Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47965S1

Date of Document: 2000-04-26

در نخستين جلسه دادگاه متهمان ترور حجاريان اعلام شد سعيد عسگر: فريب خورديم * سعيد عسگر: من و مجيدي بوديم مجيدي راننده موتور ومن ضارب بودم مدعي * العموم: سعيد عسگر اقرار كرده است طبق پيامي كه رهبرمعظم انقلاب دادند فهميديم كار ما اشتباه بوده است حجاريان را به پيشنهاد فردي ترور كردم كه تا لحظه حادثه او را نديده بودم! مدعي العموم: عملي كه موجب اخلال در نظم عمومي باشد همان فساد در زمين است گروه حوادث: سعيد حجاريان را به پيشنهاد محمدعلي مقدمي - كه اين پيشنهاد از سوي مجيدي به من منتقل شد - ترور كردم و تا لحظه وقوع حادثه مقدمي را نديده و هيچ مذاكره اي با وي نداشته ام. سعيد عسكر متهم رديف نخست و ضارب حجاريان ديروز در نخستين جلسه دادگاه در سالن نمازخانه دادگاه انقلاب اسلامي با اقرار به اينكه حجاريان را او ترور كرده واقدامات ديگر وي و همدستانش پيش از اين با تصميم جمعي همراه بوده است، گفت: به ابوالقاسم شفيعي نيز من شليك كردم و تلاش گروه ما به سرپرستي مرتضي مجيدي بر اين بود تا پيرامون خود را از فساد پاك كنيم و اگر اقداماتي از اين دست در شهرري انجام داده ايم، با هدف پاكسازي جامعه از فساد بوده است. نخستين جلسه دادگاه كه با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي و اغلب اعضاي شوراي شهر تهران همراه بود، با يك ساعت تاخير آغاز و در ابتداي جلسه زندي نماينده مدعي العموم از منظر حقوق اجتماعي شكايت خود را مطرح و گفت: چون حركت متهمان در ترور حجاريان امنيت ملي و ثبات و آرامش را در جامعه بر هم زده است، مخل امنيت و نظم اجتماعي است و حتي اگر كسي در مورد ترور شكايت هم نداشته باشد، جامعه نمي تواند از حق خود بگذرد و براي آنكه امنيت و آرامش در جامعه پايدار بماند، بايد با چنين حركاتي كه به نوعي فساد تلقي مي شود، برخورد جدي صورت گرفته و مباشران به سزاي اعمال خود برسند. وي گزارش چگونگي سوءقصد به حجاريان را براي دادگاه قرائت كرد و سپس افزود: عملي كه موجب اخلال در نظم عمومي باشد همان فساد در زمين است كه حاكميت ولايت پيامبر را خدشه دار مي كند ولي هر فساد في الارض نمي تواند از مصاديق محاربه باشد. وي سپس اسامي متهمان اين پرونده را به شرح زير اعلام كرد: - 1 سعيد عسگر - 2 سيدمحسن ( مرتضي ) مجيدي - 3 محمدعلي مقدمي - 4 علي پورچالويي - 5 مهدي روغني - 6 موسي جان نثاري - 7 سعيد گگوناني - 8 صفر مقصودي زندي سپس گفت: براساس تحقيقات انجام شده در پرونده، دلايل مختلف واقرارهاي متعدد و مكرري در مراحل تحقيقات بدست آمده است. مدعي العموم درادامه سخنان خود گفت: سعيدعسگر اقراركرده است طبق پيامي كه رهبرمعظم انقلاب داده اند فهميديم كار مااشتباه بوده و ناامني ايجادكرده ايم و ازاين كارمان پشيمان شده ايم. سپس وكيل ابوالقاسم شفيعي با