Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790206-47950S1

Date of Document: 2000-04-25

آموزش و پرورش، از شعار تا عمل گفت و گو با وزير آموزش و پرورش - بخش سوم دفتر * تكنولوژي آموزشي وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر از بعد فني بسيار عالي كار مي كند، ولي از بعد از تكنولوژي آموزشي در حد صفر است. به همين خاطر حتي مي توانيم نام دفتر تكنولوژي آموزشي را بر آن نگذاريم * هيچ كدام از تشكل هاي صنفي فرهنگيان براي ما تفاوت ندارند و حاضريم با همه آنها صحبت كنيم * انجمن اوليا و مربيان نتوانسته است از ظرفيت عظيم اولياي دانش آموزان استفاده كند و تنها به صورت يك بعدي آن هم از لحاظ مادي عمل كرده است * مشاركت معلمان در فرايند تعليم و تربيت و تصميم سازي و تصميم گيري در آموزش و پرورش يكي از برنامه هاي ما در سال 79 است و در اين زمينه اقداماتي صورت گرفته است اشاره: بخش اول و دوم گفت و گو با وزير آموزش و پرورش را در همين صفحه به چاپ رسانديم. در شماره هاي قبل آقاي مظفر درباره سياست هاي آموزش و پرورش در مدرسه هاي ابتدايي، سياست هاي پرورشي آموزش و پرورش، سياست مدرسه محوري، بزهكاري در ميان دانش آموزان، وضعيت دوره پيش دانشگاهي، نظام جديد آموزش متوسطه، طرح تغيير نظام آموزشي، كتاب تاريخ دوره متوسطه و.. توضيح دادند. امروز سومين بخش مصاحبه با وزير آموزش و پرورش از نظرتان مي گذرد. گفت وگو از: سيد افشين امير شاهي درباره * آن بخش از صحبت هاي جنابعالي كه گفتيد آموزش وپرورش مسئول فرهنگي نظام سياسي كشور است و جهت گيري تدوين كتابهاي درسي مي بايست به سمت اهداف نظام باشد در روانشناسي پرورشي ثابت شده است كه شخصيت افراد تا دوازده و سيزده سالگي شكل مي گيرد. به عنوان مثال درژاپن تدوين كتابهاي درسي در مقطع ابتدايي با توجه به اين موضوع، به عهده حكومت ژاپن است. ولي اين نقش دولت ژاپن در دوره راهنمايي كم رنگ مي شود و در دوره متوسطه بيشتر كتابها از سوي صنايع اين كشور طراحي مي شود. علت هم اين است كه ژاپني ها عقيده دارند شخصيت كودك در همان سالهاي مقطع ابتدايي شكل گرفته است به همين خاطر نحوه نظارت آنها در دوره دبيرستان بسيار كمتر از مقاطع پايين تر است. در واقع به اهداف خودشان براي شكل دادن به شخصيت كودك در همان سالهاي اوليه مدرسه رسيده اند. در نتيجه در سالهاي دبيرستان صاحبان صنايع هستند كه محتواي كتابهاي درسي را طراحي مي كنند. در صورتي كه در ايران از ابتدايي تا دبيرستان و حتي دانشگاه، طراحي كتابهاي درسي انحصاري است. اگر هم موضوعي در شوراي كارشناسان سازمان تدوين كتب درسي مطرح شود، ولي ظاهرا باز هم تدوين كتابها انحصاري است و اين طور نيست كه به دانشمندان رشته هاي مختلف، خارج از چارچوب فعاليت هاي آموزش و پرورش موضوعي داده شود تا آنها به تدوين يك كتاب درسي براي دبيرستان بپردازند. درباره * نكته اولي كه گفتيد بعضي از نظام هاي آموزشي در بخش متوسطه آزادتر هستند، اين مساله در كشورهاي مختلف متفاوت است. در بسياري از كشورهاي توسعه يافته، دولتها كل آموزش و پرورش را دراختيار دارند. در