Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47964S2

Date of Document: 2000-04-26

پيام مديريت مديريت; انگيزش و خلاقيت مسائل انگيزشي مدتها است كه به عنوان منشاء پيچيدگي رفتار و شناخت چگونگي آن مورد تحقيق دانشمندان بسياري قرار گرفته است. مقوله انگيزش را در 3 حالت مي توان مورد بررسي قرارداد: - 1 كيفيت انگيزش كه تعيين كننده نوع و شكل آن است. به عنوان مثال، مي توان از احساس برابري در تئوري برابري انگيزش نام برد كه در صورت ايجاد اين احساس، كيفيت كار در حد انتظار مي شود. - 2 سطح انگيزش كه بيانگر ميزان آن است كه دامنه يا حجم كمي كار را تنظيم مي كند و در صورت عدم احساس برابري، از طريق كاهش كميت خود را به برابري مي رساند. - 3 جهت انگيزش كه تعيين كننده مسير و كاربرد آن است كه با احساس عدم برابري، حركت مخرب و در صورت احساس برابري داراي حركت سازنده خواهد بود. براي اين كه حالات انگيزشي، به تفكر خلاق تبديل شود، تغيير لازم است. تغيير در حالت پايدار آن، بهترين بستر براي ايجاد جرقه فكري است، تغيير پايدار به اين امر مربوط است كه افراد را چگونه داراي انگيزه كنيم. موارد زير تعدادي از اين نظريات در اين زمينه است: - 1 پاداشهاي دروني از پاداشهاي خارجي مناسبترند (فردريك هرزبرگ ). - 2 عوامل بهداشت محيط بررفتار انسان آثاري موقتي دارند (هرزبرگ ). - 3 نيازهايي كه به قدرت و وابستگي مربوط است معمولا در موقعيتهاي تغيير پايدار برآورده مي شود (مك كله لند ). - 4 تئوري Y بهتر از تئوري X افراد را به انگيزه وامي دارد (مك گري گوري ). - 5 برنامه هاي انگيزش مثبت يا منفي به صورت مقطعي يا اتفاقي، تغيير پايدار را به حداكثر مي رساند (اسكينر ). - 6 مديراني كه تقسيم سبك رهبري آنان S( مشاركتي ) 3 و S4 ( تفويضي ) مي باشد، موفق ترند (رنسيس ليكرت ). - 7 نيازهاي برتر بيشتر از نيازهاي پايين تر عوامل تغيير را تامين مي كنند (آبراهام مزلو ). - 8 عامل مهم انگيزش خود تغيير است نه عامل تغيير (مطالعات هاثورن ). حسن قاسمي شاد