طرح شكايتي از طرف موكل خود گفت: شفيعي از افراد حزباللهي و از كساني است كه براي انقلاب زحمات بسياري كشيده است. وي افزود: آقاي شفيعي كه مورد حمله مسلحانه قرار گرفت از مقلدان حضرت امام خميني (ره ) و مقام معظم رهبري است. سپس قاضي از محمودكاوه يكي ديگر ازشكات كه مغازه تعمير وسايل الكترونيكي داشته است، خواست تا شكايت خود را مطرح كند. كاوه گفت: از سال 68 بطور مرتب مرا مورد اذيت وآزار قرار داده اند درسال 70 مغازه ام را منفجر كردند و در تابستان پارسال نيز مغازه ام را به آتش كشيدند. وي افزود: علي پورچالويي به مغازه ام آمد و اسلحه اي را روي سرم گذاشت كه وقتي به عقب آمدم، گلوله به سينه ام خورد. كاوه گفت: از دست پورچالويي و موتورسوار همراه او شكايت دارم. در ادامه جلسه، رئيس دادگاه از سعيد عسگر سن و شغل وي را پرسيد و سوال كردآيااتهامات مطرح شده ازسوي مدعي العموم را قبول دارد يانه. سعيد عسگر گفت ساله 20 و دانشجو هستم و اتهامات مطرح شده را قبول دارم. قاضي رازقندي سپس از متهم خواست درباره نحوه ترور و شكل گيري گروه توضيح دهد. عسگر گفت: ما پس از اتمام ورزش شبانه در باشگاه دور هم جمع مي شديم وبه خاطر فسادي كه درمحل بود تصميم گرفتيم براي اصلاح اين فساد دور هم جمع شويم. وي درادامه افزود: اين تصميم پس از جريانات كوي دانشگاه تهران بود. وي درخصوص ترور حجاريان گفت: مقدمي به مجيدي گفته بود كه نيت شماخير است وبراي اصلاح فساد كار مي كنيد، عامل اصلي فساد حجاريان است و بادلايلي كه آورده بود گفته بود حجاريان دين شمارا زير سوال مي برد و قصدضربه زدن به دين اسلام رادارد. متهم رديف اول ترور حجاريان افزود: مقدمي با اين سخنان مجيدي رااغفال كرده بود كه بعد ما نيز فريب خورديم و اين كار انجام شد. وي گفت: مقدمي تاكيد كرده بود كه حتما حجاريان را بكشيم ولي مجيدي گفته بود كه ما قصد نداريم كسي رابكشيم بلكه وي را مورد ضرب وشتم قرارخواهيم داد ولي مقدمي گفته بود كه حجاريان با ضرب وشتم اصلاح نمي شود. عسگر درادامه اظهاراتش گفت: حتي مقدمي بانشان دادن دستش به نشانه اسلحه تاكيد كرده بود كه بايد حجاريان كشته شود تا كار تمام شود ولي مجيدي گفته بود كه قصد اين كار را نداريم. وي ادامه داد: روز جمعه قبل از عمليات، مجيدي بامن صحبت كرد وگفت مقدمي گراي حجاريان را گرفته و قرار است يكشنبه وي را به مانشان دهد وقرارما ساعت 8 صبح شد. رئيس دادگاه پرسيد، دركجا اين صحبت شد. متهم گفت: درمغازه موتورسازي مجيدي، مجيدي به مقدمي گفته بود كه حجاريان را كتك خواهيم زد ولي مقدمي گفته بود كه اگر بخواهيد كتك بزنيدشمارا مي گيرند، با اسلحه وي را بكشيد ومحل را ترك كنيد. ضارب سعيد حجاريان ادامه داد: سپس من با روغني صحبت كردم كه مراقباطراف باشد و وي نيز با جان نثاري صحبت كرده بود. وي تصريح كردكه من به روغني گفته بودم كه قصدمان ضرب وشتم حجاريان است. عسگر گفت: يكشنبه 