Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790207-47959S2

Date of Document: 2000-04-26

گزارشي از برپايي سه نمايشگاه نقاشي در نگارخانه برگ; دنياي متفاوت رنگ و فرم اثر: فرزاد گلپايگاني اثر: مانيا اكبري * گروهي از نقاشان كشورمان مانند پرويز تناولي، مسعود عربشاهي و استاد قندريز ازنقوش قديمي به نحو احسن استفاده كردند و توانستند اين حركت را به اوج برسانند. اما اكنون اين حركت رها شده است، در حالي كه نياز به پيگيري دارد نمايشگاهي از آثار نقاشي ژيلا كامياب در گالري شماره يك نگارخانه برگ برپا شده است. كامياب متولد 1336 و فوق ليسانس در رشته نقاشي است. وي حدود بيست سال است در رشته هنر تدريس مي كند و در ده سال اخير، مدرس رشته هاي گرافيك و طراحي صنعتي در دانشكده هاي هنري است. وي در مورد آثارش مي گويد: اين آثار بيشتر تاثير گرفته از فضاي داخل منزلي است كه در آن زندگي مي كنم. من اين فضا را بسيار دوست دارم و در آن احساس آرامش مي كنم. در نتيجه در تمام كارهايي كه ارائه مي دهم، ناخودآگاه بخشي از فضاهاي داخل خانه، خودشان را نشان مي دهند; البته با شيوه اي كه پس از سالها كاركردن به دست آورده ام. مي توانم بگويم آثارم داراي سبكي است ميان آبستره و فيگوراتيو و نمي توان گفت فيگوراتيو صرف و يا آبستره ناب است. اين نقاش آثارش را به دو دسته طراحي و نقاشي تقسيم مي كند، ولي مرزي ميان اين دو قايل نيست. وي معتقد است; طراحي ها و نقاشي هايش دقيقا يك دنيا را بيان مي كنند وبا سرعتي مشابه كار شده اند، فقط مي توان گفت نقاشي ها، طراحي هاي رنگيني هستند از نظر كامياب، دسته اي نقاشي وجود دارند كه بايد براي اجراي آنها زمان بسياري صرف كرد و برنامه ريزي هاي خاصي براي شان انجام مي شود. چنين آثاري نياز به پيش طرح دارند كه به آن طراحي گفته مي شود. ولي نقاشي هايي كه من در اين نمايشگاه ارائه كرده ام و في البداهه بر روي بوم مي آيند، به نوعي طراحي هستند. از اين جهت است كه مرزي بين طراحي و نقاشي قايل نيستم. وي در ادامه مي گويد: به طور كلي، چه در طراحي و چه در نقاشي، بايد از مباني هنرهاي تجسمي به خوبي آگاه بود. چنانچه هنرمند، مباني را بداند و از حس قوي هم برخوردار باشد، اثري خوب ارائه مي كند. كامياب، همچنين در مورد وضعيت كنوني مدرنيسم در نقاشي معتقد است; اكنون هر كس بر اساس آنچه به آن ايمان دارد، كار مي كند. الان دوره پست مدرن است و هركس مي تواند برداشت هايي را كه از گذشته دارد با آنچه اكنون مي بيند ادغام و كار جديدي عرضه كند. به نظر من، اغلب آثار مدرن صادقانه و به خوبي كار مي شوند و من شخصا اين آثار را مي پسندم. وي مي گويد: نقاشي ايراني و سنتي و مكاتبي چون هرات و تبريز از طر في مدرن محسوب مي شوند. براي مثال، نقاش مينياتوريست در گذشته در زمينه تاش هاي رنگي، فرمها و پرسپكتيو مدرن كار كرده است و ما اگر بخواهيم به پيشينه مان بنگريم، متوجه مي شويم كه از نظر هنري، پيشينه مدرني داريم. يعني نمي توان گفت آثار گذشته، كلاسيك محسوب مي شوند. چون كلاسيك اصلا مربوط به دوراني در اروپا بوده است. اينكه جوانان در زمينه نقاشي مدرن كار كنند، بسيار خوب است، اما بايد پشتوانه آكادميك نيز وجود داشته باشد تا اصول كار مدرن آن چنان كه هست، رعايت شود. در سالن شماره 4 نگارخانه برگ نيز نمايشگاه نقاشي هاي سوررئال فرزاد گلپايگاني شامل 22 تابلو برپاست. فضاي آثار اين دانشجوي رشته گرافيك، ميان اكسپرسيون و سوررئال قرار دارد كه به گفته خودش، فضاي برخي به سوررئال و برخي ديگر از آثار به