Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47962S2

Date of Document: 2000-04-26

در حاشيه برگزاري مراسم تغيير نام وزارت فرهنگ وآموزش عالي با حضور رئيس جمهوري; وزارت علوم، تحقيقات و فناوري الزامها و كاركردها مسئولان وزارت فرهنگ و آموزش عالي كنوني در حال تهيه وظايف و تعيين ساختار وزارت علوم، تحقيقات و فناوري هستند و تلاش مي كنند چارت تشكيلاتي اين وزارتخانه و شرح وظايف و مسئوليتهاي آن را در موعد مقرر قانوني به دولت و مجلس ارائه كنند. در ساختار جديد، عنوان فرهنگ از نام قبلي وزارت حذف شده و وزارتخانه جديد به سمت تكنولوژي فناوري، بيشتر، گرايش پيداكرده است. اين درحالي است كه در جهان امروز، كاركرد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي از كاركرد صرف علمي، فني و آموزشي به طرف كاركردهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي نظير تربيت شهروندان و ارتباطگران فعال و... حركت كرده و ارتباط و رابطه ويژه اي با جامعه پيدا كرده به عنوان است نمونه در جامعه ايران، بويژه پس از انتخابات هفتم رياست جمهوري در دوم خرداد 76 دانشگاهيان به طور عام و دانشجويان به طور خاص، به يك گروه مرجع تبديل و پيشتاز بسياري از حركتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي شده اند. مي توان گفت نگاه جامعه امروز ايراني براي يافتن پاسخ مسائل خود، به دانشگاه با است آغاز هزاره جديد دانشگاه مي تواند و بايد پاسخگوي بسياري از چالش هاي محيطي باشد كه خود در آن به تعالي و تكاپو مشغول است. هرگونه توجهي به تصوير و صورت عمومي فرهنگ و تاريخ بدون بررسي نقش ها و تاثيرات دانشگاه ناقص خواهد بود. دانشگاه رابطه خاصي با جامعه دارد و نقش حساسي در بازنمايي فرهنگ و نيز اثرگذاري بر جامعه ايفا مي كند. درواقع دانشگاه رسالت چند جانبه مطالعه جامعه، به چالش كشيدن عقايد مرسوم، توليد انديشه هاي نو و تكثير ارزش هاي اجتماعي در بين دانشجويان و به طور كلي جامعه دارد. * به هر رو، دانشگاه علاوه بر اينكه بر بنياد علم ايجاد شده و نقش محوري و اساسي در تثبيت فرهنگ علمي ايفا مي كند، در تحليل و يافتن پاسخ مهمترين و اساسي ترين پرسشهاي جامعه نيز داراي نقشي غيرقابل انكار است. درك بوك رئيس، سابق دانشگاه هاروارد، در كتاب هزينه قريحه ( ) 1993 شرح مي دهد كه دانشگاهها و دانشگاهيان و محققان، علاوه بر آن كه منبع اصلي سه جزء اساسي پيشرفت و بالندگي ملتها يعني كشف هاي نو دانش، تخصصي و مردمي فرهيخته هستند، سنت و فرهنگ ما را تفسير مي كنند و انتقال مي دهند و در راه شناخت جهان و جايگاه ما در آن كمك مي كنند. آنها همچنين نقش مهمي در ارزيابي و نقد حكومتها و سياستهاي عمومي و نهادها دارند. با چنين وضعيت و چشم اندازي، دست اندركاران وزارت جديد علوم، تحقيقات، فناوري و بويژه شخص وزير محترم بايد به اين نكته توجه نموده كه تغيير و تحول در اين حوزه مهم و اثرگذار، تنها با تغيير عناوين و الفاظ و به عبارتي تغيير فرم ميسر نخواهد شد و ضروري است با نگاهي ژرف و متفاوت با دنياي جديد، مسائل مهم و كلان جهاني، جهان نگري و آينده نگري، به سمت پي ريزي ساختارهاي تازه بويژه در روند آموزش و تعليم و تربيت دانشجويان در جهت ارائه و انتقال ديدگاهها، مهارتها و توانايي هاي فكري، فرهنگي به آنان متناسب با دنياي جديدي كه در آن زندگي مي كنند، حركت نمايند. شايد مطالعه، بررسي و نقد عالمانه و محققانه دانشگاه و نهاد آموزش عالي و نقش آن در عرصه فرهنگ و اجتماع و حتي سياست در طول سالهاي گذشته و بخصوص دو دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، پيش از پي ريزي بناي جديد، مفيد فايده افتد. * محمد علي كريمي * ام. آر. سي. گرينوود و ديگران، هزاره آتي از آن؟ كيست، ترجمه اسماعيل يزدانپور در دانشگاه، تحولات و چشم اندازها معاونت، فرهنگي و اجتماعي وزارت فرهنگ و آموزش عالي 1378 صفحه. 1