22 اسفندماه سال گذشته ساعت 7 صبح من با اتوبوس وتاكسي به ميدان حر رفتم وطبق قرار ساعت 8 و 2 دقيقه مجيدي نيز با يك موتور سوزوكي هزار سر قرار آمد ومن به وي گفتم مگر قرارنبود كه باهوندابيايي 125 كه وي گفت قرار عوض شد. وي گفت: با همان موتورسيكلت به نزديكي ساختمان شوراي شهر رفتيم و ساعت 8 ودقيقه 20 يك نفر با باراني سرمه اي آمد كه مجيدي گفت وي مقدمي است و مقدمي وارد ساختمان شورا شد وسپس بيرون آمد و بااشاره گفت كه هنوزحجاريان نيامده است. متهم افزود: بعدازاين يك خانمي نيز با مقدمي صحبت كرد وبه سمت شهرداري تهران رفت وسپس مقدمي با اشاره گفت كه حجاريان مي آيد و به دنبال آن وي به سمت حجاريان رفت و بادادن نامه وي را متوقف كرد. عسگر گفت: من نيز به سمت آنان رفتم و وسط خيابان بهشت اسلحه رامسلح كردم ولي قصدم زخمي كردن حجاريان بود وبه همين لحاظ فك وي را نشانه رفتم ولي وي صورت خود را برگرداند وگلوله به صورتش اصابت كرد. وي فاصله خود با حجاريان را نيم متر عنوان كرد. وي اظهارداشت: پس از ترور حجاريان به اتفاق مجيدي به سمت ميدان منيريه رفتيم ومن آنجا ازموتور پياده شدم وبااتوبوس به ميدان وليعصر ( عج )رفتم وازآنجا نيز پياده به فروشگاه قدس كه محل قرار من با روغني وجان نثاري بود رفتم. عسگر گفت: جان نثاري به من گفت تيرزديد كه من گفتم بعدا توضيح مي دهم و آنجا سلاح را به وي دادم. قاضي پرسيد: چه ساعتي ازمنزل خارج شديد وآيا كسي شما را به هنگام خروج ازمنزل ديد. عسگر گفت: ساعت 7 صبح خارج شدم و مادرم ديد كه من ازمنزل بيرون رفتم. قاضي رازقندي پرسيد، آيا ادعاي پدرتان را كه گفته است شما آن روزاز منزل خارج نشده ايد قبول داريد. متهم گفت: نخير زندي نماينده مدعي العموم پرسيد موتور متعلق به كيست. عسگر گفت: مجيدي آورده بود. زندي پرسيد، دراين جريان چه كساني تصميم گرفتند. متهم گفت: مقدمي، و نقشه طبق كروكي وي اجرا شد. زندي پرسيد، آيا اين موضوع در بين جمع گروه تصميم گيري شد. عسگر گفت: نه خير، فقط توسط مقدمي اين تصميم اتخاذ شد و مجيدي نيزبه دليل اعتمادي كه مقدمي داشت آن راپذيرفت. زندي گفت: تشخيص كار برعهده چه كسي بود وهمچنين نوع اسلحه چه بودومتعلق به چه كسي بود. عسگرگفت: تشخيص با خودمان بود و نوع اسلحه ماكاروف و متعلق به مجيدي بود. زندي گفت: آن روز چندبار باآن اسلحه شليك كردي. عسگرگفت: يك بار. من قصد كشتن حجاريان رانداشتم زيرا اگر قصدم كشتن بودخشاب پراسلحه را بر روي وي خالي مي كردم، قصد ما ضرب وشتم بود. زندي پرسيد، بعد از فروشگاه قدس كجا رفتيد. عسگر گفت: بعداز ترك فروشگاه قدس به سينما بهمن رفتيم و 11و 30 تاساعت دقيقه داخل سينمابوديم و ساعت 12 و 45 دقيقه به منزل رسيدم. قاضي پرسيد، به هنگام ترور، مقدمي چه كار مي كرد. عسگر گفت: وي حجاريان را متوقف كردويك پسر جوان نيز مقابل مقدمي به صورت مشكوك حركت مي كرد. قاضي گفت: ازمحل