اكسپرسيونيسم نزديكترند. وي سعي كرده فرم آثارش را بيشتر بر اساس محتواي كار، ارائه كند. وي مي گويد: به نظر من، محتوا اهميت بسياري دارد و تنها با توجه به زيبايي كافي نيست. من سعي مي كنم محتواي اثرم به گونه اي باشد كه تفكري را در ذهن بيننده ايجاد كند. وي ادامه مي دهد: فكر مي كنم بايد اين گونه نقاشي كنم. اگرچه ممكن است خيلي عامه پسند جلوه نكند، ولي من وظيفه خود مي دانم كه چنين چيزي را به تصوير من بكشم در تابلوهايم سعي مي كنم تا به طور مستقيم به چيزي اشاره نكنم. چون در اين صورت فكر مي كنم آثارم زيباترند. بسياري از بينندگان آثار نقاشي گمان مي كنند پس از ديدن اثر، بايد به يك نتيجه قطعي برسند; مثل معمايي كه بايد حل شود تا به چيزي رسيد. آثاري كه من در اين نمايشگاه ارائه داده ام، هرگز چنين نيست، بلكه هدف، ايجاد يك حس و تفكر در مخاطب است و هر كس مي تواند هر برداشتي از آن داشته باشد. به همين جهت هيچ عنواني را براي آثار انتخاب نكرده ام. سالن شماره 3 نگارخانه برگ نيز شاهد برپايي نمايشگاهي از آثار نقاشي مانيا اكبري است. در اين نمايشگاه تعداد 20 تابلوي رنگ روغن شامل ده تابلو با ابعاد كوچك ( x) 4040 و ده تابلو با ابعاد xبزرگ متر ( ) 22در معرض ديد عموم قرار گرفته اند. مانيا اكبري در حدود پنج سال با استادان مختلفي چون يعقوب عمامه پيچ، بابك اطميناني و مسعود عربشاهي كار كرده و دوره هاي مختلفي را گذرانده است، مجموعه به نمايش درآمده به عنوان اولين حركت جدي وي در اين زمينه محسوب مي شود. وي در آثارش، بيشتر از نقوش گذشته ايراني استفاده كرده و طراحي هايش را بر اين اساس و به صورت مدرن انجام داده است. اين نقاش در مورد نحوه دستيابي به چنين فرمي، مي گويد: طراحي، پايه تمام هنرهاست و به همين دليل تاكيد و توجه بسياري به آن دارم. براي عرضه يك اثر هنري خوب، تمرين زياد طراحي در كنار مطالعه و خلاقيت لازم است. البته نوع نگاه نقاش نيز اهميت دارد و از همه مهمتر، بخش معنوي كار است كه من در آثارم، بيشترين بها را به اين بخش داده ام. اكنون بسياري از دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته هنر توانسته اند نگاه چشم خود را تغيير دهند، ولي متاسفانه هنوز نتوانسته اند چشم شان دل را باز كنند. در حالي كه اين بخش مهمي است كه بايد هر هنرمندي به اين مرحله برسد خط، سطح، بافت و رنگ ابزارهايي هستندكه همه انسانها درجستجوي رسيدن به آن مي باشند. اين نقاش مي گويد: بخش مهمي كه متاسفانه دانشجويان ما كمتر در كار به آن توجه مي كنند، مربوط به گذشته ايران است. ريشه و محتواي ما ايرانيان بخش با اهميتي است كه در همين خاك وجود دارد. اغلب نقاشان بزرگ غرب تحت تاثير شرق بوده اند، اما برخي هنرجويان ما تحت تاثير غرب قرار گرفته اند. در حالي كه مي توانند به گذشته ايران مانند دوران ساساني، سومر، آشور، عيلام و يا دوران قبل و بعد از اسلام از طريق كتابهاي موجود، رجوع كنند و دريابند كه هنرمندان اين زمان ها بي آن كه از دوره آكادميك اطلاعي داشته باشند، هر چه را عرضه كرده اند، از درون شان سرچشمه گرفته در است بخش طراحي نيز به نظر مي رسد، مقداري سستي و كاستي از سوي نقاشان جوان ديده مي شود. به اين دلايل سالهاست كه شايد كارهاي خيلي ارزشمندي توسط نسل جوان عرضه گروهي نشده اند از نقاشان كشورمان مانند پرويز تناولي، مسعود عربشاهي و استاد قندريز از اين نقوش قديمي به نحو احسن استفاده كردند و توانستند اين حركت را به اوج برسانند. اما اكنون اين حركت رها شده است. در حالي كه نياز به پيگيري دارد.