Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47962S1

Date of Document: 2000-04-26

از ظرفيت عظيم اولياي دانش آموزان به خوبي استفاده نمي شود... گفت و گو با وزير آموزش و پرورش - بخش پاياني اشاره; بخش هاي اول تا سوم گفت وگو با حسين مظفر وزير آموزش و پرورش را در 4 5 روزهاي و 6 ارديبهشت ماه در همين صفحه خوانديد. آن چه در پي مي آيد بخش پاياني اين گفت و گوست كه در آن چند مسئله عمده مرتبط با آموزش و پرورش مورد بررسي قرار گرفته است. * گفته مي شود به دليل وضعيت نا مناسبي كه مراكز تربيت معلم داشته اند قرار است اين مراكز در آينده حذف شوند و درس هايي كه در اين مراكز آموزش داده مي شود در دانشگاه آزاد ارائه شود. * خير. اتفاقا سه شيوه را براي تربيت معلم در نظر گرفته ايم. يك شيوه اين كه در مناطق برخوردار، جذب از طريق فارغ التحصيلان كارشناسي دانشگاهها با گذرانيدن دوره يك ساله مهارت آموزي صورت مي گيرد كه اين دوره را در شوراي عالي برنامه ريزي به تصويب رسانيده ايم. شيوه دوم نيز به اين صورت است كه در مناطق نيمه برخوردار، جذب از طريق ديپلمه ها صورت مي گيرد و آموزش آنها در مراكز تربيت معلم انجام مي شود و مدرك فوق ديپلم به آنها اعطاء مي شود. اين كار توسعه پيدا كرده است و تعداد دانشجويان اين مراكز از شش هزار به نوزده هزار دانشجو رسيده است. شيوه سوم نيز بومي پذيري در مناطق محروم با داير كردن دانشسراهاي سه ساله پيوسته كارداني است كه يك سال مربوط به پيش از ديپلم و دو سال نيز پس از ديپلم براي تربيت و نيروي انساني مورد نياز مناطق محروم تامين شده و باعث ثبات مناطق محروم و احياي وضعيت مناطق محروم مي شود. * يكي از كاركردهاي انجمن اولياء و مربيان ايجاد احساس مسئوليت در ميان اولياء نسبت به سرنوشت تربيتي و تحصيلي فرزندانشان و سوق دادن بخشي از امكانات معنوي، علمي، تربيتي و مالي جامعه به سمت مدارس است. در حالي كه آموزش و پرورش در دستيابي به اين اهداف انجمن اولياء و مربيان چندان موفق نبوده است و هدف فعاليت انجمن هاي اولياء و مربيان بيشتر بر روي پول گرفتن از اولياي دانش آموزان متمركز شده است. نظر جنابعالي؟ چيست * قبول دارم. متاسفانه تا اين لحظه از ظرفيت عظيم اولياي دانش آموزان به صورت يك بعدي استفاده شده است. يك بعدي بودن آن هم تنها از لحاظ مادي بوده است. به همين خاطر تبديل به دافعه و بي رغبتي شده است. در اين باره به طور مفصل ايجاد نگرش كرده ايم. گفته ايم كه مديران مدارس - در قالب طرح مدرسه محوري - بايد از همه ظرفيت عظيم اولياء استفاده كنند. يعني از مشاركت آنها در زمينه هاي برنامه ريزي، كارهاي اجرايي، مسائل عاطفي، فرهنگي و آموزشي و... استفاده كنند. ضمن اين كه اولياء دانش آموزان را هم به عضويت شوراي مدرسه در آورديم تا در تصميم سازي هاي مدرسه سهيم باشند. يكي ديگر از برنامه هاي ما در اين زمينه مانند مشاركت معلمان، نهادينه سازي مشاركت اولياء در مسائل مختلف مدرسه است. اين كار جزو اولويت هاي ما در سال 79 است. * تعدادي از فرهنگياني كه در آزمون اعزام به خارج در سالهاي اخير شركت كرده اند مي گويند كارنامه و نمره هاي فرهنگياني كه در اين آزمون شركت كرده اند چندان تاثيرگذار نيست. و در نهايت كساني به كشورهاي خارجي اعزام مي شوند كه اصطلاحا جزو نورچشمي ها و عمدتا از ميان مديران كل و معاونان بر كنار شده و سابق وزارتخانه هستند. * به شدت اين موضوع را نفي مي كنم. يك تهمت است و از روي بي اطلاعي و يا غرض ورزي است. براي آزمون اعزام به خارج از كشور، معيارها و شاخص هايي وجود دارد و هر يك از فرهنگيان مي توانند در اين آزمون شركت كنند و دو برابر ظرفيت امتيازهايي كه در نظر گرفته شده است پذيرفته مي شوند. انتخاب نهايي نيز پس از انجام مصاحبه صورت مي گيرد. مصاحبه هم براي تشخيص لهجه فرد و ساير شايستگي هاي او صورت مي گيرد. چون لهجه افرادي كه اعزام مي شوند بسيار مهم است و نبايد لهجه غليظ داشته باشند. * حتما جنابعالي هم اذعان داريد كه مسائلي كه در آموزش و پرورش وجود دارد بسيار زياد است و شما به عنوان عالي ترين مقام در آموزش و پرورش مي توانيد در سخنراني هايتان درباره مسائل و مشكلات فراوان آموزشي و پرورشي صحبت كنيد. ولي خيلي وقت ها مشاهده مي شود كه به جاي اظهارنظر درباره مسائل آموزشي و پرورشي درباره مسائل سياسي صحبت مي كنيد و در سخنراني هايتان كسي يا جايي را محكوم مي كنيد. چرا به جاي اين كه بيشتر درباره مسائل آموزشي و پرورشي صحبت كنيد درباره مسائل سياسي اظهارنظر ؟ مي كنيد * خير. اين طور نيست. * مثلا مصاحبه جنابعالي با روزنامه جمهوري اسلامي * همين يك مورد بود. * ولي سخنراني هايي نيز درباره مسائل سياسي داشته ايد. * سخنراني هاي من آماده شده و براي روزنامه ها فرستاده شده مي توانيد است اين سخنراني ها را بخوانيد و درباره آن قضاوت كنيد. ولي يكي از وظايف آموزش و پرورش فرهنگ سازي است. فرهنگ سازي در درون آموزش و پرورش و نيز در جامعه. يعني ما وقتي كه از توسعه سياسي صحبت مي كنيم بايد بدانيم كه توسعه سياسي كار آموزش و پرورش و از وظايف آموزش و پرورش است. تفاوت ما با گروههاي جامعه و افراد آزاد جامعه اين است كه ما توسعه سياسي را به صورت متعادل مطرح مي كنيم. همان طور كه ظرفيت وجودي دانش آموزان ما اين طور ايجاب مي كند. زماني كه از تربيت سياسي صحبت مي كنيم، حتما هيجان گرايي و احساس گرايي را محكوم مي كنيم. حتما سياست گريزي را محكوم مي كنيم. حتما هيجان گرايي و احساس گرايي را محكوم مي كنيم و سياست زدگي را مطرح مي كنيم. تربيت سياسي همراه با ديانت، عقلانيت و منطق را نيز مي پذيريم. وقتي كه مي خواهيم توسعه فرهنگي و فرهنگ سازي را مطرح كنيم، مي خواهيم بگوييم كه همه ابعاد يك موضوع و يك واژه و مفاهيم را بايد مورد توجه قرار داد. از اين رو، كساني كه تنها يك بعد را مطرح مي كنند نفي مي كنيم. مي گوئيم وقتي از اسلاميت صحبت مي شود، بايد از جمهوريت نيز صحبت شود. از جمهوريت كه صحبت مي شود بايد درباره اسلاميت هم صحبت شود. فرهنگ سازي يعني همين. يعني دانش آموزان و نسل جوان ما بايد بدانند وقتي كه يك نظامي را مي خواهند تعريف كنند; در تعارض بين جمهوريت و مردم سالاري و اسلامگرايي گير نكنند. ما مي گوييم تعارض اصلا وجود ندارد. تنها نظامي كه توانسته است مردم سالاري و اسلامگرايي و مردم گرايي را با هم جمع كند همين نظام است. وقتي صحبت از سنت و مدرنيزم مي شود، هم كساني را كه مي خواهند در سنت بمانند را مي كوبيم و هم كساني را نفي مي كنيم كه مي خواهند همه هويت و گذشته تاريخي خودشان را نفي كنند. يعني كساني كه سنت و مدرنيزم را در برابر هم قرار مي دهند. مي گوييم بر روي سنت هاي اصيل با نگاهي نو و هوشمندانه مي ايستيم. نگاهي هوشمندانه، هوشيارانه و گزينشي براي استفاده از دستاوردهاي روز متناسب با هويت اصيل خودمان. اين كارها كه برخورد سياسي نيست. اين عين متانت سياسي است. يعني در حقيقت فرهنگي را مي خواهد براي جامعه ما جا بيندازد كه بداند چگونه بايد در جامعه رفتارشان و كردارشان را تعديل كنند. هر جا كه من صحبت كردم، افراط گرايي را نفي كرده ام. افراط گرايي كه بزرگ ترين آفت آن در نسل جوان ما منتقل مي شود و ما چيزي كه در جامعه اتفاق مي افتد مي گوئيم نسل جوان ما بايد متانت سياسي داشته باشد و ابعاد فرهنگي را رعايت كند. يعني به همه ابعاد توجه كند تا بتواند انسان كاملي بشود و يك شهروند درست باشد. من فقط يكجا درباره مسائل عمومي جامعه صحبت كرده ام كه آن هم درباره اخلالگران در خيابان بوده است. البته متناسب با شرايط آن روز و حساسيت هايي كه يك عده اوباش آفريده بودند صحبت در كردم عين حال مسئله را با دانشگاه هم جدا كرديم و برخورد غلط با دانشگاه را كوبيديم و محكوم كرديم. خواهان پيگيري اين مسئله بوديم و در نهايت نيز اخلالگران را كوبيديم. در همان جا هم گفتيم وظيفه رسانه ها و مطبوعات و جناح ها اين است كه در مواقع حساس جامعه، مصالح عموم را در نظر داشته باشد و بلوغ سياسي از خودشان نشان دهند و عليه يكديگر در تضاد نباشند. به نظرم اين هم به نوعي فرهنگ سازي بوده است. بيش از 200 سخنراني درباره مسائل آموزش و پرورش داشته ام. * ظاهرا قرار است از سال آينده به دانش آموزان دوره ابتدايي كارنامه تعلق نگيرد و در مقابل نظر معلم درباره دانش آموزان دوره ابتدايي و اين كه قبول شده است يا خير اعلام شود. * البته اين طور نيست، ولي جهت ارزشيابي در پايه هاي اول دبستان بايد از دانش آموزان به سمت معلم باشد. اين سياست اصلي ما است. يعني اگر پس از ارزشيابي از دانش آموز پايه اول ابتدايي، او را مردود كنيم، دانش آموز مقصر نيست. بلكه معلم مقصر است كه نتوانسته به دانش آموز آموزش بدهد. اين جهت گيري ارزشيابي از دانش آموز به معلم در پايه هاي اوليه دبستان جزو سياست هاي ما است و درباره چگونگي اين جهت گيري برنامه ريزي هايي در دست اقدام است. * از اين كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزارم. * من هم تشكر مي كنم.