بعضي ازكشورها نيز آموزش متوسطه به صورت خصوصي اداره مي شود. ولي جهت گيري آموزش و پرورش در همه كشورها صددرصد دولتي است ودر دوره متوسطه نيز مشاركت مردم بيشتر است. دراين زمينه نيز ما همين شيوه را داريم ومشكل خاصي هم وجود ندارد. اما اگر بحث در خصوص تدوين كتب باشد، همچنان اعتقاد دارم كه درچارچوب محتواي كتب درسي بايد هماهنگي با فرهنگ يك كشور وجود داشته باشد و هويت ملي، تاريخي، اعتقادي مي يايست در نظر گرفته شود. اگر كتاب درسي به صورت انحصاري در اختيار آموزش و پرورش و دستگاه تعليم و تربيت باشد، به معناي ناديده گرفتن صاحبنظران و انديشمندان البته نيست تاكنون هم فكر وانديشه در آموزش و پرورش بوده است وهم اجرا و تدوين بوده است. در حال حاضر كار ديگري را در دست اجرا داريم. اولا در بخش مهارتي و فني ما نيز مانند كشورهاي ديگر هستيم. محتواي كتابهاي فني ما را صاحبان حرفه ها و صنايع مي نويسند و ما تاييد مي كنيم. حتي آزمون هاي ما را آنها برگزار مي كنند كه البته با مشاركت ما انجام مي شود. حتي مهارت سنجي را خودصاحبان حرفه هاو صنايع انجام مي دهند. امتحانات مهارتي مثلا جوشكاري، صافكاري، قالببندي را خود آنها در بخش هاي فني و كار دانش و مهارتي انجام مي دهند. ولي در بخش نظري همين طور بوده كه گفتيد يعني تاكنون هم محتوا، فكر، انديشه از آموزش و پرورش بوده است و هم تدوين و اجرا. امسال باب تازه اي را باز كرده ايم كه مشاركت جامعه و صاحبنظران در تاليف كتب درسي و ايجاد زمينه براي كاهش تصدي در اين زمينه و واگذاري با اعمال نظارت است. البته اين كار هم به معناي رها كردن نيست. چون در نظام فرهنگي و آموزشي كتاب مهم ترين سند آموزش و پروش است. رسمي ترين و پايدارترين و مطمئن ترين سند رسمي كشور در نظام تعليم وتربيت، كتاب درسي است. بنابراين حتما مي بايست محتوا، فرهنگ و فكر و انديشه يك كتاب درسي، از نظام تعليم و تربيت كشور شكل بگيرد. ولي متناسب با اين موارد در اجرا مي تواند از مشاركت جامعه نيز بهره بگيرد. امسال نيز تدوين كتابهاي فني و حرفه اي ما تمرين اوليه ما است. سپس به سراغ كتابهاي كلاسيك نظري، علمي مانند فيزيك، رياضي، شيمي در مي آييم نهايت نيز به سراغ همه كتابهاي علوم انساني و ديني خواهيم آمد. ما چارچوب و ضوابط و معيار مي دهيم و به جامعه اعلام مي كنيم هر كسي كه مي تواند، بيايد و متناسب با اين چارچوبها و ضوابط و روش ها كتاب تاليف كند. طبعا آن موقع نيز بايد يك گروه تصويب كننده و تاييدكننده تعيين شود و مشاركت مردم نيز در اين زمينه جذب شود كه دنبال مي كنيم. برخي * از معلمان عقيده دارند كه معلم بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد و از اين رو معلمان قيم نمي خواهند رابطه او با آموزش و پرورش نيز نبايد رابطه كارگر و كارفرما و يا رابطه حاكم و رعيت باشد. به همين خاطر تقويت انجمن هاي صنفي معلمان را ضروري مي دانند. ولي از سويي گله مي كنند كه مسئولان آموزش و پرورش نمي گذارند كه اين انجمن ها پا بگيرند و به نوعي از سوي برخي از مسئولان آموزش و پرورش كارهايي صورت مي گيرد كه اين انجمن ها را از مسير اصلي خودش منحرف مي كند. نظر شما؟ چيست مشاركت * معلمان در فرايند تعليم و تربيت و در فرايند تصميم سازي و تصميم گيري يكي از سياست هاي آموزش و پرورش اتفاقا است ما مشاركت مردم در آموزش و پرورش را در مدرسه سازي نهادينه كرده ايم و به ثبت رسانيده ايم و آن را صنفي كرده ايم. مزاياي اين كار را هم مشاهده كرديم. مشاركت دانش آموزان را هم در قالب شوراي دانش آموزي وارد كرديم و تقويت تشكل هاي دانش آموزي و سازمان دانش آموزي را هم در حال نهادينه كردن هستيم و ان شاءالله آن را حل مي كنيم. امسال تنها مي بايست اين تشكل ها را تعميق كنيم. در بعد مشاركت معلمان در فرايند تعليم و تربيت و تصميم گيري و تصميم سازي هنوز به مرحله اجرايي نرسيده ايم. اما همچنان يكي از دغدغه هاي بزرگ ما است و جزو برنامه سال 79 است. چند كار را در اين زمينه مي بايست انجام دهيم. يكي توسعه انجمن هاي علمي است. با تشكيل انجمن هاي علمي، معلمان مي توانند با يكديگر درباره كتابهاي درسي، روش هاي تدريس و.. بحث كنند و مسائل مختلف آموزش و پرورش را مورد نقد و بررسي قرار دهند. سامان دهي گروههاي آموزش و استفاده از نظريات آنها در كتب درسي و اصلاح روش ها نيز يكي ديگر از اقداماتي است كه مي بايست انجام دهيم. نكته ديگر مشاركت معلمان در تصميم گيري مديريت مدرسه است كه آيين نامه اجرايي مدرسه را در اين زمينه اصلاح كرده ايم و براي مدرسه ها، شوراي مدرسه در نظر گرفته ايم كه معلم عضو شوراي تصميم گيري است. اين شورا شامل مدير، نماينده اولياء، نماينده معلمان و حتي برحسب مورد نماينده دانش آموزان است. يك كار ديگر هم مانده است كه استفاده از ظرفيت تشكل هاي صنفي معلمان و حمايت ما از آنها است. البته از روز اول گفته ايم كه هر تشكل صنفي بويژه تشكل هاي معلمان اگر به ثبت برسد، باعث خوشحالي ما است و هم به آنها كمك مي كنيم و هم از نظريات شان استفاده مي كنيم. چند بار به من گفتند كه چرا براي تشكيل دادن تشكل هاي معلمي اقدام نمي كنيد كه من اعتراض كردم مگر ما بايد تشكل هاي صنفي معلمان را تشكيل بدهيم. تشكل هاي صنفي معلمان خودجوش است و خود معلمان بايد براي ايجاد چنين تشكل هايي اقدام كنند و فايده ندارد كه مشاركت از بالا به پايين باشد، مشاركت بايد خودجوش و فعال باشد. در حال حاضر، هيچ تشكلي با تشكل ديگر براي ما فرق نمي كند. هر كدام از اين تشكل ها بخواهند با ما صحبت كنند، حاضريم. هر كدام بخواهند نظرياتشان را منعكس كنند، آمادگي براي پذيرش آنها داريم. چگونگي مشاركت و تاثيرگذاري آنها، از جمله مسائلي است كه بر روي آن كار مي كنيم كه بتوانيم جنبه عملي تر به آن بدهيم. هيچ تشكلي با تشكل ديگر براي ما تفاوت ندارد. البته به همه آنها نيز نمي توانيم جا بدهيم. چون همه اين تشكل ها مراجعه مي كنند كه جا به آنها بدهيم. بعضي وقت ها تنها يك تشكل صنفي در يك دستگاه وجود دارد و انصاف اين است كه بايد به آن تشكل جا بدهيم و كمك كنيم. ولي الان در دوره تكثرگرايي هستيم و در حال حاضر سيزده تشكل معلمي داريم. نمي توانيم براي همه اين تشكل ها محلي را در نظر بگيريم. اما حمايت