Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790206-47952S1

Date of Document: 2000-04-25

در هشتمين جلسه محاكمه مهاجمان به كوي دانشگاه مطرح شد ميراحمدي التماس كرد نظري جلوي حمله و خونريزي را بگيرد، اما او نپذيرفت گروه حوادث: هشتمين جلسه رسيدگي به اتهامات مهاجمان كوي دانشگاه ساعت 9 صبح روزشنبه در شعبه هفتم دادگاه نظامي تهران به رياست قاضي طباطبايي آغاز به كار كرد. درابتداي اين جلسه، قاضي دادگاه اعلام كرد: در مدت زمان بين جلسات قبلي محاكمه، نماينده رسمي اين دادگاه به بيمارستانهايي كه مصدومان حادثه كوي دانشگاه به آنجا اعزام شده بودند، فرستاده شد. وي افزود: با دريافت مدارك پزشكي مصدومان از اين بيمارستانها وارسال اين مدارك به پزشكي قانوني، پرونده باليني تشكيل خواهد شد تا نوع صدمات مشخص شود و در صدور حكم ديه مورد استناد قرار بگيرد. پس از سخنان قاضي در آغازاين جلسه، سردار نظري به عنوان متهم در جايگاه قرار گرفت و در ادامه دفاعيات خود گفت: درطول دفاعيات مطرح شده در جلسات قبل سعي كردم واقعه كوي ازساعت 23 تا 8 صبح روز 18 را 78تيرماه كه از اهم وقايع بود، بيان كنم. سردار فرهاد نظري اظهارداشت: درجلسات گذشته، دانشجويان شاكي، تهديد به تجمع كردند يا روز ديگر تهديد به ترك جلسه دادگاه كردند و يا مي گويند مسائل مطرح شده از سوي من سياسي است. حجت الاسلام طباطبايي رئيس دادگاه گفت: آيا اين مسائل مربوط به دفاعيات شماست يا اين تهديدها به دادگاه مربوط است، لذا اگر كسي من و يا دادگاه را تهديد مي كند بايد بدانيد كه دادگاه صاحب و متولي دارد و ارتباطي به شما و دفاع شما ندارد، لذا از پراكنده گويي بپرهيزيد. وي ازنظري خواست درخصوص دستور ورود به كوي اگر توضيح دارد بگويد. نظري گفت: اگر مي فرماييد بحث من تكراري است، من بنشينم. وي از دادگاه خواست در صحبت وي تزلزل ايجاد نشود. نظري گفت: مگر چقدر من بايد فشارهاي روحي و عصبي را تحمل كنم. رئيس دادگاه گفت: چرا ناراحت مي شويد، من سئوال مي كنم و شما با آرامش خاطر جواب دهيد. نظري گفت: مسير دادگاه و روند رسيدگي را به من اعلام كنيد، چشم جوابمي دهم. رئيس دادگاه گفت: مسير اين است كه سئوالها مطرح شود. سرهنگ عليرضا آذري مشاور دادگاه از نظري پرسيد: در پاسخ به سئوالي كه در جلسه پنجم مطرح شد، گفته بوديد كه افسر ميدان پس ازميراحمدي شمابوده ايد. با، توجه به اينكه ورود به كوي در مقطع فرماندهي شما صورت گرفته، بگوييد افسر ميدان پس از شما چه كسي؟ بوده است نظري گفت: در زمان فرماندهي ميدان من، يك مرتبه ورود صورت گرفته است. مشاور دادگاه از نظري سئوال كرد: در زمان فرماندهي شما دو مرحله ورود به كوي صورت گرفته، در اين باره دفاع كنيد. سردار نظري گفت: از ساعت 2 و 45 دقيقه بامداد 6تا كه من در محل حضور داشتم، فرماندهان يگان مربوطه و منطقه نيز درآنجا بودند، دستور صريح من به فرماندهان ميدان و يگان ويژه ناحيه پاكسازي محل بود. نظري بااشاره به اينكه در اينگونه موارد فرماندهان دستور تصريحي مي گيرند اما استنتاج برعهده خودشان است، گفت: اگر تخلف شده سردارميراحمدي بايد جوابگو باشد. مشاور دادگاه از متهم پرسيد، داوود منيري در اظهارات خود گفته است كه يك قبضه اسلحه پرتاب گاز اشك آور را از آقاي نظري تحويل گرفته و با آن شليك كرده است، دراين باره توضيح دهيد. متهم افزود: آن شخصي را كه وي در صحبت هاي بعدي خودش نشانه او رامي دهد، من نيستم و اين گوياي اين واقعيت است كه منيري اصلا من رانمي شناخته است. قاضي طباطبايي در ادامه جلسه دادگاه به متهم گفت: طبق گزارشات، شما دستور ورود به كوي را داده ايد، در اين مورد توضيح دهيد. نظري