فيلمبرداري شده است. وي سپس از متهم پرسيد: آيا حجاريان محافظ نداشت. عسگر گفت: مقدمي قبلا گفته بود كه حجاريان اسلحه و محافظ ندارد. رازقندي درادامه سوال خود پرسيد، چه كسي پيش حجاريان بود. متهم گفت: مقدمي و يك شخص ديگر كه موهايش را بالا زده بود وته ريش و عينك داشت ولباسهايش تيره بود كه آن فرد روبروي من و مقدمي پشت به من بود. قاضي: آيا آن فرد تو را ديد. متهم: متوجه نشدم. قاضي: عكس العمل مقدمي چه بود. متهم: عكس العملي نديدم. قاضي: چند تيردر اسلحه داشتيد. متهم: اينگونه كه گفته اند سلاح پر بود. قاضي: سلاح را به كجاي حجاريان نشانه گرفتيد. متهم: بين فك قاضي درادامه پرسيد: آيا قبلا ازاين اسلحه استفاده كرده بوديد. عسگر: بله در زدن شفيعي رازقندي: باچه كساني به سينما رفتيد. متهم: با روغني رفتيم چون ازقبل پيش بيني كرده بوديم كه يك سينمانيز رفته ويك فيلم نيز ببينيم. قاضي: باچه كساني بعدازاين ماجرا تماس حضوري و تلفني داشتي. متهم: با جان نثاري و روغني تماس حضوري داشتم وتماس تلفني نداشتم. قاضي: اسلحه را چه كرديد، چه مدت پيش شما بود. متهم: دوروز بعد اسلحه را از جان نثاري گرفتم ويك روز پيش من بودكه بعد شنيدم مجيدي دستگير شده است و ساعت 10 شب اسلحه را به كانال فاضلاب نزديك خانه مان پرت كردم. قاضي گفت: متاسفانه تاكنون اسلحه پيدا نشده است. حسين رازقندي سپس از سعيد عسگر پرسيد، چه زماني دستگيرشديد. متهم: شنبه 28 اسفندماه سال گذشته. زندي نماينده مدعي العموم پرسيد، آيا مجوز شرعي براي اين كار رامي گرفتيد. متهم: نه خير خودمان انجام مي داديم. زندي پرسيد، موضوع عظيما چه بود. عسگر: اين موضوع صحت ندارد وكذب است. سپس قاضي پرسيد: مقدمي با چه كسي درداخل شورا صحبت مي كرد. عسگر: مقدمي درزندان گفت كه درشورا با حكيمي پور صحبت مي كرده و ازوي نامه گرفته است. قاضي: شما آيا قبلا مقدمي را مي شناختيد. متهم: نه خير بلكه مقدمي دست روي قرآن گذاشته بوده و ادعاهاي خود راباقسم به قرآن عنوان كرده بود كه مجيدي نيز به آن اعتماد كرده بود. قاضي: راجع به ترور شفيعي بگوييد. عسگر: صبح وقتي وي از منزل خود خارج شد من با مجيدي او را تعقيبكرديم و وقتي به ميدان نماز درشهرري رسيد به سمت كتف وي شليك كردم وبراي باراول بود كه با آن اسلحه تيراندازي مي كردم كه بعدا گفتند به قلب وي اصابت كرده است. وي ادامه داد: بعد ازشليك گلوله شفيعي ما را تعقيب كرد و اگر تندنمي رفتيم مارا زير مي گرفت كه به اين لحاظ چند گلوله نيز به سمت ماشين وي شليك كردم. قاضي: دقيقا دراين ترور چند نفر بوديد. عسگر: من و مجيدي بوديم كه مجيدي راننده موتور و من ضارب بودم. قاضي: موضوع انداختن كوكتل مولوتف به منزل شفيعي را قبول داريد. متهم: نه خير. سپس رازقندي رئيس شعبه 32 دادگاه انقلاب اسلامي تهران ساعت 25 12 و دقيقه پايان جلسه دادگاه را اعلام كرد اما از زمان برپايي جلسه بعدي خبري نداد.