معنوي مي كنيم و اگر حمايت مادي هم از دست ما بربيايد، دريغ نمي كنيم. چگونگي نهادينه كردن نظريات معلمان در فرآيند تصميم گيري و تصميم سازي جزو بحث هاي ماست. استحضار * داريد كه براساس تحقيقات به عمل آمده حدود 83 درصد يادگيري از طريق مشاهده كردن 11 درصد از طريق شنيدن و شش درصد باقي مانده از طريق سه حس بويايي، چشايي و لامسه صورت مي گيرد. علي رغم اين كه مشاهده كردن بيشترين سهم را در يادگيري به عهده دارد ولي كمتر مي بينيم كه در مدارس هنگام تدريس از وسايل آموزشي استفاده شود و سالها است كه روش تدريس در مدارس ماسخنراني و همان يازده درصد سهم شنيدن است،؟ چرا دلايل * مختلفي دارد كه از جمله مربوط به فرهنگ استفاده از تكنولوژي و فرهنگ آزمايشگاهي و كارگاهي است، ناآشنايي معلمان به استفاده از وسايل آموزشي است، نبودن امكانات است. برنامه توسعه فن آوري و تكنولوژي در كنار آموزش هاي كلاسيك جزو سياست هاي آموزش و پرورش است. كارهايي هم در اين زمينه انجام داده ايم. اولا رسانه هاي ديداري و شنيداري را توسعه داده ايم. الان 10 هزار و 500 مدرسه در كشور تحت پوشش رسانه هاي ديداري و شنيداري هستند و مفاهيم دشوار را با نوارهاي سمعي و بصري به دانش آموزان آموزش مي دهند. مثلا رشد گياهان، تولد نوزاد و غيره را از اين طريق آموزش مي دهند. شبكه اطلاع رساني دانش آموزي را براي اين كه دانش آموزان به اطلاعات مورد نيازشان دسترسي پيدا كنند، راه اندازي خواهيم كرد. نام شبكه اطلاع رساني دانش آموزي، شبكه شاد خواهد بود. بخش نرم افزار آن در حال تمام شدن است و امسال به اجرا درمي آيد. از اين طريق دانش آموزان با يكديگر و يا با معلمان خودشان با مركزيت آموزش و پرورش كه مركز علمي باشد، در تماس خواهند بود. اتصال مراكز فرهنگي ما نيز به شبكه اينترنت، نكته ديگري است. البته * اين سوءال من به بحث تكنولوژي آموزشي و عملكرد دفترتكنولوژي آموزشي وزارت آموزش و پرورش برمي گردد. من سوءال قبلي را براي اين طرح كردم كه دفترتكنولوژي آموزشي علي رغم اين كه نامش دفتر تكنولوژي آموزشي است، ولي فعاليت هاي اين دفتر به نظر مي رسد هيچ ربطي به تكنولوژي آموزشي؟ ندارد چرا * رسانه هاي ديداري و شبكه هاي اطلاع رساني دانش آموزي مربوط است. و ضمن اين كه ما امسال طرح سامان دهي تكنولوژي آموزشي را ابلاغ كرديم كه براساس آن مجريان طرح مي بايست به تشخيص وسايل آزمايشگاهي و كارگاهي اقدام كنند. يعني اين كه چه وسايلي مي بايست وارد مدرسه ها شود. همچنين استانداردسازي اين وسايل نيز در دستور كار است كه آن چيزي را كه ساخته مي شود، كنترل كنند تا ببينند آيا بر مبناي استانداردهاي علمي و پژوهشي ساخته شده؟ است سوم نيز توسعه اين فرهنگ در سطح معلمان و آموزش به معلمان است كه از اين وسايل استفاده كنند و كاربرد اين وسايل را بدانند. البته * منظور من اين نبود. استحضار داريد كه خاستگاه اوليه تكنولوژي آموزشي، آموزش و پرورش ولي است تكنولوژي آموزشي در خاستگاه اوليه خودش يعني آموزش و پرورش هم غريب مانده است. دفتر تكنولوژي آموزشي وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر از بعد فني بسيار عالي كار مي كند. همين طور كه الان اشاره كرديد. ولي از بعد تكنولوژي آموزشي پائين است. به همين خاطر حتي مي توانيم نام دفترتكنولوژي آموزشي را بر آن چون نگذاريم كارشناسان بسياري، تكنولوژي آموزشي را حلقه مفقوده آموزش و پرورش ما مي دانند. شما * تكنولوژي آموزشي را در چه مي بينيد، اگر اينها ؟ نباشد تكنولوژي * آموزشي شامل طراحي، اجرا و ارزشيابي كل فرآيند ياددهي و يادگيري است كه با بهره گيري و تلفيق مطلوبي از منابع انساني و غيرانساني صورت مي گيرد، آن هم به صورت سيستماتيك كه با هدف آغاز مي شود واز الگوهاي خاص آموزشي تبعيت مي كند كه همه آنها همراه با ارزشيابي است كه آنها هم سيستماتيك هستند و به منظور يك يادگيري عميق و موءثر انجام مي شود. سرانجام نيز ارزشيابي در آن صورت مي گيرد و درواقع همه مراحل آموزش را درنظر مي گيرد. يعني برنامه ريزي آموزشي، تحليل محتوا، توليد رسانه ها، روش تدريس و ساير موارد را در نظر مي گيرد. درحالي كه دفتر تكنولوژي آموزشي، تنها در زمينه توليد فيلم و بعضا نرم افزارها عمل مي كند. تكنولوژي * كه شما در اين سطح عام مي بينيد كه شامل كتاب و معلم و ارزشيابي و مواد آزمايشگاهي و سمعي و بصري هم مي شود، درحال حاضر در آموزش و پرورش توزيع شده است. كتابهاي درسي ما بر اين مبنا است كه به شيوه اي كتابها را طراحي كنند كه درس هاي آزمايشگاهي، كارگاهي، ايجاد انگيزه، سوءال و پرسشگري در آنها وجود داشته باشد. اين مسائل هم نوعي تكنولوژي آموزشي است. ولي * سيستماتيك نيست. در حالي كه براساس رهنمودهاي تكنولوژي آموزشي همه اين موارد بايد به صورت سيستماتيك باشد. در * يك سازمان سيستمي اين موارد كنار هم هستند. مثل سازمان ولي پژوهش امسال يك كاري انجام داده ايم و گفته ايم آن كسي كه كتاب مي نويسد، بايد محتواي آموزشي را تعيين كسي كند كه كتاب مي نويسد بايد نوع وسيله آزمايشگاهي و كارگاهي را تعيين كند. كسي كه كتاب مي نويسد، بايد نوع آموزش معلم را تعيين كند. به نظر مي رسد كه اينها همه هماهنگي هاي اين مسئله است. البته ارزشيابي را در اينجا نداريم، ولي گفته ايم كه مي تواند سهيم باشد و جزو برنامه هاي ما هست. مي تواند در يك مجموعه منسجم و شكل يافته طراحي شود. البته 90 درصد اين مسايل، در سازمان پژوهش است و يك بعد آن در معاونت نيروي انساني است كه محتواي آن را باز در سازمان پژوهش تنظيم مي كنند و يك بعد هم در معاونت آموزشي است كه ارزشيابي هم آنجا صورت مي گيرد. هماهنگي هايي بايد صورت پذيرد. از * اين مبحث خارج شويم. انتظار مي رفت پس از آقاي نجفي، شما هم برگزيدگان المپيادها را به عنوان افتخار آموزش و پرورش ايران مطرح نكنيد. چون اين افراد استثناء هستند و ازطريق اردوهاي طولاني و تلاش خودشان ارتقاء پيدا كرده اند. درحالي كه وضعيت درون آموزش و پرورش ما به صورت ديگري است. مثلا آن كسي كه در رياضي در جهان اول مي شود، به خاطر سيستم تدريس رياضي آموزش و پرورش نيست. ما * كه نگفته ايم آن كسي كه اول مي شود بهترين رياضي دان جهان است. گفته ايم رتبه آورده است. منظور * من اين منظور نيست