطلبان رديف و طراحي شده است كار مشكلي نيست. اما همچنان طرف مقابل بر كج فهمي ديرين خود باقي است: آنها نمي دانند كه مردم مي فهمند. مردم اگر بدانند كه خواست آشوبطلبان بر هم خوردن آرامش است، صبر و شكيبايي مي كنند. مردم يك نكته را بدقت و درستي دانسته اند: روند اصلاحات بازگشت ناپذير است و در اين ميان بستن روزنامه ها، تعلل در اعلام نتايج انتخابات تهران و اعلام تاريخ انتخابات مرحله دوم، راه به جايي نخواهد بود. مردم اصلاح طلبي را از قانوني ترين روش آن آغاز كرده اند. حميداسلامي