گفت: بازرسي ناجا كه گزارشات براساس آن تنظيم شده است، شايدبه خاطر مسايلي كه داشت، حركاتي غيرمتعارف را انجام داد و پرسنلي رامتهم كردند كه يك نفر قرباني را به صحنه بكشند، زيرا پرونده، پرونده مساعدي نيست. وي افزود: سربازاني كه اين گزارش با نظرات آنان ارائه شده است، مي گويند به من فشار آورده اند، به من گفتند، بگو اينه (نظري ) شمامي دانيد، كه بازي، بازي سياسي بوده است. نظري با تاكيد بر شكايت خود از بازرسي ناجا گفت: من متهم رديف اولم، اما تاكنون رئيس بازرسي ناجا حتي يك سئوال از من نپرسيده است. متهم در پاسخ به سئوال رئيس دادگاه درباره آمريت ورود به كوي دانشگاه گفت: باتوجه به آنكه در نيروي انتظامي سلسله مراتب درزمينه دستورات وجود دارد، بنابراين بايد مسئولان بالاتر از من نيز جوابگو باشند. وي در ادامه از دادگاه درخواست كرد كه امير پزشكي كه بخشي ازگزارشات بازرسي ناجا براساس گفته هاي وي تنظيم شده است، اجازه صحبت داشته باشد. امير پزشكي با قرار گرفتن در جايگاه، خود را به عنوان متهمي كه درصحنه بوده است سرباز وظيفه و متهم رديف 14 اين پرونده و نيزاينكه از سربازان گروگان گرفته شده در واقعه كوي دانشگاه است معرفي كرد. پزشكي در سخنان خود تصريح كرد: در تحقيقات و بازرسي ناجا تحت فشاربوديم، گاه و بي گاه در ساعت هاي يك، سه و چهار بامداد از ما بازرسي مي كردند و ما را تحت فشار مي گذاشتند كه اگر عامل اصلي را معرفي نكنيد، تمام خسارت هاي كوي دانشگاه متوجه شما سه نفر است. وي افزود: ما مجبور بوديم سردار نظري را به عنوان عامل اصلي معرفي كنيم و در دادسرا نيز براي اينكه صحبت هاي قبلي ام نقض نشود، همان راتكرار كردم. معاون دادستان خطاب به سردار نظري از وي خواست كه دلايل خود رادرباره اينكه بازرسي ناجا به چه دليل مي خواسته است وي را قرباني كند و بازجويي را عليه او انجام دهد، ارائه كند. سردار نظري گفت: نوع، شرايط و ويژگي بحران، آنان را به سرعت عمل واداشت، من در دوران خدمت فردي جدي، منضبط و مقرراتي بودم، اگردستور ورود به كوي را من داده بودم، فضا برايم بازتر از آن بود كه بگويم من دستور ندادم. وي افزود: من قبلا هم گفته ام، به آن ها گفتم اگر مي خواهيد حقيقت راپيدا كنيد چه اصراري داريد كه آمريت را بردوش من بگذاريد. نظري گفت: آن ها 9 ماه تحت فشار بودند و عملكردشان به خاطر دلايل جانبي خيلي عجولانه بود. متهم در ادامه با تشريح ارزيابي خود از وضعيت كوي دانشگاه در لحظه ورود گفت: من وضعيت را خيلي خراب ارزيابي كردم. در ادامه جلسه دادگاه، اقبال معاون دادستان نظامي گفت: مگر تشخيص ناآرامي ها و شرايط بحران بر عهده شوراي تامين ؟ نيست نظري گفت: بله، ولي ابلاغ و اجراي آن براساس قانون با نيروي انتظامي است. اقبال درخصوص مدت زمان اجراي دستور معاون استاندار از سردار نظري سئوال كرد. نظري گفت: آقاي رضايي بابادي به من گفت كه واحدها بروند و من به حالت نظامي اطاعت كردم و به همين حالت عقبگرد كرده و به پرسنل گفتم، محل را ترك كنند و اينكه مي گويند من اين دستور را ناديده گرفتم، ادعايي كذب است. اقبال پرسيد: آيا شما خيابان اميرآباد را ترك؟ كرديد نظري گفت: بله، پرسنل به ستون مي رفتند. اقبال پرسيد: اگر معاون استاندار صورتجلسه را امضا مي كرد، محل راترك؟ مي كرديد نظري گفت: با اين سئوال شما معلوم است كه اگر محل را ترك مي كرديم ويا ترك نمي كرديم، در هر دو حال بايد مورد مواخذه قرار مي گرفتيم. اقبال گفت: آيا شما مي خواستيد رضايي صورتجلسه را امضا كند تامسئوليت از شما سلب شود و آيا مسئولان سياسي موظف به امضاي چنين صورتجلساتي؟ هستند نظري گفت: دستور بايد كتبا به من ابلاغ مي شد و چون شفاهي بود، گفتم كه صورتجلسه شود تا امروز اين صورتجلسه را تقديم دادگاه كنم. اقبال گفت: اگر مسئولان سياسي به صورت حضوري و شفاهي دستور مي دادند، محل را ترك؟ نمي كرديد نظري گفت: اينجا به اين سئوال پاسخ نمي دهم ولي به هرحال ماقرارگاههايي چون ثارالله داريم. رئيس دادگاه دراين زمان خطاب به معاون دادستان گفت: بحث ما اتهام آمريت است و مي خواهيم بدانيم به چه دليل ورود به كوي صورت گرفته كه ايشان منكر دستور ورود مي شوند، لذا شما در بحث اثبات آمريت اگر سئوال داريد، بپرسيد. معاون دادستان نظامي پس از اظهارات رئيس دادگاه خطاب به نظري گفت: شما ازطريق سردار نجفي يك فرصت ضربالاجل پنج دقيقه اي به دانشجويان داده بوديد، استنباط شما ازاين فرصت چه؟ بود وي درادامه سئوال خود افزود: اگر دانشجويان به اين مهلت عمل نمي كردندچه مي كرديد. درحالي كه آقايان ميراحمدي و تقوي كه همراه شما بوده انددراظهارات بازجويي گفته اند كه ما از سردار نظري خواهش كرديم كه فرصت بيشتري بدهد ولي وي موافقت نكرد. نظري درپاسخ گفت: اين گفت وگو در آن شب انجام نشد و من اين اظهارات را تكذيب مي كنم. متهم رديف اول پرونده كوي دانشگاه افزود: من زماني كه به محل واردشدم، ديدم كه واحدها تجزيه شده اند وروحيه آنان ازهم پاشيده است وطبق روال نظامي با اقتدار آقايان را خواستم و گفتم كه سريعا نيروها را آماده كنند. سرپرست سابق ناحيه انتظامي تهران بزرگ اظهارداشت: آن شب سردارميراحمدي گزارش واقعي صحنه را به من نداد كه بعدا دراين زمينه به وي انتقاد كردم. وي گفت: سردار ميراحمدي فكر كرده بود كه من ساعت 2 و 45 دقيقه آن شب مي خواهم دستور حمله دهم دراين زمان بودكه وي دست من را گرفت درحالي كه درآن زمان صحبت از تمديد فرصت ومهلت نشد. اقبال معاون دادستان درقالب سئوال ديگري گفت: شما گفته ايد كه ميراحمدي فرمانده ميدان بوده، وي نيز دراظهارات خود گفته است كه من مجددا به سردار نظري مراجعه كردم وباالتماس گفتم كه نوكرتم، دست نگه دارتا خون وخونريزي نشود ولي سردار نظري دست من را پايين انداخت. نظري گفت: بله من دست وي را با تحكم انداختم ولي اين اظهارات كذباست بلكه وي را احضار كنيد تا در جايگاه ومقابل دادگاه و چشمان من اين حرفها را بگويد. اقبال به ديگر اظهارات سردار ميراحمدي مبني بر ايراد سخناني مهيج از سوي نظري كه ما جبهه رفته ايم، خون داده ايم، شهيد داده ايم و امروز نمي توانيم ببينيم به مقدسات ما توهين شود، براي چه نشسته ايد، اشاره كرد و گفت: آيا اين اظهارات را قبول؟ داريد نظري گفت: نه خير، من آن شب هيچ سخنراني نداشتم. رئيس دادگاه گفت: همين اندازه كه سه جمله گفته باشيد، آيا قبول؟ داريد نظري گفت: نه خير. دراين زمان اقبال گفت: سئوال من چيز ديگري بود، آيا دستور عقبنشيني شما ازطريق شبكه بوده ويا توسط سلسله مراحل؟ فرماندهي نظري گفت: ساعت 4 و 45 دقيقه برابر امريه ثبت شده در دفتر واقعه نيروي انتظامي، من به مقر مبين اعلام كردم كه نيروهاي خود را از داخل خوابگاهها وكوي به بيرون منتقل كند. وي افزود: چون من به حساسيت موضوع رسيده بودم، خودم را به سرهنگ خدابخشي رساندم وگفتم چه كسي به شما دستور ورود به كوي را داده است. اقبال معاون دادستان گفت: شما گفتيد كه دستور عدم ورود به كوي را داده ايد، اين دستور دركجا و درچه ساعتي ؟ صادرشد نظري گفت: منظور من دستور خروج بود، چون تعدادي مامور خلاف كرده بودند ووارد كوي شده بودند، من دستور خروج آنان از كوي را صادركردم. رئيس دادگاه سپس با اعلام خاتمه هشتمين جلسه رسيدگي به پرونده مهاجمان به كوي دانشگاه، ادامه رسيدگي را به روزشنبه دهم ارديبهشت ماه موكول كرد.