من اين است كه نظام آموزشي ما به صورتي است كه اگر آن كسي كه در المپيادها مقام مي آورد، با ساير دانش آموزان هم سن و هم رشته خودش فاصله بسيار زيادي دارد. نمونه آن هم طرح تيمز است. درواقع مي توان گفت آن تعداد محدودي كه در المپيادها مقام مي آورند، حالتي گول زننده براي نظام آموزش و پرورش ما دارند. چون بقيه با آنها فاصله زيادي دارند. ما * اين موضوع را اصلا نفي نمي كنيم و همين طور است. يك جزوه اي نوشته ام به نام غربال سازي استعداها، كژراهه اي نامطلوب در سير تعليم و تربيت. اصلا همه حرف ما همين است. ولي در اينجا ما يك واقعيت را نشان داده ايم. اصلا نمي گوييم آن كسي كه در المپيادها رتبه آورده است، بهترين است و كل آموزش و پرورش ما همان توانايي را دارد. اصلا تلقي ما اين طور نيست و به اين مسائل به عنوان يك نگاه اصلي توجه نمي كنيم. قصد ما نگاه به بدنه آموزش و پرورش است. بدنه آموزش و پرورش را بايد با هم ببينيم و رشد بدهيم. در عين حال بحث پرورش استعدادهاي نابغه و خلاق بايد جزو برنامه هاي هر نظام باشد. آن هم نه به شيوه اي كه دنبال مي كنيم. اين شيوه اي كه تنها با يك آزمون افراد بااستعداد را آن هم ازطريق سوءالات كامپيوتري جدا مي كنيم و افراد با يكديگر يك دهم يك دهم فاصله دارند اولا به معناي نابغه نيستند و ثانيا اين تعداد نابغه را نمي توانيم تقويت كنيم و به سرانجام برسانيم. در نهايت آنها را شناسايي مي كنيم و ديگران از آنها بهره مي برند. مهم ترين * كارهايي كه در دوران وزارت جنابعالي انجام شده است،؟ چيست اين * كارها در ابعاد مختلف صورت گرفته است. در * هر بعدي كه مي خواهيد مهم ترين را معرفي؟ كنيد در * بعد معيشتي، اصلاح حقوق و اصلاح نظام درمان است كه كار انقلابي و بي سابقه انجام شده است. در نظام درمان با مشاركت سه جانبه آموزش و پرورش، نظام بيمه اي و معلمان اين كار انجام شده است. در بعد تربيت سياسي اجتماعي دانش آموزان با رشد بسيار چشمگيري مواجه بوده ايم و دانش آموزان در همه عرصه ها حضوري فعال دارند. البته زمينه ساز اصلي اين حركت آقاي خاتمي است. ولي ما نيز اين كار را در قالب شوراي دانش آموزي، تشكل هاي دانش آموزي، سازمان دانش آموزي نهادينه كرده ايم. تشكيل جلسات بحث و گفت وگو و پاسخ به پرسش هاي دانش آموزان و نيز جلسه وزير و مسئولان استان ها با دانش آموزان در سطح استان ها كه بهادادن به شخصيت دانش آموزان است، در بعد تربيت سياسي اجتماعي صورت گرفته است. همچنين مشاركت مردم در امر مدرسه سازي و حذف مدارس سه نوبته، كپرزدايي از آموزش و پرورش، جذب اعتبارات مردمي بي سابقه در طول تاريخ آموزش و پرورش، ساماندهي خيرين مدرسه ساز در قالب تشكل هاي صنفي از كارهايي است كه صورت گرفته است. در بخش محروميت زدايي و بسط عدالت آموزشي نيز اقداماتي چون ايجاد فرصت هاي برابر براي دستيابي دانش آموزان به امكانات، تجهيز مدرسه هاي محروم و ايجاد سيستم توزيع عادلانه امكانات و تجهيزات با استفاده از 60 شاخص تعريف شده جديد صورت گرفته است. قصد داريم همه سرانه هاي دانش آموزي را در سطح كشور با اين شاخص ها يكسان كنيم. توسعه مدارس شبانه روزي در مناطق محروم، توسعه مدارس نمونه در مناطق محروم نيز در بخش محروميت زدايي انجام شده است. در بخش اعتبارات آموزش و پرورش نيز، كسري هاي آموزش و پرورش را از 450 ميليارد تومان به صفر رسانده ايم و به شاخص هاي مالي و اعتباري - البته بيشتر در فصل اول - بهبود بخشيده ايم. در زمينه بهبود روش ها نيز آموزش و پرورش تحول عظيمي انجام داده است كه موجب ارتقاي كارآيي و بهبود شاخص ها شده است. صرفه جويي خوبي نيز در اين زمينه صورت گرفته است. تاكنون 21 مورد بهبود روش در آموزش و پرورش داشته ايم. به همين خاطر شوراي تحول اداري و بهبود روش هاي آموزش و پرورش نيز مورد تقدير رئيس جمهوري قرار گرفته است. در تحول اداري نيز كارهايي چون تمركززدايي، مشاركت جويي، تفويض اختيارات، كاهش ديوان سالاري، تسهيل مقررات و اصلاح آيين نامه ها و كنترل بخشنامه ها صورت گرفته است. در زمينه توسعه قرآن در آموزش و پرورش بويژه در پايه اول و دوم دبستان نيز كار تازه اي صورت گرفته است. اگر چهار يا پنج سال از اين تجربه جديد بگذرد، دانش آموزان ابتدايي روخواني و تندخواني قرآن و نيز مقداري از فهم ترجمه قرآن را مي آموزند. توسعه كتاب و كتابخواني نيز از ديگر كارهايي است كه در آموزش و پرورش در اين سالها انجام شده است. سرانه كتاب را از يك /2 5به رسانده ايم. كتابخانه هاي كلاسي را با مشاركت دستگاههاي مختلف داير كرده ايم. همچنين مشاركت دانش آموزان در طرح هاي ملي با همكاري دستگاههاي مختلف از ديگر كارهاي انجام شده در آموزش و پرورش است. در اين زمينه با نوزده دستگاه، سازمان، ارگان و وزارتخانه چون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، سازمان مراتع و جنگلداري، شهرداري، محيط زيست، سازمان تبليغات اسلامي، ستاد مبارزه با موادمخدر و... قرار داد همكاري منعقد كرده ايم، كه اين همكاري ها ادامه خواهد داشت. مثلا در زمينه كاشت نهال، حدود يك ميليون در سطح كشور توسط دانش آموزان كاشته شده است و اين روند ادامه نيز خواهد داشت. بهبود نيروي انساني، بهبود وضعيت آموزش فرهنگيان و هشت درصد ارتقاء مدرك تحصيلي آنها، بهبود وضعيت احياي تربيت معلم از كارهاي ديگر آموزش و پرورش است. بويژه رسيدگي به وضعيت تربيت معلم جزو كارهاي اساسي آموزش و پرورش است. چون تربيت معلم از نظر مالي در وضعي نامناسب بود و در واقع بدترين و زجرآورترين وضعيت را داشت. مدارك و مركز تربيت معلم فاقد اعتبار بود. اما در حال حاضر اولا مراكز تربيت معلم در شوراي گسترش وزارت فرهنگ و آموزش عالي به تصويب رسيده است و يك شان رسمي و آموزشكده اي پيدا كرده مقام است رشته هاي درس هاي تربيت معلم در شوراي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي به تصويب رسيد و تاييد شده است. مدارك كارداني تربيت معلم در همه دوره هاي آموزش و پرورش يكجا مورد تصويب شوراي عالي برنامه ريزي وزارت علوم قرار گرفته است و امكان ادامه تحصيل دانشجويان تربيت معلم از كارداني به كارشناسي فراهم شده است. قبلا از مقطع ديپلم شركت مي كردند و فوق ديپلم آنها را نمي پذيرفتند. ادامه دارد